انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1014 100 1

Promote

تلفظ promote
تلفظ promote به آمریکایی/prəˈmoʊt/ تلفظ promote به انگلیسی/prəˈməʊt/

معنی: ترقی دادن، ترویج کردن، ترفیع دادن
معانی دیگر: پایه دادن، تشویق کردن، رواج دادن، گستراندن، (از طریق آگهی وغیره) تبلیغ کردن، شناساندن، فرا گفتن، (خودمانی) با تقلب به دست آوردن، به جیب زدن، بالا کشیدن

بررسی کلمه Promote

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: promotes, promoting, promoted
مشتقات: promotable (adj.)
(1) تعریف: to support the existence, growth, or advance of.
مترادف: cultivate, encourage, forward, foster, further
متضاد: hinder, obstruct
مشابه: advocate, aid, assist, augment, back, conduce to, enhance, expedite, nourish, prefer, support

- These toxic substances promote the growth of tumors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مواد سمی رشد تومور را ترویج می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مواد سمی باعث رشد تومور می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Yoga promotes a sense of well-being.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یوگا یک حس خوب بودن را ترویج می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یوگا یک احساس رفاه را ترویج می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- They've launched a campaign to promote awareness of the dangers of alcohol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها کمپینی را برای ترویج آگاهی نسبت به خطرات الکل راه‌اندازی کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها یک کمپین برای تبلیغ آگاهی از خطرات الکل راه اندازی کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to advance (someone) to a higher rank or position.
مترادف: advance, elevate, raise
متضاد: bust, demote, disparage, downgrade
مشابه: exalt, kick upstairs, prefer, upgrade

- Because of his excellent job performance, he was promoted within the first year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به دلیل عملکرد عالی شغلی اش در سال اول ترفیع یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به دلیل عملکرد شغلی عالی او در سال اول ترویج شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to advertise or otherwise encourage the purchase of.
مترادف: advertise, boost, plug, publicize, push
مشابه: ballyhoo, encourage, hype, merchandise, trumpet

- The company is heavily promoting its newest product this month.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این شرکت در ماه جاری به شدت در حال تبلیغ جدیدترین محصول خود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این شرکت در ماه جاری به شدت جدیدترین محصول خود را ارتقا می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Promote در جمله های نمونه

1. Students who pass the test will be promoted to the next grade.
ترجمه دانشجویانی که در امتحان قبول می شوند، به کلاس بعد ارتقاء داده می شوند

2. An accurate knowledge of other cultures will promote good will among people of different backgrounds.
ترجمه آگاهی دقیق از سایر فرهنگ ها، حسن نیت را در میان مردم با پیشینه های مختلف ترویج می دهد

3. Several bankers invested an enormous sum of money to promote the idea.
ترجمه چندین بانکدار، مبلغ هنگفتی را برای تبلیغ کردن طرح سرمایه گذاری کردند

4. to promote a new product
ترجمه فرآورده‌ی جدیدی را شناساندن

5. to promote the sovereign good of the community
ترجمه برای پیشبرد مصالح عالی جامعه

6. in order to promote world peace
ترجمه به‌منظور گسترش صلح جهانی

7. the drive to promote literacy
ترجمه پیکار برای ترویج سوادآموزی

8. we are trying to promote higher education
ترجمه مامی‌کوشیم که آموزش عالی را گسترش بدهیم.

9. We need to promote an open exchange of ideas and information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید تبادل ایده‌ها و اطلاعات را ترویج دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید تبادل آزاد ایده ها و اطلاعات را ارتقاء دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. An industrial estate will help to promote the business of that city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شهرک صنعتی به ارتقا کسب‌وکار آن شهر کمک خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک املاک صنعتی به ترویج کسب و کار آن شهر کمک خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. a meeting to promote trade between Taiwan and the U. K.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جلسه‌ای برای ترویج تجارت بین تایوان و ایالات‌متحده ک
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک جلسه برای ترویج تجارت بین تایوان و U K
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. If you promote our goods, we will give you a good discount as our part of the bargain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر کالاهای ما را تبلیغ کنید، به شما تخفیف خوبی به عنوان بخشی از معامله به شما خواهیم داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر کالاهای ما را ترویج کنید، به عنوان بخشی از معامله، تخفیف خوبی خواهیم گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. You don't have to sacrifice environmental protection to promote economic growth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما مجبور نیستید حفاظت از محیط‌زیست را برای ترویج رشد اقتصادی قربانی کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما لازم نیست که برای حفاظت از محیط زیست برای ترویج رشد اقتصادی قربانی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We need to do more to promote good race relations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید کاره‌ای بیشتری برای ترویج روابط نژادی خوب انجام دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید برای ارتقای روابط نژادی خوب تلاش کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The government's policies will promote the welfare of all citizens.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیاست‌های دولت رفاه همه شهروندان را افزایش خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیاست های دولت باعث رفاه همه شهروندان خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The band has gone on tour to promote their new album.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه برای ترویج آلبوم جدید خود به تور رفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گروه برای تبلیغ آلبوم جدید خود به تور رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. They wish to promote a real and effectual understanding between the two countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌خواهند درک واقعی و موثر بین دو کشور را ترویج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها مایلند یک درک واقعی و موثر بین دو کشور را تبلیغ کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. He was in town to promote his new books.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در شهر بود تا کتاب‌های جدیدش را ارتقا دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در شهر برای ترویج کتاب های جدیدش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The aim of the culture festival is to promote friendship between the two countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف جشنواره فرهنگ ترویج دوستی میان دو کشور است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف جشنواره فرهنگ، ارتقای دوستی بین دو کشور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. Some types of antibiotic are used to promote growth in farm animals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از انواع آنتی‌بیوتیک برای ترویج رشد در حیوانات خانگی به کار می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از انواع آنتی بیوتیک ها برای افزایش رشد در حیوانات مزرعه مورد استفاده قرار می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Promote

ترقی دادن (فعل)
raise , advance , boost , promote , meliorate
ترویج کردن (فعل)
promulgate , promote , cultivate
ترفیع دادن (فعل)
increase , promote , elevate , pedestal

معنی کلمه Promote به انگلیسی

promote
• further, advance; advance in rank or position; foster sales through advertising, encourage sales; aid, help, assist; obtain through trickery (slang)
• if people promote something, they help or encourage it to develop or succeed.
• if a firm promotes a product, it tries to increase the sales or popularity of that product.
• if someone is promoted, they are given a more important job.
• when a football team is promoted, they play in the division above their present one for the next season because they have scored more points than the other teams in their division.
• see also promotion.
promote a bill
• support a proposed law
promote a process
• actively support a process, help a process to succeed
promote an officer to the rank of
• raise an officer's rank to -, give an officer a higher rank of -
promote disorder
• cause chaos, cause confusion, cause a fracas

Promote را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Promote

امیر ١٩:١٣ - ١٣٩٦/٠١/٣١
ارتقاع دادن
|

پریسا ١٣:٤٧ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
افزایش
|

براتی ٢٢:٤٧ - ١٣٩٦/٠٩/٢٤
ترویج
|

ebitaheri@gmail.com ١١:٥٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢٥
پیشرفت
|

Hadeian ١١:١١ - ١٣٩٦/١٠/٣٠
پیشبرد
|

ندا ٢٣:٠٤ - ١٣٩٦/١١/٠٣
معرفی کردن
|

مهدی حسینی نژاد ١٧:٥٣ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
کمک کردن به
|

خشایار نوروزی ١٧:٣٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٣
جلو بردن,پیشبردن
|

وفا ٢٢:٢١ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
تقویت کردن
|

سجاد ٠٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
کمک کردن به
|

عماد ١٤:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٨
گسترش
|

مقداد سلمانپور ١٠:٢٤ - ١٣٩٧/١١/١٢
ترویجی
|

سها ٢٠:٣٤ - ١٣٩٧/١٢/١٥
اهمیت دادن _مهم جلوه دادن
|

پری ١٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠١/١٩
رشد
|

mamad ١٤:٥٣ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
ریشه دار کردن

|

mamad ١٤:٥٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
گسترش
|

Ahmad ١٣:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٢١
تایید کردن
|

Ahmad ١٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢١
معرفی وشناساندن
|

فرشاد ١٧:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/١٩
ارتقا دادن
|

محدثه فرومدی ٢٢:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤
promoting water conservation = حفاظت بیشتر از آب
|

پیشنهاد شما درباره معنی Promote



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

جهانگير دره شورى > گوميچشن
عسلی > Sour
Ali mohammadi > Dances with wolves
فرزانه > Im not big on
الینا > involved in
مونا > meant to do sth
رامین حنیفه > privacy in family
elham > cooperative

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی promote
کلمه : promote
املای فارسی : پروموت
اشتباه تایپی : حقخئخفث
عکس promote : در گوگل


آیا معنی Promote مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )