انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1071 100 1

Prudence

تلفظ Prudence
تلفظ Prudence به آمریکایی/ˈpruːdəns/ تلفظ Prudence به انگلیسی/ˈpruːdns/

معنی: احتیاط، ملاحظه، حزم
معانی دیگر: دور اندیشی، هوشکاری، صرفه جویی، حسابگری، اسم خاص مونث (مخفف: prue)، پروا

بررسی کلمه Prudence

اسم ( noun )
(1) تعریف: wisdom and caution in practical matters; sensibleness.
مترادف: discretion, judiciousness, policy
متضاد: folly, imprudence
مشابه: care, caution, circumspection, common sense, economy, husbandry, sensibleness, tact, thrift, wisdom

(2) تعریف: care or wisdom in planning for the future; providence.
مترادف: foresight, forethought, providence
متضاد: extravagance, improvidence, imprudence
مشابه: calculation, care, caution, circumspection, discretion, economy, moderation, thrift, wisdom

(3) تعریف: keen awareness of the probable consequences of one's actions.
مترادف: circumspection, discretion, policy
متضاد: imprudence, recklessness
مشابه: calculation, care, caution, judiciousness, sensibleness, tact, wisdom

واژه Prudence در جمله های نمونه

1. Prudence is a rich ugly old maid courted by Incapacity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرودنس یک کلفت پیر زشت و rich که با incapacity کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتیاط یک خدمتکار غول زرق و برق دار زشت است که توسط گاو نر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. An ounce of prudence is worth a pound of gold.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک اونس of ارزش یک پوند طلا دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک اونس محتاطانه ارزش یک پوند طلا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. One can rely on the prudence of his decisions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آدم می‌تواند به دوراندیشی of تکیه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می توان بر احتیاط تصمیماتش تکیه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The firm was commended for its financial prudence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت به خاطر احتیاط مالی او مورد ستایش قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت به خاطر احتیاط مالی آن مورد احترام قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A lack of prudence may lead to financial problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عدم احتیاط ممکن است منجر به مشکلات مالی شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقدان احتیاط ممکن است منجر به مشکلات مالی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Maybe you'll exercise a little more financial prudence next time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید دفعه بعدی کمی بیشتر احتیاط کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید دفعه بعد شما کمی آرامش بیشتری کسب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Britain has warned travellers to exercise prudence and care.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بریتانیا به مسافران هشدار داده‌است که احتیاط و احتیاط را تمرین کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بریتانیا به مسافران هشدار داده است که از احتیاط و مراقبت استفاده کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He is prudence personified.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او prudence است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او محتاط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Dear Prudence would dictate staying put and waiting for air to come and retrieve him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرودنس عزیزم دیکته می‌کرد که در هوا بماند و منتظر بماند که بیاید و او را به چنگ بیاورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتیاط محترمانه باعث می شود که ماندن بگیرید و منتظر بمانید تا هوا برود و بازیابی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Simeon's prudence in leaving Jerusalem was fully justified.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتیاط سیمون در ترک اورشلیم به طور کامل توجیه شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتیاط سیمون در ترک اورشلیم کاملا موجه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A wealthy partner risks money on the prudence of less affluent partners.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شریک ثروتمند برای احتیاط با شرکای کم‌تر ثروتمند، پول را به خطر می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک شریک ثروتمند، پول را برای احتیاط شرکای ثروتمندتر خطر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Sixthly, the role of prudence in constraining the activities of states especially when there was a perceived balance of power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Sixthly، نقش احتیاط در محدود کردن فعالیت‌های کشورها به خصوص زمانی که یک تعادل ادراک‌شده در قدرت وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ششم، نقش محتاطانه در محدود کردن فعالیتهای دولتها، به ویژه زمانی که یک توازن قدرت درک شده وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Third, as a policy matter, normal prudence suggests that some minimum level of cash on hand should be maintained.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوم، به عنوان یک مساله سیاست، احتیاط عادی نشان می‌دهد که حداقل مقدار پول نقد باید حفظ شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوم، به عنوان یک موضوع سیاست، احتیاط عادی نشان می دهد که باید حداقل سطح دستمزد در دست نگهداری شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. An old maid, perhaps, but what had Prudence accomplished to get rich?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید خدمتکار پیر، اما پرودنس چه کار کرده که ثروتمند بشود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید خدمتکار قدیمی، اما آنچه را که پرورش داده بود برای ثروتمند شدن انجام داد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Prudence, common sense and wisdom make a better life. Dr T. P. Chia
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتیاط، عقل سلیم و عقل زندگی بهتری را به وجود می‌آورند دکتر تی پی چیا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتیاط، حس و حکمت همگانی ساختن یک زندگی بهتر دکتر T P Chia
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Prudence

احتیاط (اسم)
reserve , nicety , vigilance , reservation , caution , guard , precaution , prudence , discretion , forethought , circumspection
ملاحظه (اسم)
remark , consideration , regard , reservation , caution , prudence , observation , chariness , tact
حزم (اسم)
precaution , prudence , discretion

معنی Prudence در دیکشنری تخصصی

Prudence
[حسابداری] احتیاط
[حسابداری] محافظه کاری _ احتیاط

معنی کلمه Prudence به انگلیسی

prudence
• caution, care, heedfulness; intelligence, discretion, judgement; frugality, thriftiness
• prudence is care and wisdom that someone shows when they are making decisions.

Prudence را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

صدیقه ١٧:٠٢ - ١٣٩٦/٠٣/١٠
حزم
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:١١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٨
سنجيدگي
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی prudence
کلمه : Prudence
املای فارسی : پرودنک
اشتباه تایپی : حقعیثدزث
عکس Prudence : در گوگل


آیا معنی Prudence مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )