برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Push the limits

Push the limits را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
اصطلاح) محدودیت ها را کنار بزن، از مرزها فراتر رفتن،
این اصطلاح با دو اصطلاح زیر هم معنا میباشد
Push the envelope
Push the boundaries
کنایه از خلاق بودن، پیشقدم بودن و انجام کارهایی است که قبلا انجام نشده اند!
نو آوری و ایده پردازی،
مثال: The company is renowned for pushing the envelope whenever they develop a new piece of technology
شرکت به خاطر خلاقیت و نوآوری (از مرزهای امکان فراتر رفتن) مشهور است حتی موقعیکه آنها یک تکه از تکنولوژی را توسعه میدهند!
ایزی
کنار زدن محدودیت ها یعنی از مرز فراتر رفتن

مثال: ژاپن میخواهد محدودیت های سفرهای ریلی را بشکند.
.Japan is pushing the limits of rail travel
مینا
Pushing the limits: to test the boundaries of what is safe or acceptable in a given situation, by exceeding those boundaries.
به چالش کشیدن محدودیت ها
پا را فراتر از حد و مرزها گذاشتن
she would push the limits the very first day she got her freedom.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Push the limits مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )