برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Put something to rest

Put something to rest را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
1-به غائله چیزی خاتمه دادن!
I tried to put this issue to rest
من سعی کردم به غائله این مساله خاتمه بدم.
2- در مورد چیزی رفع نگرانی یا ترس کردن، برطرف کردن ترس یا نگرانی در مورد یک موضوعی.
Arghavan
فراموش کردن چیزی، تمام کردن چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Put something to rest مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )