انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1094 100 1

palette

تلفظ palette
تلفظ palette به آمریکایی/ˈpælət/ تلفظ palette به انگلیسی/ˈpælɪt/

معنی: پولک، جعبه رنگ نقاشی
معانی دیگر: (تخته ای که نقاش رنگ های خود را روی آن قرار می دهد و آنها را با هم می آمیزد) شستی نقاشی، لوحه سورا  دار بیضی یا مستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی

بررسی کلمه palette

اسم ( noun )
(1) تعریف: a thin, often oval board, usu. with a thumb hole, on which a painter holds and mixes colors.

(2) تعریف: the range of colors used in a particular painting or by a specified painter.

واژه palette در جمله های نمونه

1. Life is a palette, you put colors on it. Let your past make you better, not bitter.
ترجمه کاربر [ترجمه پرستو] زندگی مثل بوم نقاشیه:خودت رنگش میکنی.پس بهتره از رنگایی استفاده کنی که شادت میکنه نه غمگین :)
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]، زندگی یه نقاشی رنگ هست تو روش رنگ‌های روشن می‌کنی بذار گذشته تو رو بهتر کنه نه تلخ
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگی یک پالت است، رنگی روی آن قرار می دهید بزار گذشته ات بهترت کنه نه فاسدتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. David Fincher paints from a palette consisting almost exclusively of grey and mud brown.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیوید فینچر از یک پالت رنگ که تقریبا به طور انحصاری از رنگ خاکستری و گل و لای است، استفاده می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیوید فینچر از یک پالت رنگ می کند که تقریبا به طور انحصاری خاکستری و قهوه ای مایل به قرمز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He picked his brushes and palette.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قلم‌مو و تخته نقاشی را برداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برس و پالت خود را برداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Matisse's palette typically consists of bright blues, greens and oranges.
ترجمه کاربر [ترجمه بی نام] پالت ماتیس معمولا آبی های روشن ،سبز های روشن و نارنجی های روشن است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پالت Matisse معمولا شامل بلوز آبی، سبزی و پرتقال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پالت ماتیس معمولا شامل بلوز، سبز و پرتقال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Greens and browns are typical of Ribera's palette.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رنگ سبز (قهوه‌ای)و قهوه‌ای (قهوه‌ای)نوعی تخته رنگ هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سبز و قهوه ای از پالت ریبرا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The palette knife marks, the smooth slabs of even colour neutralise any notions of the personal autograph.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از پالت رنگ، تخته‌سنگ‌های صیقلی حتی رنگی از هر گونه تصوری از امضای شخصی را خنثی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پالت چاقوها را نشان می دهد، اسلبهای صاف حتی رنگ هرگونه تصور شخصی از عکس را خنثی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. BEACH-COMBER Enliven an autumn palette with shades of citrus and spice, then indulge yourself in cashmere.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساحل \"comber -\" با رنگ‌های مرکبات و ادویه، با استفاده از رنگ‌های مرکبات و ادویه، خود را در شال کشمیر رها کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]BEACH-COMBER یک پالت پاییز را با سایه های مرکبات و ادویه ادغام می کند، سپس خود را در قیرمورد بگذرانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Edges can be scraped, scored with a palette knife.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Edges می‌تواند خراشیده شود و با یک کاردک پالت ایجاد شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لبه ها می توانند از بین بروند، با یک چاقوی پالت به ثمر می رسند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Turn over each slice with a palette knife and cook the other side for another 2 minutes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر برش را با یک کاردک پالت روشن کنید و یک طرف دیگر را برای ۲ دقیقه دیگر بپزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر تکه را با یک چاقوی پالت بردارید و طرف دیگر را برای 2 دقیقه دیگر طبخ کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. More muted in palette than Adam's recent work, they have yet the same characteristic richness of evocation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اثر اثر تازه آدام بیش از پیش muted شده بود، اما با این حال، آن‌ها همان غنای فرهنگی را به خود گرفته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها بیشتر از آثار آدم آهسته در پالت خاموش شده اند، اما هنوز ویژگی غریزی از تحریک را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The range of the artist's palette widened to include cobalt blue, ultramarine, chrome yellow and viridian green.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دامنه of هنرمند پهن‌تر شد تا آبی لاجوردی، ultramarine، کروم زرد و viridian سبز شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طیف وسیعی از پالت هنرمند به شمول آبی کبالت، اورمارین، کروم زرد و سبز ورییدیان گسترش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. So using the default palette as the basis it is time for change.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین استفاده از پالت پیش‌فرض به عنوان اساس زمان برای تغییر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین استفاده از پالت پیش فرض به عنوان مبنای زمان تغییر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Luckily using macros and the customisable icon palette you can tailor Ami Pro 0 to your way of working.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوشبختانه با استفاده از ماکروها و پالت icon قابل ویرایش، می‌توانید Ami Pro را به روش کار خود tailor
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوشبختانه با استفاده از ماکروها و پالت آیکون قابل تنظیم، می توانید Ami Pro 0 را به شیوه کار خود خیاط کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Look at the right side where the colour palette is displayed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به سمت راست نگاه کنید که در آن پالت رنگ نمایش داده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سمت راست که در آن پالت رنگ نمایش داده می شود، به سمت راست بروید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف palette

پولک (اسم)
aglet , aiglet , dag , confetti , sequin , spangle , washer , disc , tinsel , shale , squama , palette , squamation
جعبه رنگ نقاشی (اسم)
palette

معنی عبارات مرتبط با palette به فارسی

کاردک نقاشی

معنی palette در دیکشنری تخصصی

palette
[کامپیوتر] جدول رتگ والگو ؛ سیستم گرافیکی کامپیوتر مجموعه ای از رنگهای قابل دسترس در یکب - طیف رنگ - مجموعه ای از رنگها که از یک مجموعه ی بسیار بزرگتر انتخاب شده است. مثلاً IBM VGA اولیه می تواند بیش از 250000 رنگ گوناگون را نمایش دهد، اما برنامه نویس یا کاربر باید طیفی از رنگها را انتخاب کند که بیشتر از 256 رنگ نباشد تا بتواند آنها را در یک زمان به کار گیرد. مجموعه رنگهای قابل نمایش ، گاهی به نام paletteشناخته می شوند.
[زمین شناسی] سپر سپر،حفاظ ،shield (غارشناسی)

معنی کلمه palette به انگلیسی

palette
• flat board used for holding and mixing colors; collection of the tints that can be displayed on-screen or used in a drawing program (computers)
• a palette is a flat piece of wood or plastic on which an artist mixes paints.
• a palette is also the range of colours that are characteristic of a particular artist or school of painting.
palette knife
• a palette knife is an instrument with a broad, flat, flexible blade, used in cookery and in oil painting.
color palette
• group of colors that a computer can display at the same time

palette را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

fatima.k ٠١:٣٤ - ١٣٩٦/٠٥/١٨
A painter's board for mixing colors
|

پ ١٣:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢١
ازخودت بگو نه از supplementry
|

Zeinab ١٧:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٠٧
آقا یا خانم پ به شما ربطی نداره که کی چی نوشته لطف کنید با کار دیگران کاری نداشته باشید
با تشکر فراوان از دیکشنری آبادیس
|

nia ٢٢:٣٤ - ١٣٩٧/١١/٠٨
صفحه ای که توش رنگارو قاطی میکنن
|

mr.lk ١٧:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٥
صفحه چوبی مانند که رنگ های نقاشی را بر روی ان ریخته وبا ان رنگ ها نقاشی میکشند
|

Hesaneh ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٢/٢٩
پالت
|

anahita ١٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠١
شور عن بودنو در اوردین دیگه اه یا میگین فلانی چرا اینجوری نوشتی چرا اونجوری نوشتی
اه به توچه واسه این جور مواقع به کار میره !!! :/
|

امین ١٤:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
تخته رنگ🎨
|

English lover ٠٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٤
A painter's board for mixing colors
|

shiva_sisi‌ ١٥:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٥
A painter's board for mixing colors
|

🎀🎀 ١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢١
اه بس کنین دیگه اخه یکی نیس بگه به شما چه که اون چکار میکنه بیکارین مگه؟؟
a painter's board for mixing colors
|

BTS ١٧:٢٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢١
با خانم آناهیتا موافقم چرا همه جا به کسی که از یاپلیمنترییاپلیمنتری استفاده کرده گیر میدین اصلا شاید ما دقیقا بخوایم بدونیم معنی کلمه تو ساپلیمنتری چی میشه
|

T_T ١٨:٢٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٢
بابا اینجا جای طرفداری یا گیر دادن نیست اینجا جای فرستادن پیشنهاد هامونه. جمله هایی که بعضیا از SUP.Bدر میارن کار اشتباهی نیست خب اون ها هم دارن نظرشونو به بغیه می گن .خواهشا به بغیه گیر ندین.
|

.58 ١٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤
من دقیقا با شما ( BTS) موافقم چون من معنی english time 6 می خواستم
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی palette
کلمه : palette
املای فارسی : پلت
اشتباه تایپی : حشمثففث
عکس palette : در گوگل


آیا معنی palette مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )