انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 892 100 1

paradox

تلفظ paradox
تلفظ paradox به آمریکایی/ˈperəˌdɑːks/ تلفظ paradox به انگلیسی/ˈpærədɒks/

معنی: اضداد، قیاس ضد و نقیض، بیان مغایر
معانی دیگر: (اظهاری که ظاهرا متناقض یا چرند است ولی ممکن است واقعا درست باشد) گفته ی متناقض نما، معما نما، ناسازه، خرق اجماع، پارادکس، چرند نما، پارا دخشی، لغز، (قدیمی) اظهار خلاف عقیده ی عمومی، پرا اندیشه، قیاس ضد و نقی­، مهمل نما

بررسی کلمه paradox

اسم ( noun )
مشتقات: paradoxical (adj.), paradoxically (adv.)
(1) تعریف: a statement that contradicts or seems to contradict itself, yet often expresses a truth, such as "Less is more".
مشابه: absurdity, antilogy, contradiction, conundrum, enigma, inconsistency, oxymoron, puzzle, riddle

- It may be a paradox, but I believe that sometimes you have to be cruel to be kind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ممکن است یک تناقض باشد، اما من معتقدم که گاهی اوقات شما باید ظالم باشید تا مهربان باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ممکن است پارادوکس باشد، اما من معتقدم که گاهی اوقات شما باید بی رحمانه باشید تا مهربان باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a person, thing, or situation that exhibits contrasting or contradictory qualities.
مترادف: enigma
مشابه: absurdity, ambivalence, anomaly, contradiction, conundrum, incongruity, inconsistency, problem, puzzlement, riddle

- the paradox of the wise fool
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تناقض عقل سلیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پارادوکس احمق عاقل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: an assertion that contradicts itself, yet follows from logical reasoning.
مشابه: antilogy, contradiction, enigma, inconsistency

واژه paradox در جمله های نمونه

1. "more haste, less speed" is a well-known paradox
ترجمه ((عجله‌ی بیشتر - سرعت کمتر)) ناسازه‌ی معروفی است.

2. " i am not so rich as to buy cheap things " is a paradox
ترجمه آنقدر پولدار نیستم که چیزهای ارزان بخرم یک ناسازه است.

3. It's a paradox that in such a rich country there can be so much poverty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک پارادوکس است که در چنین کشوری غنی می‌تواند اینقدر فقیر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک پارادوکس است که در چنین کشور ثروتمند می تواند خیلی فقیر باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It is a curious paradox that professional comedians often have unhappy personal lives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک پارادوکس عجیب است که کمدین‌های حرفه‌ای اغلب زندگی شخصی خود را خراب می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک پارادوکس کنجکاو است که کمدین های حرفه ای اغلب زندگی شخصی ناراضی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The paradox is that the region's most dynamic economies have the most primitive financial systems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارادوکس این است که اکثر اقتصادهای در منطقه ابتدایی‌ترین سیستم‌های مالی را دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارادوکس این است که اقتصادهای پویا ترین منطقه دارای سیستم مالی ابتکاری هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He was a paradox—a loner who loved to chat to strangers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک پارادوکس بود - تنها کسی که دوست داشت با غریبه‌ها صحبت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک پارادوکس بود - یک تنهایی که دوست داشت به غریبه ها چت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It's a work full of paradox and ambiguity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار پر از تناقض و ابهام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک کار پر از پارادوکس و ابهام است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Although strictly illogical, Martin's interpretation of this paradox seems the best.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما تفسیر مارتین از این پارادوکس به شدت غیر منطقی به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگرچه کاملا غیر منطقی است، تفسیر مارتین از این پارادوکس به نظر می رسد بهترین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It is a paradox that in such a rich country there should be so many poor people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک پارادوکس است که در چنین کشوری غنی باید بسیاری از مردم فقیر وجود داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک پارادوکس است که در چنین کشور ثروتمند باید بسیاری از افراد فقیر باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The paradox of earth is that it cradles life and then entombs life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارادوکس زمین این است که آن، زندگی و سپس زندگی را در گهواره قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارادوکس زمین این است که زندگی زندگی را متوقف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. 'More haste, less speed' is a well-known paradox.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شتاب بیشتر، سرعت کم‌تر، یک پارادوکس معروف است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'بیشتر شتاب، سرعت کم' یک پارادوکس شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The paradox about time is that it seems to go faster as we become older and less active.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارادوکس در مورد زمان این است که به نظر می‌رسد سریع‌تر و کم‌تر فعال می‌شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارادوکس در مورد زمان این است که به نظر می رسد که ما به عنوان بزرگتر و کمتر فعال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The paradox is that fishermen would catch more fish if they fished less.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارادوکس این است که اگر کم‌تر ماهیگیری کنند، ماهی گیران بیشتر صید می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارادوکس این است که ماهیگیران ماهی بیشتری دریافت می کنند در صورتی که ماهی کمتر تولید کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Paradox and irony are characteristics of her style.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارادوکس و کنایه، ویژگی‌های سبک او هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارادوکس و افسون ویژگی های سبک او است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف paradox

اضداد (اسم)
paradox
قیاس ضد و نقیض (اسم)
paradox
بیان مغایر (اسم)
paradox

معنی paradox در دیکشنری تخصصی

paradox
[کامپیوتر] پارادوکس
[ریاضیات] پارادکس، باطل نما، تناقض، پارادوکس
[زمین شناسی] ناهمسانگردی تناقص دار در یک سکانس سنگی ناهمسان یا غیرهمسانگرد (به خاطر لایه بندی آن)، نتیجه اندازه گیری مقاومت ظاهری با استفاده از یک آرایش چهار الکترودی در راستای حداکثر مقاومت (که در حقیقت راستای عمود بر طبقه بندی می باشد)، با توجه به جریان یافتن جریان الکتریکی در امتداد صفحات طبقه بندی یا طبقات با مقاومت حداقل می باشد. این موضوع با عنوان تناقض ناهمسانگردی، شناخته می شود.
[ریاضیات] پارادوکس دومره
[ریاضیات] تناقض راسل
[آمار] پارادوکس رای دهی
[ریاضیات] پارادوکس باناخ-تارسکی
[روانپزشکی] تضاد همسانی. مشاهداتی است که دسته بندی شخصیت در طول زمان را میان مشاهدات مختلف بررسی شده، همسان ارزیابی کرده است. در صورتی که دسته بندی رفتار در میان موقعیت ها همسان نیست.
[آمار] پارادوکس فیه لر-کریسی
[ریاضیات] تناقض هیدرواستاتیک
[آمار] پارادوکس اوستروگورسکی
[ریاضیات] پارادوکس مسابقه
[ریاضیات] پارادوکس راسل
[آمار] پارادوکس سن پیترزبورگ
[زمین شناسی] پارادوکس ترایایی
[آمار] پارادوکس ترایایی
[زمین شناسی] پارادوکس رایدهی
[آمار] پارادوکس رای دهی

معنی کلمه paradox به انگلیسی

paradox
• statement that seems to be self-contradictory; false statement, untrue statement
• you refer to a situation as a paradox when it involves two facts, and you would not expect it to be possible for both of them to be true.

paradox را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی paradox

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٣٣ - ١٣٩٦/١١/٠٣
ناسازگاری ، ناسازنما
|

پیشنهاد شما درباره معنی paradox



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

کوشاترین کاربران

پرگفتگوترین واژگان

توضیحات دیگر

معنی paradox
کلمه : paradox
املای فارسی : پارادوکس‌
اشتباه تایپی : حشقشیخط
عکس paradox : در گوگل


آیا معنی paradox مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )