برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1284 100 1

participate

/parˈtɪsəˌpet/ /pɑːˈtɪsɪpeɪt/

معنی: دخالت کردن، اشتراک داشتن، شریک شدن، شرکت کردن، مشارکت کردن، سهیم شدن
معانی دیگر: همباش شدن، (نادر) دارا بودن، سهیم بودن یا شدن، سهم بردن، انباز شدن

بررسی کلمه participate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: participates, participating, participated
مشتقات: participative (adj.), participatory (adj.), participator (n.)
• : تعریف: to take part; share (usu. fol. by "in").
مترادف: engage, join, partake, share
مشابه: associate, chip in, contribute, cooperate, enter, pitch in, pull one's weight

- How many students participate in after-school sports?
[ترجمه ترگمان] چند دانشجو در ورزش بعد از مدرسه شرکت می‌کنند؟
[ترجمه گوگل] چگونه بسیاری از دانش آموزان در ورزش پس از مدرسه شرکت می کنند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Many local businesses are participating in the fundraising event.
[ترجمه ترگمان] بسیاری از کسب و کاره‌ای محلی در این رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی شرکت می‌کنند
[ترجمه گوگل] بسیاری از شرکت های محلی در رویداد جمع آوری کمک های مالی شرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Why didn't you participate in the discussion?
[ترجمه ترگمان] چرا در این بحث شرکت نکردی؟
[ترجمه گوگل] چرا در بحث شرکت نکردید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه participate در جمله های نمونه

1. only amateurs can participate in some competitions
در برخی از مسابقات فقط آماتورها (غیرحرفه‌ای‌ها) اجازه‌ی شرکت دارند.

2. The people are demanding a chance to participate more in government.
[ترجمه ترگمان]مردم خواستار فرصتی برای مشارکت بیشتر در دولت هستند
[ترجمه گوگل]مردم خواستار فرصتی برای مشارکت بیشتر در دولت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Other countries were invited to participate in the project.
[ترجمه ترگمان]کشورهای دیگر نیز برای شرکت در این پروژه دعوت شدند
[ترجمه گوگل]کشورهای دیگر برای شرکت در این پروژه دعوت شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Several experts will participate as technical advisers.
[ترجمه ترگمان]چندین متخصص به عنوان مشاوران فنی شرکت خواهند کرد
[ترجمه گوگل]چندین کارشناس به عنوان مشاور فنی شرکت خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You may well participate with us in our gains.
[ترجمه ترگمان]شما می‌توا ...

مترادف participate

دخالت کردن (فعل)
admix , interfere , participate , intromit
اشتراک داشتن (فعل)
participate , overlap , take part
شریک شدن (فعل)
participate , pool , partake
شرکت کردن (فعل)
participate , take part , partake
مشارکت کردن (فعل)
participate , take part
سهیم شدن (فعل)
participate

معنی کلمه participate به انگلیسی

participate
• be involved, partake, take part, join in
• if you participate in an activity, you take part in it.
participate in a crime
• take part in illegal activity
participate in a discussion
• take part in a discussion

participate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عبدپور
مشارکت کردن
Setayesh-Arya
take part
جعفرپور
شرکت کردن
tinabailari
شرکت کردن
It is necessary to participate in this online course
ضروری است که در این دوره‌ی آنلاین شرکت کنید 🏬🏬🏬

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی participate
کلمه : participate
املای فارسی : پرتیکیپت
اشتباه تایپی : حشقفهزهحشفث
عکس participate : در گوگل

آیا معنی participate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )