انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1065 100 1

particularity

تلفظ particularity
تلفظ particularity به آمریکایی/pərˌtɪkjəˈlærəti/ تلفظ particularity به انگلیسی/pəˌtɪkjʊˈlærɪti/

معنی: خودمانی، جزئیات، خصوصیات، دارای خصوصیات معینی، خصوصیات برجسته، بستگی بعقاید خاصی، دقت زیاد
معانی دیگر: خصوصیت، ویژگی، جزئیت، دقت، توجه به جزئیات، موشکافی، دیر پسندی، سختگیری، پایبندی

بررسی کلمه particularity

اسم ( noun )
حالات: particularities
(1) تعریف: the state or condition of being particular.
متضاد: generality

(2) تعریف: a specific feature or trait; peculiarity.
مشابه: particular

(3) تعریف: precise or detailed character.

- This author's descriptions are notable for their particularity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] توصیفات این نویسنده به خاطر particularity برجسته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] توصیف های این نویسنده به خاطر ویژگی خاص آنها قابل توجه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a concern for details; fastidiousness.

واژه particularity در جمله های نمونه

1. What is lacking is an insight into the particularity of our societal system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی که کم است بینش در خصوص خصوصیات سیستم اجتماعی ما است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنچه فقدان است بینش خاصی از نظام اجتماعی ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. But this actual universe is a universe of particularity and consciously apprehended uniqueness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این دنیای واقعی یک عالم خاص و منحصر به فرد بودن و یگانگی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این جهان واقعی یک جهان خاص و منحصر به فرد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. But the particularity, as Shakespeare formulates it, also creates intimacy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما the، همانطور که شکسپیر آن را شکل می‌دهد، صمیمیت ایجاد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این خاصیت، همان طور که شکسپیر آن را فرموله می کند، صمیمیت نیز ایجاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Gilligan recognizes, but does not theorize, the cultural particularity of her work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Gilligan تشخیص می‌دهد، اما به طور نظری، خصوصیات فرهنگی کار او را توجیه نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گیلگان به رسمیت شناختن، اما خاصیت فرهنگی کار او را تئوریزه نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This concrete universal unites universality and particularity and asserts the primacy of experience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ویژگی جهانی، جهان‌شمولی را به هم پیوند می‌دهد و اولویت تجربه را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جهانی بنیادی جهانگرائی و خاصیت را پیوند می دهد و برتریت تجربه را تضمین می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Because of the particularity of its nature, the workers whose jobs interment enjoy low prestige.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خاطر ماهیت و ماهیت آن، کارگرانی که دفن شده‌بودند از اعتبار کمتری برخوردار بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل خاصیت طبیعت آن، کارگران که سرزنش شغل از اعتبار پایین برخوردار هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. As the particularity of the index, it must be restricted by the development of the economy and the urbanize level.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان نمونه شاخص، باید با توسعه اقتصاد و سطح urbanize محدود شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان خاصیت شاخص، باید از طریق توسعه اقتصاد و سطح شهری محدود شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The particularity of rang test bring the diversification and uncertainty in function requirement of telemetry data transmission software.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خصوصیات تست زنگ، تنوع و عدم قطعیت را در نیاز به نرم‌افزار انتقال داده telemetry به ارمغان می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ویژگی تست زنگ خطر، تنوع و عدم اطمینان را در مورد نیاز عملکرد نرم افزار انتقال داده تله متری ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. As an art community, they have their own particularity and subsistent significance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان یک جامعه هنری، آن‌ها اهمیت خاص و subsistent خاص خود را دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان یک جامعه هنری، آنها ویژگی خاص خود و اهمیت آن را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. First, China is China and has its own particularity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اول، چین چین است و تخصص خودش را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اول، چین چینی است و ویژگی خاص خودش را دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It is endowed with those characteristics such as particularity, diversity, rareness and culture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ویژگی به ویژگی‌هایی مثل particularity، تنوع، فرهنگ و فرهنگ داده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ویژگی ها با ویژگی هایی مانند ویژگی، تنوع، عاطفه و فرهنگ تأمین می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. There is particularity and complexity to treat blepharochalasis in middle-aged and aged patients according to physiological characteristics of them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]There و پیچیدگی برای درمان blepharochalasis در بیماران میانسال و میانسال با توجه به ویژگی‌های فیزیولوژیکی آن‌ها، وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به ویژگی های فیزیولوژیکی آنها، مشخصه و پیچیدگی در درمان بلیفاراکتالیز در بیماران میانسال و سالم وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Because of the weightiness and particularity of governmental information, the progress of the national and social informatization is determined by the standard of government informatization .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به دلیل the و particularity اطلاعات دولتی، پیشرفت of اجتماعی و اجتماعی توسط استاندارد of دولت تعیین شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل تنوع و خاصیت اطلاعات دولتی، پیشرفت های اطلاع رسانی ملی و اجتماعی بر اساس استاندارد اطلاع رسانی دولتی تعیین می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Then this paper discusses particularity of multipath effect of laser.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس این مقاله خصوصیات چند مسیری لیزری را مورد بحث قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس این مقاله در مورد ویژگی چند لایه لیزر بحث می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف particularity

خودمانی (اسم)
familiarity , intimacy , particularity , friendliness
جزئیات (اسم)
detail , minutiae , circumstantiality , elaboration , particularity
خصوصیات (اسم)
friendship , feature , particular , specifications , intimacy , peculiarity , particularity
دارای خصوصیات معینی (اسم)
particularity
خصوصیات برجسته (اسم)
particularity
بستگی بعقاید خاصی (اسم)
particularity
دقت زیاد (اسم)
rigor , solicitude , rigour , particularity , scrupulosity

معنی particularity در دیکشنری تخصصی

particularity
[ریاضیات] ویژگی، به ویژه، خصوصیات برجسته، جزئیات

معنی کلمه particularity به انگلیسی

particularity
• unity; strangeness; strictness; meticulousness

particularity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی particularity
کلمه : particularity
املای فارسی : پرتیکولریتی
اشتباه تایپی : حشقفهزعمشقهفغ
عکس particularity : در گوگل


آیا معنی particularity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )