برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1226 100 1

patient

/ˈpeɪʃənt/ /ˈpeɪʃnt/

معنی: مریض، بیمار، شکیبا، بردبار، صبور، از روی بردباری
معانی دیگر: شکیب، ناشتاب، خوددار، پرتحمل، پر حوصله، با گذشت، حاکی از صبر، صبورانه، پرپشتکار، ساعی، کوشا، پر استقامت، مشتری پزشک، (نادر) غیر فعال، کنش گیر، منفعل، رام، وارفته، (قدیمی) دردمند، رنجکش، پذیرش

بررسی کلمه patient

اسم ( noun )
• : تعریف: a person or animal undergoing medical treatment.
مترادف: case
مشابه: client, inmate, invalid, outpatient, victim

- The patient listened carefully to the doctor's explanation.
[ترجمه امین رضا کمالی] بیمار با دقت به توضیح دکتر گوش کرد
|

[ترجمه امیررضا رحیم زاده] بیمار با دقت به توضیح دکتر گوش کرد
|

[ترجمه ترگمان] بیمار با دقت به توضیحات دکتر گوش می‌داد
[ترجمه گوگل] بیمار به دقت به توضیح دکتر گوش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The dentist's waiting room was filled with patients.
[ترجمه آراز فرشباف] اتاق انتظار آن دندان‌پزشک پر از بیماران بود.| ...

واژه patient در جمله های نمونه

1. patient negotiations
مذاکرات صبورانه

2. patient of
1- پر طاقت،پایدار،پراستقامت،تاب آور 2- معنی دار،دارای معنی بخصوص

3. a patient face
سیمای پرشکیبا

4. a patient in guarded condition
بیماری که در وضع وخیم و غیر قابل پیش بینی قرار دارد

5. a patient worker
یک کارگر پشتکار دار

6. the patient became unconscious
بیمار از هوش رفت.

7. the patient became worse
حال بیمار بدتر شد.

8. the patient doesn't look quite right
بیمار کاملا سالم به نظر نمی‌رسد.

9. the patient experienced chest pains again
بیمار دوباره احساس درد در سینه‌ی خود کرد.

10. the patient expressed his gratefulness to his doctor
مریض مراتب حق شناسی خود را به دکترش ابراز کرد.

11. the patient gained ground daily
بیمار روز به روز بهتر می‌شد.

12. the patient hemorrhaged to death
بیمار از شدت خونریزی مرد.

13. the patient is deficient in vitamin c
بیمار ...

مترادف patient

مریض (اسم)
sick , valetudinarian , invalid , patient
بیمار (اسم)
sick , patient
شکیبا (صفت)
sturdy , hardy , enduring , tolerant , patient
بردبار (صفت)
meek , hardy , tolerant , patient
صبور (صفت)
patient
از روی بردباری (صفت)
patient

معنی عبارات مرتبط با patient به فارسی

1- پر طاقت، پایدار، پراستقامت، تاب آور 2- معنی دار، دارای معنی بخصوص

معنی کلمه patient به انگلیسی

patient
• one who receives therapy or treatment (medical, psychiatric, etc.)
• tolerant, forbearing, long-suffering
• if you are patient, you are able to stay calm and not get annoyed, for example when you are waiting for something.
• a patient is a person who is receiving medical treatment, or who is registered with a particular doctor.
ambulatory patient
• one who is treated at a hospital but not hospitalized overnight
cardiac patient
• person who is sick with heart disease
critical patient
• hospital patient who is in very bad health, severely injured patient
geriatric patient
• elderly patient
in patient
• an in-patient is someone who stays in hospital while they receive treatment.
mental patient
• person who is being treated for a mental illness
out patient
• an out-patient is someone who receives treatment at a hospital but does not stay there overnight.
terminal patient
• one who cannot be cured of his illness, one who is sick with an illness that has no cure as of yet
the english patient
• novel by michael ondaatje; 1996 film directed by anthony minghella (starring ralph fiennes, kristin scott thomas, juliette binoche, and willem dafoe)

patient را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
صبر و حوصله
شایان اورعی
بیمار ، مریض
mobin
صبر و شکیبایی و بردبار
farzam
صبور و شکیبا در همه موارد
mohammad
کسی که صبور است .
کسی که بردبار است .
کسی که از روی بردباری تصمیم می گیرد .
مریض و بیمار
hurad
مریض_بیمار
KAMA
شکیبا.....صبور....بردبار...با حوصله
مهسا
صبور
ابوالفضل خوجه
با تأمل
:\
مریض
😉یاسمن💞
شکیبا یا صبور 😌😌😌😌😌
(means able to remain calm)
dmohamma
صبور.شکیبا
یوسف علیجانی
در دستور زبان ، به معنای "منفعل" که فاعل روش تاثیر میزاره
مثل : The room is cleand
The room در اینجا منفعل واقع شده ( Subject -> Patient )
Saman
بیمار 😷
ali
مریضی .بیماری
Shiva
كنش پذير-مفعول
shiva_sisi‌
کسی که صبور است .
کسی که بردبار است .
کسی که از روی بردباری تصمیم می گیرد .
مریض و بیمار
Parsa
کسی که صبور است ....
کسی که با حوصله است....
♥faTTTTTT♥
صابر و شکیبا.
بردبار.
صبور.
(ناخوش.مریض.بیمار)
گاهی هم تیمار
محدثه
صبور
Sama
بردبار با حوصله
سوگند تجری
👈صبور👉
star fire
به معنی صبر و شکیبایی هست.که در کتاب کانون زبان هم وجود دارد.
star fire
به معنی صبر و شکیبایی هست.که در کتاب کانون زبان هم وجود دارد.
مسلم
مددجو
SH
A person or animal undergoing medical treat ment مریض و بیمار معنی اصلی
ArshiA
بیمار ناخوش احوال feel sick
ArshiA
بیمار
محمد ولی زاده
Patient means able to remain calm
👩🏻‍🦰👱🏻‍♀️👩🏻‍🦱👧🏼
صبر شکیبا .🤗........توانااا😼........بیمارررر😷
💖Aysan💓💕
Feel weak
هنگامه
کسی که صبرش زیاده باصبر
Arsham
بیمار
صبور
و شکیبا
X
a person who is receiving medical treatment: I am a patient of Dr.Stephen’s
X
A person who is receiving medical treatment
F.F
A person who does not get angry quickly
صبور و بردبار
Patient≠ impatient
e.g : parents have to be patient
خانواده (پدر و مادر )باید صبور باشند
sahra
(adj) صبور
Niloofar
being able to stay calm
$$$$$@
صبور شکیبا
Sogand
مریض
💞Hadis💞
کسی که از صبر و شکیبایی زیادی برخودار است.
صبور و شکیبا...
Raha
مریض ، بیمار
Yas
صبور شکیبا
وهاب
مهربان
پویا
مریض.بی حال
gavad
پشتکار پرتلاش
Amir Mahdi Amiri
بیمار
melika mahdavi
معمولا تو دو چیز کاربرد زیادی داره یکی که بخواد گفته شه شخصی بیمار یا مریضه و یکی دیگش میشه صبور بودن که توی کانون زبان به معنای صبور بودنه
Maryam
بیمار
دانیال رضی پور
Patient(adj): Able to stay calm in problems
صبوری شکیبایی
Patient(n): Someone who is getting medical treatment
بیمار
SABRIN
بيمار -مريض
Vvv
شکیبا، بردبار،بیمار،دردمند
sportwoman
صبور
Amir
با حوصله
زهرا
با حوصله
صبور
بردبار
مریض و بیمار
PariYa
بیمار، مریض
Patiant zero: اولین بیمار یه مریضی
Coronavirus `patiant zero

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی patient
کلمه : patient
املای فارسی : پیشنت
اشتباه تایپی : حشفهثدف
عکس patient : در گوگل

آیا معنی patient مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )