برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1279 100 1

patriot

/ˈpeɪtriət/ /ˈpætrɪət/

معنی: هم میهن، میهن دوست
معانی دیگر: وطن پرست، میهن پرست

بررسی کلمه patriot

اسم ( noun )
• : تعریف: one who loves, supports, and defends his or her nation and its interests.
متضاد: traitor

- As a leader of the resistance against foreign rule, he is considered a great patriot.
[ترجمه ترگمان] به عنوان یک رهبر مقاومت در برابر حکومت خارجی، او یک میهن‌پرست بزرگ محسوب می‌شود
[ترجمه گوگل] او به عنوان رهبر مقاومت در مقابل حکومت خارجی، به عنوان یک وطن بزرگ محسوب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه patriot در جمله های نمونه

1. a hot patriot
میهن پرست دو آتشه

2. a true patriot
یک میهن‌دوست راستین

3. he avowed himself a patriot
او ادعای میهن پرستی کرد.

4. The summer soldier and the sunshine patriot will, in this crisis, shrink from the service of his country; but he that stands it NOW deserves the love and thanks of man and woman.
[ترجمه ترگمان]سرباز تابستانی و وطن‌پرست واقعی، در این بحران، از خدمت کشور خود کناره می‌گیرند؛ اما او اکنون آن را شایسته عشق و سپاس از مرد و زن می‌داند
[ترجمه گوگل]سرباز تابستان و وطن پرست آفتاب، در این بحران، از خدمات کشور خود کوچک خواهد شد؛ اما او که آن را می ایستد در حال حاضر سزاوار عشق و تشکر از مرد و زن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He regards himself as a patriot.
[ترجمه ترگمان]به خودش به عنوان یک میهن‌پرست نگاه می‌کند
[ترجمه گوگل]او خود را به عنوان وطن پرستی می بیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was represented as a true patriot.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک میهن‌پرست واقعی معرفی شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک خدای راست نشان داده شد
...

مترادف patriot

هم میهن (اسم)
landsman , compatriot , countryman , countrywoman , patriot
میهن دوست (اسم)
patriot

معنی patriot در دیکشنری تخصصی

patriot
[برق و الکترونیک] پاتریوت موشک زمین به هوای ارتش امریکا که 17 فوت و 15 اینچ طول و 160 اینچ قطر دارد . این موشک بابرد بیش از 50 مایل با سرعت 2000 مایل بر ساعت پرتاب می شود و از سوخت جامد استفاده می کند. این موشک با استفاده از رادار به سوی هدف هدایت می شود . رادار خود موشک روی هدف قفل می شود و کلاهک آن در هنگام برخورد یا در نزدیکی هدف منفجر می کند. هر سیستم از هشت پرتاب کننده خودکار ، یک کامیون مولد برق و یک ایستگاه مشترک تشکیل می شود . پرتاب کننده ها چهار پاتریوت را حمل می کنند.

معنی کلمه patriot به انگلیسی

patriot
• american guided missile designed to intercept planes and enemy missiles
• one who is faithful to his nation, one who loves his country
• a patriot is someone who loves their country and feels very loyal towards it.
patriot missile
• american guided missile designed to destroy enemy planes and missiles

patriot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

VatanDoost
عاشق تاریخ
sqr
وطن پرست
Matin
میهن دوست، وطن پرست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی patriot
کلمه : patriot
املای فارسی : پاتریوت
اشتباه تایپی : حشفقهخف
عکس patriot : در گوگل

آیا معنی patriot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )