برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1293 100 1

pawl

/pɔːl/ /pɔːl/

معنی: گیره، شیطانک، میله گردان محور چرخ لنگر، با گیره یا عایق نگاه داشتن
معانی دیگر: (مکانیک) شیطانک، ضامن، گیر، چرخ شیطانک دار، زبانه، عایق، میله گردان محور چر  لنگر

بررسی کلمه pawl

اسم ( noun )
• : تعریف: a pivoting lever or tongue, or a sliding bolt, that is made to catch in the notches of a ratchet wheel to prevent backward motion or assist forward motion.

واژه pawl در جمله های نمونه

1. The ratchet wheel and pawl of automatic knife feed mechanism in PASSIM80 cigarette maker had to be replaced frequently because of serious wear.
[ترجمه ترگمان]The و pawl مکانیزم تغذیه اتوماتیک شده در maker PASSIM۸۰ باید به خاطر فرسودگی جدی جایگزین شود
[ترجمه گوگل]چرخ دنده ی چرخ و چنگال مکانیسم تغذیه اتوماتیک چاقو در سازنده PASSIM80 به علت سایش شدید باید جایگزین شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Pawl is a simple device which allows a shaft to turn only one way.
[ترجمه ترگمان]pawl یک وسیله ساده است که به یک شفت اجازه می‌دهد تا فقط یک راه را بچرخاند
[ترجمه گوگل]Pawl یک وسیله ساده است که اجازه می دهد یک شفت فقط یک راه داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A two-raking pawl mechanism is a kind of loading one used in a roadheader; its performance and property are unknown now.
[ترجمه ترگمان]یک مکانیزم دو - یک نوع بارگذاری است که در یک roadheader مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ عملکرد و ویژگی آن در حال حاضر مشخص نیست
[ترجمه گوگل]یک مکانیسم دنده دو چرخشی نوعی بارگیری است که در جاده های جاده ای استفاده می شود؛ عملکرد و مالکیت آن اکنون شناخته شده نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف pawl

گیره (اسم)
pin , bend , retainer , nip , becket , clamp , pincer , cleat , pawl , tach , tache , jaw , detent , dog , trigger , holdfast
شیطانک (اسم)
pawl , detent , devilkin
میله گردان محور چرخ لنگر (اسم)
pawl
با گیره یا عایق نگاه داشتن (فعل)
pawl

معنی pawl در دیکشنری تخصصی

pawl
[عمران و معماری] شیطانک - خار - ضامن
[ریاضیات] ضامن، ضامن چرخ دنده، زبانه، گیره
[ریاضیات] خار ضامن
[ریاضیات] انتقال ضامن دار
[نساجی] جغجغه تغذیه
[نساجی] جغجغه پود
[نساجی] چرخ دنده نوار سرماکویی ( در ماشین بافندگی بدون ماکوی سومت )

معنی کلمه pawl به انگلیسی

pawl
• tooth of a gear; nib, stylus; clip, catch, pin
belt feed pawl
• projection which inserts a bullet into a gun barrel

pawl را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن❤️رضوي❤️ستاره
گيره و با علايق نگاه داشتن
Looking at the eye خيره ماندن به چشم
Mouthful لقمه دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pawl
کلمه : pawl
املای فارسی : پول
اشتباه تایپی : حشصم
عکس pawl : در گوگل

آیا معنی pawl مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )