برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1331 100 1

peer

/ˈpɪr/ /pɪə/

معنی: همتا، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافی، هما ل، جفت، رفیق، برابر کردن، بدرجه اشرافی رسیدن، بدقت نگریستن، نمایان شدن، بنظر رسیدن، هم درجه کردن، برابر بودن با
معانی دیگر: (به ویژه از نظر قانون یا رتبه) برابر، همگن، هم تراز، هم سنخ، هم رتبه، نظیر، هم ارج، هم سن و سال، همسال، (قدیمی) برابر بودن (با)، همگن شدن یا بودن، (با کنجکاوی یا دقت) نگاه کردن، خیره شدن به، زل زل نگاه کردن، چشم دوختن به، پدیدار شدن، سر در آوردن، در آمدن، قرین، بدرجه اشرافی مثل کنت وغیره رسیدن، باریک شدن

بررسی کلمه peer

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person of the same rank, status, age group, ability, or the like as another person.
مترادف: coequal, compeer, counterpart, equal, fellow
مشابه: associate, colleague, confrere, contemporary, coordinate, match, rival

- As a playwright of the twentieth century, he had no peer.
[ترجمه ترگمان] او به عنوان نمایشنامه‌نویس قرن بیستم نظیر نداشت
[ترجمه گوگل] او به عنوان یک نمایشنامه نویس قرن بیستم، هیچ نظری نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He was a lonely boy who had trouble getting along with his peers.
[ترجمه پوران] او پسرکی تنها بود که برقراری ارتباط با هم سن و سالاش براش سخت بود.
|
[ترجمه ترگمان] او پسری تنها بود که با هم سن و سالش مشکل داشت
[ترجمه گوگل] او یک پسر تنها بود که با همراهانش مشکل داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The research study will be reviewed by peers.
[ترجمه ترگ ...

واژه peer در جمله های نمونه

1. peer group
گروه همسالان

2. peer pressure
فشار همگنان

3. in spring time when plants begin to peer
در بهاران که گیاهان آغاز به در آمدن می‌کنند.

4. scholars of the first rank welcomed him as their peer
دانشمندان تراز اول او را به عنوان هم سنخ خود با آغوش باز پذیرفتند.

5. Peer pressure is strong among young people .
[ترجمه ترگمان]فشار همسالان در میان جوانان قوی است
[ترجمه گوگل]فشار همیشگی در میان جوانان قوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It will not be easy to find his peer.
[ترجمه علی] پیدا کردن فردی همتراز خودش،کار آسانی نخواهد بود|
[ترجمه ترگمان]پیدا کردن همتای او آسان نخواهد بود
[ترجمه گوگل]نخواهد بود که همکار خود را پیدا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف peer

همتا (اسم)
match , counterpart , peer
همشان (اسم)
peer
عضو مجلس اعیان (اسم)
peer
صاحب لقب اشرافی (اسم)
peer
هما ل (اسم)
peer
جفت (اسم)
match , couple , twin , afterbirth , pair , placenta , coupling , mate , team , double , cobber , peer , twain , cully , dyad , tandem , syzygy
رفیق (اسم)
associate , man , fellow , bloke , friend , mate , comrade , pal , buddy , billy , bo , peer , cully , matey , yokefellow
برابر کردن (فعل)
contrast , balance , compare , equate , level out , parallel , peer
بدرجه اشرافی رسیدن (فعل)
peer
بدقت نگریستن (فعل)
peer
نمایان شدن (فعل)
peer
بنظر رسیدن (فعل)
sound , peer
هم درجه کردن (فعل)
peer
برابر بودن با (فعل)
peer

معنی عبارات مرتبط با peer به فارسی

گروه همسالان، گروه همگنان
برابر با یکدیگر، مانند همدیگر، قرین یکدیگر
لرد یا اشرافی غیر قابل توارک، عنوان

معنی peer در دیکشنری تخصصی

peer
[برق و الکترونیک] همکار ، نظیر
[ریاضیات] جفت، قرین، همتا، برابر بودن با، برابر کردن، هم درجه کردن
[برق و الکترونیک] نهادهای همکار و نظیر هم
[صنعت] گروه همتا
[کامپیوتر] دستیابی فایل عمومی ؛ انتقال فایل همتا
[کامپیوتر] شبکه همراه به همراه ؛ شکبه همتا

معنی کلمه peer به انگلیسی

peer
• hebrew family name
• person of equal rank or standing; friend, companion; nobleman
• look, glance
• if you peer at something, you look at it very hard, usually because it is difficult to see clearly.
• a peer is a member of the nobility, either by being the child of aristocratic parents, or by being appointed by a king or queen.
• your peers are people of the same age or status as you; a formal use.
peer group
• your peer group is the group of people who are of the same age or status as yourself; a formal expression.
peer of the realm
• in britain, a peer of the realm is a member of the nobility who has the right to sit in the house of lords.
peer pressure
• societal pressure on the individual living among this group, getting pulled into doing something
peer to peer
• friend to friend, colleague to colleague
life peer
• in britain, a life peer is a person who is given a title such as `lord' or `lady' which they can use for the rest of their life but which they cannot pass on when they die.
peer to peer
• friend to friend, colleague to colleague

peer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
مانند
Kas
همسال-همسن
علی
دارای مقام بودن
a.r
a person who has equal standing with another or others, as in rank, class, abilities, qualifications, age, background, or status
حسن امامی
هم سن - هم تراز - هم سطح -همانند
American children did less well in math than their peers in Japan.
بچه های امریکایی در ریاضی از هم سن های خود در ژاپن ضعیف تر هستند
جهان
خیره شدن
گلی افجه
هم سن و سال
زیبا
همکار
علی
همتا، هم رده
ماریا
جفتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی peer
کلمه : peer
املای فارسی : پیر
اشتباه تایپی : حثثق
عکس peer : در گوگل

آیا معنی peer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )