انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 920 100 1

واژه perfected در جمله های نمونه

1. hardship perfected his character
ترجمه مرارت شخصیت او را کامل کرد.

2. We perfected a hand-signal system so that he could keep me informed of hazards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما یک سیستم سیگنال دستی را تکمیل کردیم تا بتواند مرا از خطرات آگاه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک سیستم سیگنال دست ساز را کامل کردیم تا بتواند من را از خطرات مطلع سازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The army had perfected the use of terror as a means of controlling the population.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتش استفاده از تروریسم را به عنوان وسیله‌ای برای کنترل جمعیت تکمیل کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتش استفاده از ترور را به عنوان وسیله ای برای کنترل جمعیت انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They have perfected the art of winemaking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اونا هنر winemaking رو تکمیل کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها هنری آب شرب را کامل کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Luke perfected his cooking skills after he got married.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لوک \"بعد از اینکه ازدواج کرد\" مهارت آشپزی خودش رو تکمیل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوک مهارت های آشپزی خود را پس از ازدواج کامل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But in dozens of interviews he has perfected his eccentric act, which seems to amuse him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در ده‌ها مصاحبه او کاره‌ای عجیب خود را تکمیل کرده‌است که به نظر می‌رسد او را سرگرم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در ده ها مصاحبه، او اقدام غیر عادی خود را انجام داده است، که به نظر می رسد او را سرگرم کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. So they have perfected the technique of doorstep delivery, using women instead of men to provide the needed counseling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین آن‌ها روش تحویل در خانه را تکمیل کرده‌اند و از زنان به جای مردان برای ارائه مشاوره مورد نیاز استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب تکنیک تحویل در آستانۀ خود را کامل کرده اند و از زنان به جای مردان برای ارائه مشاوره لازم استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Edison perfected and patented everything from the first phonograph player in 1877 to the first practical light bulb in 187
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ادیسون هر چیزی را از اولین دستگاه گرامافون در سال ۱۸۷۷ به اولین حباب لامپ عملی در ۱۸۷ سال تبدیل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ادیسون همه چیز را از اولین بازیکن فونوگرافی در سال 1877 و اولین لامپ عملی در سال 187 کامل کرد و ثبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They have perfected strategies for learning from their community environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها استراتژی‌هایی را برای یادگیری از محیط اجتماعی خود تکمیل کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها راهبردهای یادگیری از محیط اجتماعی خود را کامل کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Nancy Reagan perfected the art of the adoring smile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نانسی ریگان هنر لبخند adoring را تکمیل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نانسی ریگان هنر لبخند پرستش را کامل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This technique was perfected by the Ancient Egyptians.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تکنیک توسط مصریان باستان تکمیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تکنیک توسط مصریان باستان تکمیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A clinic has perfected a £500 technique to help make them fathers again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کلینیک ۵۰۰ پوند برای کمک به آن‌ها تکمیل کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کلینیک تکنیک 500 پایی را برای کمک به پدرانش دوباره به کار برده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The Arsenal machine had been perfected, and the 1930 Cup triumph was to usher in a glorious future.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین آرسنال به کمال رسیده بود، و پیروزی در جام ۱۹۳۰ برای ایجاد آینده‌ای با شکوه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین آرسنال کامل شده است و پیروزی جام یوفا در سال 1930 در آینده شگفت انگیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Ferreting has been perfected to the point where it does a thorough job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Ferreting تا جایی که اون کار رو انجام میده بی‌نقص بوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Ferreting تا جایی که کار کامل انجام می شود کامل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف perfected

مکمل (صفت)
perfect , complete , supplementary , completed , complementary , perfected

معنی کلمه perfected به انگلیسی

perfected
• improved; refined

perfected را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی perfected

.... ٠٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣
تمام شده-پایان شده- عالی شده-کامل شدن-
|

پیشنهاد شما درباره معنی perfected



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی perfectedکلمه : perfected
املای فارسی : پرفکتد
اشتباه تایپی : حثقبثزفثی
عکس perfected : در گوگل


آیا معنی perfected مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )