انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 887 100 1

بررسی کلمه perfectionist

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who tends not to be satisfied with less than perfect performance from herself or himself.

- Being a perfectionist, she was furious with herself for having slightly bobbled a note during her solo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از او تقلید می‌کرد، از خود خشمگین بود که اندکی پس از آن که به تنهایی یک یادداشت بر زبان می‌آورد از خود بی‌خود شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به عنوان یک کمالگرا، او خود را خشمگین کرد تا کمی توجه داشته باشید در انفرادی خود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one who believes in or practices the doctrine of perfectionism.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or marked by perfection or perfectionism.

واژه perfectionist در جمله های نمونه

1. She's such a perfectionist that she notices even the tiniest mistakes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او چنان استعداد perfectionist دارد که حتی یک اشتباه کوچک هم می‌فهمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او چنین کمال گرایی است که او حتی کوچکترین اشتباهات را نیز متوجه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Virginia was a perfectionist. She was just not prepared to settle for anything mediocre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویرجینیا آدم perfectionist بود فقط آماده نبود که برای هر کار متوسط کنار بیاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ویرجینیا کمالگرا بود او فقط آماده نبود که برای هرچیزی که در حد متوسط ​​باشد حل شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He's a perfectionist - everything has to be just so.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از همه چیز تقلید می‌کند - همه چیز باید درست باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کمالگراست - همه چیز فقط باید باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She's a perfectionist to her fingertips.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نوک انگشتانش perfectionist
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کمال گرا به نوک انگشتانش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Anorexics tend to be obsessional and perfectionist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]anorexics تمایل دارند obsessional و perfectionist باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بی نظمی ها تمایل دارند وسواسی و کمال گرا باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He was a perfectionist who didn't suffer fools gladly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او کسی بود که با خوشحالی دیوانه نمی‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کمالگرا بود که با خوشحالی از او احمق نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was a perfectionist in his art and could be difficult to work for.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک perfectionist در هنر خود بود و به سختی می‌توانست کار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کمال گرا در هنر خود بود و برای کار کردن دشوار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. At the same time, she remained a perfectionist, equally determined to present a flawless facade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عین حال، او یک perfectionist نیز بود، به همان اندازه مصمم بود که یک نمای بی‌عیب و نقص داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در همان زمان، او کمالگرا باقی ماند، به طور مساوی مصمم به ارائه نمای بی عیب و نقص بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Agnes Miller, the Housekeeper, is a perfectionist, and the linen, furnishings and carpets are always immaculately clean.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگنس میلر، the، یک perfectionist، و the، اثاثیه، و فرش‌ها همیشه تمیز و تمیز هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آگنز میلر، خانه دار، کمالگرا است و لباس، مبلمان و فرش همیشه تمیز و بی نظیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Perfectionist and obsessional thoughts can also increase stress and cause loss of confidence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افکار Perfectionist و obsessional نیز می‌توانند استرس را افزایش دهند و باعث از دست رفتن اعتماد شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افکار کمال گرا و وسواس می تواند استرس را افزایش دهد و باعث از دست دادن اعتماد به نفس شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The perfectionist is an anxious person, always afraid of what may go wrong.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The یک فرد مضطرب است و همیشه از چیزی که ممکن است اشتباه کند می‌ترسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمالگرا یک فرد مضطرب است، همیشه از آنچه ممکن است اشتباه بترسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. An ambitious perfectionist, he practiced each new spectacle until he could perform it with his eyes closed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرد جاه‌طلب و جاه‌طلب، تا آن زمان که بتواند با چشمان بسته آن را اجرا کند، منظره جدیدی را تمرین کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمال گرا بلندپروازی، هر عکاسی جدید را تمرین کرد تا بتواند با چشمانش بسته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Fernand Braudel the perfectionist was still working on the book when he died.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرناند هم از سن و سال او تقلید کرده بود هنوز مشغول کار کردن کتاب بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرناند برودل کمال گرا هنوز هم در کتاب کار بود که او فوت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She was something of a perfectionist in her work and realised that she liked to work with minimum supervision.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او چیزی از یک perfectionist در کار خود بود و متوجه شد که دوست دارد با حداقل نظارت کار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در کار خود چیزی کمال گرا بود و متوجه شد که دوست دارد با حداقل نظارت کار کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه perfectionist به انگلیسی

perfectionist
• one who strives for perfection, one who will not accept anything less than perfection
• someone who is a perfectionist refuses to do or accept anything that is not perfect.

perfectionist را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی perfectionist



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی perfectionist
کلمه : perfectionist
املای فارسی : پرفکتینیست
اشتباه تایپی : حثقبثزفهخدهسف
عکس perfectionist : در گوگل


آیا معنی perfectionist مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )