برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

peril

/ˈperəl/ /ˈperəl/

معنی: مخاطره، خطر، بیم زیان، در خطر انداختن، در خطر بودن
معانی دیگر: سیج، به خطر انداختن، به مخاطره انداختن، مسئولیت

بررسی کلمه peril

اسم ( noun )
(1) تعریف: the condition of being in danger; jeopardy; risk.
مترادف: danger, hazard, jeopardy, risk
مشابه: susceptibility

- His life was in peril.
[ترجمه metti] زندگیش در خطر بود
|
[ترجمه ترگمان] زندگیش در خطر بود
[ترجمه گوگل] زندگی او در خطر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something that creates a danger or risk; something that endangers.
مترادف: danger, hazard, menace, risk
مشابه: pitfall, threat

- the perils of walking alone at night
[ترجمه ترگمان] خطرات راه رفتن در شب،
[ترجمه گوگل] خطر رفتن تنها در شب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: perils, periling, periled
• : تعریف: to expose to risk, danger, or injury; i ...

واژه peril در جمله های نمونه

1. The hunter was abandoned by the natives when he described the peril which lay ahead of them.
زمانی که شکارچی توضیح داد چه خطری پیش روی بومی هاست، او را ترک کردند

2. There is great peril in trying to climb the mountain.
تلاش برای بالا رفتن از کوه خطرات زیادی به همراه دارد

3. Our library is filled with stories of perilous adventures.
کتابخانه ما پر از داستانهایی درباره ماجراجویی های خطرناک است

4. in constant peril of death
در معرض خطر دایمی مرگ

5. the yellow peril
خطر نژاد زرد

6. at one's (own) peril
با به خطر انداختن خود

7. he recks not of the peril
او از آن خطر باک ندارد.

8. He believed his immortal soul was in peril.
[ترجمه ترگمان]او اعتقاد داشت که روح فناناپذیر او در خطر است
[ترجمه گوگل]او معتقد بود روح جاودانه او در خطر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We are in the gravest peril.
[ترجمه ترگمان]ما در خطر بزرگی هستیم
[ترجمه گوگل]ما در معرض خطر بزرگ هستیم
[ترجمه شما] ...

مترادف peril

مخاطره (اسم)
adventure , risk , hazard , venture , jeopardy , peril , menace
خطر (اسم)
risk , hazard , jeopardy , peril , dignity , importance , danger
بیم زیان (اسم)
peril
در خطر انداختن (فعل)
peril
در خطر بودن (فعل)
peril

معنی عبارات مرتبط با peril به فارسی

1- همزمان، باهم 2- سابقا، قبلا، پیشترها، با به خطر انداختن خود
اگاه از خطر، ملتفت خطر
خطر نژاد زرد

معنی peril در دیکشنری تخصصی

[حقوق] به مخاطره انداختن، خطر، مخاطره، بیم زیان

معنی کلمه peril به انگلیسی

peril
• danger, risk, hazard
• put at risk, endanger, jeopardize
• peril is great danger; a formal word.
at one's peril
• at one's risk, at one's danger

peril را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
با خطر روبرو شدن
مصیب مهرآشیان مسکنی
خود را به خطر انداختن
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطرناک و سهمگین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی peril
کلمه : peril
املای فارسی : پریل
اشتباه تایپی : حثقهم
عکس peril : در گوگل

آیا معنی peril مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )