انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 889 100 1

واژه permanently در جمله های نمونه

1. reserves are not permanently ready for action but can be used in emergencies
ترجمه قوای ذخیره دایما آماده‌ی عمل نیستند ولی می‌توان در موارد ناگه اضطراری از آنها استفاده کرد.

2. she decided to stay in shiraz permanently
ترجمه او تصمیم گرفت که در شیراز ماندگار شود.

3. Male workers were made permanently sterile by this pesticide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارگران مرد از این آفت‌کش به طور دائمی عقیم شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارگران مردانه با این آفت کش ها به طور دائم استرلیزه شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Radiotherapy has left her permanently sterile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] Radiotherapy \"اونو برای همیشه استریل کرده\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رادیوتراپی به طور دائم استریل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It is not fair for him to be permanently unfriendly to someone who has hurt him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این انصاف نیست که برای او همیشه غیر دوستانه باشد که کسی به او صدمه زده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این عادلانه نیست که او به طور دائمی برای کسی که به او آسیب می رساند، بی میل باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The mountain villages seem to be permanently shrouded in mist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که روستاهای کوهستانی همیشه در مه پوشیده شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد روستاهای کوهستانی به طور دائمی در حجاب قرار گرفته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The ship is now permanently moored on the Thames in London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی در حال حاضر برای همیشه بر روی رودخانه تیمز در لندن لنگر انداخته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتی در حال حاضر به طور دائم در Thames در لندن سوار شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His reputation was permanently tainted by the financial scandal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شهرت او برای همیشه از رسوایی مالی لکه‌دار شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شهرت او به طور دائم توسط رسوایی مالی آسیب دیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Carter was permanently disabled in the war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارتر برای همیشه در جنگ از کار افتاده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارتر به طور دائم در جنگ غیر فعال بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The fires are likely to permanently deforest the land.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمالا آتش‌سوزی به طور دائمی بر روی زمین تاثیر خواهد گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آتش سوزی احتمالا زمین را به طور دائم دفاعی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The accident left him permanently disabled.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حادثه او را به طور دائم از کار انداخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حادثه او را به طور دائم غیرفعال کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Smoking is likely to damage your health permanently.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیگار کشیدن به احتمال زیاد به سلامت شما آسیب خواهد رساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیگار کشیدن به احتمال زیاد صدمه به سلامت شما می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Three reconnaissance aircraft are permanently on patrol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سه هواپیمای اکتشافی برای همیشه در حال گشتزنی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سه هواپیما شناسایی به طور دائم در حال گشت زنی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She had decided to settle permanently in France.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصمیم گرفته بود که برای همیشه در فرانسه ساکن شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت به طور دائم در فرانسه مستقر شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی permanently در دیکشنری تخصصی

permanently
[ریاضیات] به طور پایدار، به طور ثابت، دائما

معنی کلمه permanently به انگلیسی

permanently
• regularly; constantly; perpetually
permanently residing abroad
• living permanently in another country
permanently unfit
• permanently unsuitable, having permanent health problems that make him unable to serve in the military, person who cannot serve in the military for health reasons

permanently را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی permanently

عبدالمجید ٠٧:١١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
مزمن (در بیماری)
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٠٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
روز به روز، با گذر زمان، با مرور زمان
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٣٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
به‌طور روز افزون
|

پیشنهاد شما درباره معنی permanently



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی permanently
کلمه : permanently
املای فارسی : پرمننتلی
اشتباه تایپی : حثقئشدثدفمغ
عکس permanently : در گوگل


آیا معنی permanently مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )