برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1292 100 1

pert

/ˈpɜːrt/ /pɜːt/

معنی: جسور، گستاخ، پر رو، قشنگ، سرحال، بی پرده، غنچه دار، سالم وبا روح
معانی دیگر: حاضر جواب، شیک، خوش برورو، خوش لباس، (محلی) سرحال، سرکیف، خوش روحیه، (مخفف: روش ارزیابی و باز سنجی برنامه ها) پرت، مخفف: وابسته به، مربوط (به)، متعلق (به)

بررسی کلمه pert

صفت ( adjective )
مشتقات: pertly (adv.), pertness (n.)
(1) تعریف: impudent or saucy.
مترادف: cheeky, saucy
متضاد: coy
مشابه: brazen, flip, fresh, impertinent, impudent

- She looked so shy and demure that he was taken aback by her pert reply.
[ترجمه ترگمان] او چنان خجالتی و محجوب به نظر می‌رسید که از جواب pert یکه خورده بود
[ترجمه گوگل] او خیلی خجالتی و دلسردانه به نظر می رسید که توسط پاسخ شخصی اش ناراحت شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: lively and spirited.
مترادف: lively, perky, saucy, sprightly
مشابه: bold, bouncy, frisky, jaunty, peppy, vivacious

واژه pert در جمله های نمونه

1. his children were pert and disobedient
بچه‌های او پررو و نافرمان بودند.

2. Angie gave him one of her pert little glances.
[ترجمه ترگمان]آنجی به او نیم نگاهی انداخت
[ترجمه گوگل]انجی به یکی از نگاه های کوچکش نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Katie is a pert outgoing young woman.
[ترجمه ترگمان]کتی زن جوان pert است
[ترجمه گوگل]کتی یک زن جوان مجرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What they wanted was a pert nose, blue eyes, strawberry hair, and height.
[ترجمه ترگمان]چیزی که آن‌ها می‌خواستند، بینی ظریف، چشمان آبی، موی توت‌فرنگی و قد و قد بود
[ترجمه گوگل]آنچه که آنها می خواستند عبارت بودند از بینی، چشم های آبی، موهای توت فرنگی و ارتفاع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. All these fishes are seemingly quite pert and inquisitive.
[ترجمه ترگمان]این ماهی‌ها ظاهرا پررو و فضول هستند
[ترجمه گوگل]همه این ماهی ها ظاهرا کاملا پرطرفدار و موردی هستند
...

مترادف pert

جسور (صفت)
wanton , presumptuous , rude , bold , defiant , forward , fresh , insolent , daring , bumptious , cocky , presuming , presumptive , assured , hardy , immodest , malapert , pert , bold-faced , flip , high-spirited , lippy , peart , venturous , pushing
گستاخ (صفت)
indecent , wanton , presumptuous , rude , perky , bold , forward , insolent , impudent , unshaped , unshapen , arrogant , presumptive , brash , unabashed , immodest , barefaced , flippant , malapert , cheeky , pert , impertinent , bold-faced , jaunty , flip , tumorous , lippy , peart , venturous
پر رو (صفت)
fresh , impudent , brassy , presuming , immodest , barefaced , saucy , cheeky , nervy , pert , bold-faced , brazen-faced , flip , lippy , pushing
قشنگ (صفت)
beautiful , spry , pretty , beauteous , cheesy , goodly , pert , spruce , good-looking , pretty-pretty
سرحال (صفت)
game , peppy , slashing , vivid , merry , gay , trig , blithesome , pert , healthy , cheery , wholesome , sprightly , well-disposed , sprightful , wide-awake
بی پرده (صفت)
straight , frank , candid , straightforward , pert , blunt , free-spoken , straight-out
غنچه دار (صفت)
pert , gemmate , gemmiparous
سالم وبا روح (صفت)
pert , peart

مخفف pert

عبارت کامل: Program Evaluation and Review Technique
موضوع: کامپیوتر
فن ارزیابی و بررسی برنامه.
یک روش مدیریت کنترل پروژه های بزرگ و درازمدت که مستلزم تجزیه و تحلیل اندازه های زمانی مورد نیاز برای هر مرحله از یک فرآیند و روابط هر مرحله نسبت به فعالیت های مراحل بعدی می باشد.

معنی pert در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] فن ارزیابی و بررسی برنامه / روش مرور و ارزیابی پروژه Program Evaluation and Review Technique Project Evaluation and Review Technique - علامت اختصاری program evaluation and review technique روشی برای برنامه ریزی پروژه با تحلیل زمان مورد نیاز برای هر مرحله نگاه کنید به project manager .
[برق و الکترونیک] ابزار کنترل مدیریتی برای تعریف ، جمع بندی و رابطه بر قرار کدرن در مورد آنچه که باید برای رسیدن به هدف در زمان مطلوب انجام شود . کامپیوتر می تواند روند پیشرفت را در مقایسه با اهداف پیش بینی شده دنبال کند و اطلاعاتمدیریتی لازم را برای اصلاح ، طراحی و تصمیم گیری ارائه دهد .
[کامپیوتر] نمودار وابستگی های داخلی عناصر کاری که نسبت به زمان سنجیده می شوند

معنی کلمه pert به انگلیسی

pert
• bold, insolent, forward; lively, perky, energetic
• if you talk about a pert young woman or her pert appearance or behaviour, you mean that she is lively and cheeky; a literary word.

pert را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید پرهام
شیطون، بلا (در مورد دختر)
Shirinbahari
جذاب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pert
کلمه : pert
املای فارسی : پرت
اشتباه تایپی : حثقف
عکس pert : در گوگل

آیا معنی pert مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )