انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1103 100 1

pest

تلفظ pest
تلفظ pest به آمریکایی/ˈpest/ تلفظ pest به انگلیسی/pest/

معنی: بلاء، افت، طاعون، مایه ازار واسیب
معانی دیگر: سرخر، مزاحم، درد سر، (نادر) بیماری همه گیر، (بچه) شیطان، آتشپاره، بلا

بررسی کلمه pest

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that annoys or bothers; nuisance.
مترادف: annoyance, bother, headache, nuisance
مشابه: gadfly, hassle, irritant, nag, pain, peeve, terror, trial, vermin, vexation

(2) تعریف: that which is harmful or destructive, as certain insects to certain crops.
مترادف: plague
مشابه: bane, blight, scourge, vermin

(3) تعریف: a pestilent disease; plague.
مترادف: pestilence, plague
مشابه: blight, epidemic, pandemic

واژه pest در جمله های نمونه

1. Police are looking for a sex pest who is frightening late-night travellers.
ترجمه کاربر [ترجمه سام] پلیس به دنبال یک آفت جنسی است که مسافران شب را میترساند.
|

ترجمه کاربر [ترجمه ......] پلیس به دنبال یک مزاحم جنسی است که او نیمه شب مسافران را می ترساند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس به دنبال یک آفت سکس است که مسافران دیروقت شب را می‌ترساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس به دنبال یک آفت جنس است که مسافران در اواخر شب ترسناک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. That child is an absolute pest he keeps ringing the doorbell and then running away!
ترجمه کاربر [ترجمه shiva_sisi‌] این کودک یک افت است او زنگ در را میزند و فرار میکند
|

ترجمه کاربر [ترجمه S.s.s.S] اون بچه مایه آزار است .او زنگ در را میزند و فرار میکند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بچه یک طاعون تمام‌عیار است که زنگ در را به صدا در می‌آورد و فرار می‌کند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کودک یک آفت بزرگ است و او زنگ زنگ زنگ می زند و سپس فرار می کند!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. That disobedient boy is a pest.
ترجمه کاربر [ترجمه alireza] آن پسر نافرمان یک آفت است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن پسر نافرمان، یک آفت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پسر نافرمان یک آفت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The pest control officer put bowls of rat poison in the attic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مامور کنترل pest کاسه سم موش را در اتاق زیر شیروانی گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افسر کنترل آفات کاسه موش های موش را در اتاق زیر شیروانی قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Put that back, you little pest!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]!! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن را برگردان، آدم کوچولو!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Natural methods of pest control are now taking the place of chemicals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌های طبیعی کنترل آفات در حال حاضر جای مواد شیمیایی را می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش های طبیعی کنترل آفات در حال حاضر جای مواد شیمیایی را می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. That child is being a real pest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن کودک یک آفت واقعی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کودک آزار واقعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The local Rentokil pest control branch were contacted to see if they could help.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با شاخه کنترل آفات محلی تماس گرفته شد تا ببیند آیا می‌توانند کمک کنند یا خیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاخه مدیریت آفات Rentokil محلی برای دیدن اینکه آیا آنها می توانند کمک کنند تماس گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Destroying one pest leaves a vacuum that will be filled by something else.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از بین بردن یک مانع یک خلا ایجاد می‌کند که به وسیله چیز دیگری پر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از بین بردن یک آفت، یک خلاء را ترک می کند که توسط چیز دیگری پر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They say a pest control campaign is needed to stop a squirrel population explosion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌گویند که یک فعالیت کنترل آفت برای متوقف‌کردن یک انفجار جمعیت سنجاب مورد نیاز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها می گویند کمپین مبارزه با آفات برای جلوگیری از انفجار جمعیت سنجاب مورد نیاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A fundamental precaution against both pest and disease problems is keeping the garden clean and tidy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک احتیاط اساسی در برابر مشکلات هر دو آفت و بیماری، تمیز کردن و تمیز کردن باغ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مراقبت های بنیادی در برابر مشکلات آفات و بیماری ها، نگهداری باغ پاک و مرتب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He thought it was a phone pest until police collared the culprit with a phone tap.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او فکر می‌کرد که این یک گیرنده تلفن است تا اینکه پلیس با یک ضربه محکم متهم را دستگیر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فکر کرد این یک آفت تلفن بود، تا زمانی که پلیس دروغ گفتن را با یک ضربه زدن به تلفن متهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The house longhorn beetle is another insect pest which seems to be confined to parts of Hampshire and south-west Surrey.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوسک house یک آفت حشرات دیگر است که به نظر می‌رسد به بخش‌هایی از Hampshire و جنوب غربی ساری محدود می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوسک دلفریب وحشی خانه یکی دیگر از آفات حشرات است که به نظر می رسد محدود به قسمت های همپشایر و جنوب غربی سوری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. During the war, peregrines were declared a pest because they used to attack carrier pigeons and prevent messages reaching their destination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در طول جنگ، peregrines به عنوان یک آفت اعلام شدند زیرا برای حمله به کبوتران نامه‌رسان استفاده می‌شدند و از رسیدن پیام‌های به مقصد خود جلوگیری می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول جنگ، گیاهان زراعی به عنوان آفت معرفی شدند، زیرا آنها برای حمله به کبوتر حامل و جلوگیری از رسیدن پیام ها به مقصد خود اقدام کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pest

بلاء (اسم)
terror , violation , curse , calamity , disaster , bale , misadventure , pest , plague , scourge
افت (اسم)
drop , downfall , fall , pest , blight , plague , slump , pestilence , slippage
طاعون (اسم)
pest , plague , bubonic plague , pestilence , lues
مایه ازار واسیب (اسم)
pest

معنی عبارات مرتبط با pest به فارسی

بیمارستان طاعونی ها، اسایش گاه، خسته خانه
طاعون گاو، گاومرگی

معنی pest در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه pest به انگلیسی

pest
• something that harms plants; nuisance, someone or something annoying
• a pest is an insect or small animal which damages crops or food supplies and can be a threat to health and safety.
• someone who is a pest keeps bothering you; an informal use.

pest را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

mahammad javad ١٥:٣٣ - ١٣٩٦/٠٩/٠٨
آزار دهنده
|

امیر ١٤:٥٧ - ١٣٩٦/٠٩/١٣
آزاردهنده
|

Mojtaba gholi pour ٠٩:٤٠ - ١٣٩٦/١٢/١١
به نظر من می شه: کنه،افت و....
Moji _ tkd :Instagram page
|

Z ١٣:٤٧ - ١٣٩٧/٠٣/١٠
A person who bothers you all the time
|

نسترن ٢٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
ازار دهنده
|

shiva_sisi‌ ١٥:٢٩ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
a small animal or insect that destroys crops or food supplies
|

ghazal ١٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢١
A pest is a person who bothers you all the time
|

ALI ١٣:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢
آزار دهنده اذیت کننده و بی فایدهوبد
|

$$$$$ ١٦:٠١ - ١٣٩٨/٠٦/١٦
مزاحم
|

سارا ١٤:٢٤ - ١٣٩٨/٠٩/١٠
در کانون زبان به معنی رو مخ بودن بود
|

Mobina ١٨:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/١٠
pest تو کانون زبان ایران میشه is a person who bothers you all the time.
|

Alireza ١٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
مگس
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pest
کلمه : pest
املای فارسی : پست
اشتباه تایپی : حثسف
عکس pest : در گوگل


آیا معنی pest مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )