برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1291 100 1

petabyte

واژه petabyte در جمله های نمونه

1. reported using Hadoop to sort one petabyte of data in about 16 hours (see Resources to learn more about these benchmarks).
[ترجمه ترگمان]با استفاده از Hadoop برای مرتب‌سازی یک petabyte داده‌ها در حدود ۱۶ ساعت گزارش داد (منابع را ببینید تا اطلاعات بیشتری در مورد این معیارها کسب کنند)
[ترجمه گوگل]با استفاده از Hadoop برای مرتب کردن یک پتابایته داده ها در حدود 16 ساعت گزارش کرد (به منابع برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این معیارها مراجعه کنید)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. "This 120 petabyte system is on the lunatic fringe now, but in a few years it may be that all cloud computing systems are like it, " Hillsberg says.
[ترجمه ترگمان]Hillsberg می‌گوید: \" این سیستم ۱۲۰ petabyte اکنون در حاشیه جنون‌آمیز قرار دارد، اما در عرض چند سال همه سیستم‌های محاسبه بروش ابر مانند آن هستند \"
[ترجمه گوگل]هیلسبرگ می گوید: 'این سیستم 120 پاتبیست در حال حاشیه خاموش است، اما در چند سال ممکن است که همه سیستم های رایانش ابری مانند آن باشند '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some incarnations of GFS are file systems "many petabytes in size"--a petabyte being a million gigabytes.
[ترجمه ترگمان]incarnations GFS سیستم‌های پرونده‌ای \"بسیاری از petabytes ها\" هستند - - petabyte که یک میلیون گیگابایت است
[ترجمه گوگل]بعضی از تجربیات G ...

معنی کلمه petabyte به انگلیسی

petabyte
• data storage unit equal to approximately 10 to the 15th power bytes, 1024 terrabytes (computers)

petabyte را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خشایار نوروزی
[واحدی برای داده ها در کامپیوتر] یک میلیون گیگا بایت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی petabyte مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )