انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 898 100 1

بررسی کلمه petite

صفت ( adjective )
• : تعریف: of a girl or woman, short and slender.

- She sometimes has trouble finding clothes that fit because she is very petite.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او گاهی اوقات برای پیدا کردن لباس‌هایی که مناسب باشد دچار مشکل می‌شود چون او بسیار کوچک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او گاهی اوقات مشکل پیدا کردن لباس مناسب است، زیرا او بسیار ریزه کاری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: petiteness (n.)
• : تعریف: a clothing size for small women.

- Her dress size is a petite eight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سایز لباسش ریزنقش و eight
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اندازه لباس او یک ریز ریز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه petite در جمله های نمونه

1. petite sizes for women
ترجمه اندازه‌های کوچک برای خانم‌ها

2. Women's apparel is offered in petite, regular, and tall models.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباس زنانه در مدل petite، مرتب و بلند عرضه می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لباس زنانه در مدل های ریز، منظم و بلند ارائه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She was dark and petite, as all his wives had been.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نیز مانند تمام زنان او، تاریک و ریزه اندام بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تاریک و ریزه انداخته بود، همانطور که همسرش هم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Dress sizes range from petite to extra large.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اندازه لباس از petite تا برجستگی بیشتر فاصله دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اندازه لباس از ریزه اندام به بزرگ بسیار بزرگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His wife was a petite dark-haired woman in her early thirties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زن او زنی کوچک‌اندام و مو مشکی بود که در سنین سی‌سالگی زن مو dark بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همسر او یک زن ریزه اندام سیاه و سفید در اوایل سی ساله بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Dressed in variations of tasteful black, the petite blond actress looks like an Armani study of low-key swank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این هنرپیشه کوچک مو بوری که با تغییر لباس به صورت شیک پوشیده شده بود، به نظر می‌رسد که یک مطالعه آرمانی از swank با کلید پایین باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازیگران در تنوع سیاه و سفید ذوق، بازیگر بور بلغاری به نظر می رسد مطالعه Armani از swank کم کلید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was petite like herself, but strikingly handsome.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هم مثل خودش کوچک بود، اما خیلی خوش‌قیافه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مانند خود خودش رقیب بود، اما شگفت انگیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Petite Rosanna lost a shoe when fancied for a big handicap at Newbury last time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Petite Rosanna یک کفش از دست داده بود که برای آخرین بار به ضرر بزرگی دچار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Petite Rosanna هنگامی که در آخرین بار در نیوبوری برای یک معلول بزرگ فکر کرد، کفش را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She is a petite, trim widow of 73 who dresses stylishly and lives in a beautifully decorated Longwood home.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او زنی ریزنقش و کوچک‌اندام است و بیوه ۷۳ ساله است که لباس می‌پوشد و در خانه‌ای بسیار زیبا که در لانگوود مزین است زندگی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک ریزه اندام و بیوه 73 ساله است که به طور شیک و زیبا لباس می زند و در خانه لانگوودو به زیبایی تزئین شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The petite, pretty actress met Clint 18 months ago and the couple have been inseparable ever since.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]petite، هنرپیشه زیبا، با کلینت ۱۸ ماه پیش با \"کلینت\" آشنا شد و از آن زمان تا کنون این زوج از یکدیگر جدا نبوده اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازیگر کوچک و کوچک، با 18 سال سن کلینت ملاقات کرد و از آن زمان زن و شوهر جدا شده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Another group overlooked by the fashion world are petite women.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروهی دیگر که توسط جهان مد نادیده گرفته می‌شوند، زنان ریزنقش هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه دیگری که دنیای مد را نادیده گرفته اند، زنان ریزه اندام هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A petite, curvaceous figure, clad in clinging geranium-red, dark hair flying like a glossy cloak around her shoulders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک هیکل کوچک و لاغر اندام که با موهای قرمز و سرخ پوشیده شده بود و موهای سیاهش مثل شنلی براق دور شانه‌هایش پرواز می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک رقمی ریزه اندام، شکل گرانبها که در چسبیدن به گلدان قرمز، موهای تیره مانند یک سایه براق در اطراف شانه هایش پوشیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She was sixteen-years-old but with her slim, petite figure and attractive features she could have passed for twenty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شانزده سال داشت، اما با اندام لاغر و لاغر و اندام کوچک و جذاب او می‌توانست بیست سال بگذرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شانزده ساله بود، اما با شکل باریک و کوچکش و ویژگی های جذابی که می توانست برای بیست سال پیش داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The petite blonde star refused to go in his car and drove her own vehicle to his central London offices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ستاره بلوند کوتوله از رفتن به ماشین خود امتناع کرد و وسیله نقلیه خود را به دفتر مرکزی لندن هدایت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستاره بلوط ریزه اندام از رفتن به ماشینش رد شد و وسیله نقلیه خود را به دفاتر مرکزی خود در لندن برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف petite

ریزه اندام (صفت)
puny , petite

معنی عبارات مرتبط با petite به فارسی

خرده بورژوازی، خرده سوداگری
شراب قرمز و سک (محصول کالیفرنیا)

معنی کلمه petite به انگلیسی

petite
• small, little (french)
• a woman who is petite is small and slim.

petite را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی petite

amir777 ٠٢:٥٨ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧
به زبان عامیانه : فنچ
|

علی دهقانی م ٢٠:٣٤ - ١٣٩٧/١١/٢٢
خانم لاغر اندام

She was dark and petite, as all his wives had been
مثل زنای دیگش، او پوست تیره داشت و لاغر اندام بود
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٢٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٩
ریز ، خُرد ، خرده ، خرده‌پا

[زن]
کوچک‌اندام
|

پیشنهاد شما درباره معنی petite



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی petite
کلمه : petite
املای فارسی : پتیت
اشتباه تایپی : حثفهفث
عکس petite : در گوگل


آیا معنی petite مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )