برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1271 100 1

physical fitness

واژه physical fitness در جمله های نمونه

1. Running marathons requires a high level of physical fitness .
[ترجمه ترگمان]دوی دوی ماراتن برای دویدن به سطح بالایی از تناسب اندام نیاز دارند
[ترجمه گوگل]اجرای ماراتن ها به سطح بالایی از آمادگی جسمانی نیاز دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Physical fitness is having a healthy body.
[ترجمه ترگمان]تناسب اندام داشتن یک بدن سالم است
[ترجمه گوگل]آمادگی جسمانی داشتن یک بدن سالم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. OK everybody, today we're going to do a physical fitness test, which will soon sort out the men from the boys!
[ترجمه ترگمان]بسیار خوب، امروز ما می‌خواهیم یک آزمایش آمادگی جسمانی را انجام دهیم، که به زودی مردان را از پسرها دور خواهد کرد!
[ترجمه گوگل]خوب همه، امروز ما قصد داریم یک آزمایش تناسب اندام انجام دهیم که به زودی مردان را از پسران جدا خواهد کرد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Good muscles are one of the prerequisites of physical fitness.
[ترجمه ترگمان]ماهیچه‌های خوب یکی از پیش‌نیازهای تناسب ان ...

معنی کلمه physical fitness به انگلیسی

physical fitness
• bodily fitness, physical condition; culture of the body; sports, exercise
limited physical fitness
• low military fitness ranking given to one who has limited physical capacity

physical fitness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MAHYA_GOOLI
امادگی جسمانی
يار دلواري
برازندگي استيل دلخواه
I keep fitness according to former your saying
با توجه به گفته های گذشته ي شما ، تناسب اندام را حفظ می کنم
dessert: we can eat after dinner,etc

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی physical fitness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )