انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1099 100 1

piercing

تلفظ piercing
تلفظ piercing به آمریکایی/ˈpɪrsɪŋ/ تلفظ piercing به انگلیسی/ˈpɪəsɪŋ/

معنی: پر سر و صدا
معانی دیگر: 1- خلنده، آژنده، سوراخ کننده 2- نافذ، هناینده، تیز، بلند، کرکننده، تیزبین، مافذ، سورا کننده

واژه piercing در جمله های نمونه

1. piercing
ترجمه 1- خلنده،آژنده،سوراخ کننده 2- نافذ،هناینده

2. piercing cold
ترجمه سرمای سوزدار،سرمای نافذ

3. piercing sound (or voice)
ترجمه صدای گوش‌خراش

4. piercing words
ترجمه حرف‌های موثر،کلمات دل نشین

5. armor piercing
ترجمه زره کاو،ضد زره،پاد زره،ثاقب

6. the hungry child was looking at me with piercing eyes
ترجمه طفل گرسنه با چشمان نافذ به من نگاه می‌کرد.

7. A piercing scream split the air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فریادی گوش‌خراش هوا را درهم شکست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فریز ناگهانی هوا را می شکند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There was mockery now in those piercing blue eyes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون در آن چشمان آبی نافذ، تمسخر دیده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر در این چشم های آبی پر سر و صدا مورد تمسخر قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He suddenly let out a piercing shriek.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان جیغی گوش‌خراش کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور ناگهانی صدای جرقه بزنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. All of a sudden he let out a piercing shriek.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان جیغی گوش‌خراش کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ناگهان صدای جر و بحث پر سر و صدا را خاموش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The gun fires a shell capable of piercing the armour of an enemy tank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفنگ یک گلوله آتشین که می‌تواند زره یک تانک دشمن را سوراخ کند شلیک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اسلحه یک پوسته را قادر می سازد که زره های تانک دشمن را سوراخ کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He felt uneasy at acute piercing sound.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از شنیدن صدای تیز و تیز او ناراحت شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در صدای سوراخ کننده حاد احساس ناراحتی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She has such a piercing voice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون صدای نافذ داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او چنین صدای پر سر و صدا دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A piercing shriek cut through the silence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فریادی گوش‌خراش از میان سکوت گذشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سوراخ صدایی می شکند که از سکوت عبور کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He grinned and let out a piercing whistle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خندید و سوت گوش خراشی کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او عصبانی و سوت زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. She hadn't really meant to lie, but their piercing questions had forced her to.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او واقعا قصد دروغ گفتن نداشت، اما پرسش‌های piercing او را مجبور کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او واقعا به معنای دروغ نبود، اما سوالات پر سر و صدا او را مجبور کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. She felt foolish and unsure under his piercing gaze .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او احساس حماقت می‌کرد و زیر نگاه نافذ او مطمئن نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس ناامیدی و ناامیدانه ای را در زیر چشمهای پر سر و صدا احساس کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف piercing

پر سر و صدا (صفت)
loud , tumultuous , blatant , obstreperous , noisy , piercing , deafening , unquiet , clamorous , vociferous , earsplitting , uproarious

معنی عبارات مرتبط با piercing به فارسی

سرمای سوزدار، سرمای نافذ
صدای گوش خراش
حرف های موثر، کلمات دل نشین
صفحه یا پوشش زرهی، زره، جوشن، زره کاو، ضد زره، پاد زره، ثاقب

معنی کلمه piercing به انگلیسی

piercing
• penetrating; sharp, pointed
• a piercing sound is high-pitched and sharp in an unpleasant way.
• someone with piercing eyes has bright eyes which seem to look at you very intensely.
• a piercing wind is very cold.
• see also pierce.
piercing cold
• freezing cold, cold that penetrates to the bone
armor piercing
• able to penetrate armor
body piercing
• place on the body that is pierced with a stud or piece of jewelry

piercing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد ١٠:٤٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٦
حلقه هایی که به گوش،ابرو،بینی،لب می بندند.
|

M M ١٧:٥٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٨
میخ کوبی ، سوراخ کردن پوست قسمتهای مختلف پوست یا اندام به منظور زیبایی
|

Sunflower ١٥:٤٣ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
- دلخراش، جانگداز،
- دردناک، سوزناک


The piercing sound of ney
صدای سوزناک نِی
|

عدالت مجاوری ١٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
piercing sound = صدای بلند و گوشخراش
piercing eyes = چشمان نافذ
piercing wind = باد سوزدار
piercing sadness = غم سوزناک
|

مهران ٠٦:٢٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
نام قطعه فلزیست که به گوش لب لپ ناف و سایر قسمتهای بدن جهت زیبایی وصل میکنند
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی piercing
کلمه : piercing
املای فارسی : پیرینگ
اشتباه تایپی : حهثقزهدل
عکس piercing : در گوگل


آیا معنی piercing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )