برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1232 100 1

pig

/ˈpɪɡ/ /pɪɡ/

معنی: خنازیر، گراز، خوک، ادم حریص و کثیف، قالب ریختهگری، مثل خوک رفتار کردن، خوک زاییدن
معانی دیگر: (خودمانی) زن شلخته، (خودمانی) آدم پررو، پر مدعا، بی معرفت، (معمولا با: it) مثل خوک زندگی کردن، در کثافت زیستن، (با: out) پرخوری کردن، تا خرخره خوردن، لمباندن، خوک (به ویژه نوع اهلی آن از گونه ی sus scrofa)، کاس، گوشت خوک (بیشتر می گویند: pork یا pig meat)، آدم خوک صفت، پر خور، آزمند، چاق، (فلزکاری) شوشه، شمش چدن، چدن خام (pig iron هم می گویند)، قالب چدن ریزی، (خودمانی) پاسبان، پلیس، (ماده خوک) بچه کردن (بیشتر می گویند: to litter)

واژه pig در جمله های نمونه

1. pig skin
پوست خوک

2. pig oneself
با ولع خوردن،پرخوری کردن

3. pig together
با هم مثل خوک زندگی کردن،در کثافت زیست کردن

4. in pig
(ماده خوک) آبستن

5. buy a pig in a poke
ندیده خریدن (یا ازدواج کردن و غیره)،با بی‌اطلاعی کاری را انجام دادن

6. if a pig had wings it could fly
اگر را کاشتند سبز نشد

7. make a pig of oneself
پرخوری کردن،(در خوردن یا نوشیدن) زیاده‌روی کردن

8. even a blind pig occasionally picks up an acorn
حتی اشخاص بی‌عرضه هم گاهی موفق می‌شوند

9. he has married a pig of a woman
او زن شلخته‌ای را به همسری گرفته است.

10. They stood gaping at the pig in the kitchen.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با دهان باز به خوک در آشپزخانه ایستاده بودند
[ترجمه گوگل]آنها در خوک در آشپزخانه ایستادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The pig to be hogtied was on the counter.
[ترجمه ترگمان]خوک‌ها رو می be روی پی ...

مترادف pig

خنازیر (اسم)
barrow , scrofula , boar , pig , swine
گراز (اسم)
pig , hog , pork , tusker
خوک (اسم)
pig , swine , hog , pork
ادم حریص و کثیف (اسم)
pig
قالب ریختهگری (اسم)
pig
مثل خوک رفتار کردن (فعل)
pig
خوک زاییدن (فعل)
pig

معنی عبارات مرتبط با pig به فارسی

(فلزکاری) بستر شمش ریزی، قالب شنی، شن ویژه ریخته گری اهن
کله شق، خودسر، کودن
خودسرانه، ازروی کله شقی، ازروی کودنی
خودسری، کودنی
چدن خام، شمش چدن، آهن لخته، آهن خام، اهن کوره قالگری، لخته اهن، اهن توده
زبان زرگری
لخته سرب، توده سرب
با ولع خوردن، پرخوری کردن
با هم مثل خوک زندگی کردن، در کثافت زیست کردن
رجوع شود به: speak-easy
(جانورشناسی) خوک جنگلی (از جنس potamochoerus - بومی جنگل های افریقا)
اب سردى که روى ادم خوابیده میریزند تابیدارشود
انسان یا چیزی که در تجربه یا آزمایش علمی فدا می شود، (مجازی) موش آزمایشگاهی، (جانور شناسی) خوکچه ی هندی (از جنس cavia - گوش های کوتاه دارد و در تجربیات علمی مورد استفاده قرار می گیرد)، خوکچه هندی، انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید، الت دست خوک هندی، موش خرگوش، کسیکه حقوق خودرابلیره دریافت میکند
...

معنی pig در دیکشنری تخصصی

pig
[عمران و معماری] شمش
[نفت] لوله پاک کن
[شیمی] چدن خام ، شمش چدن ، آهن لخته ، آهن خام
[عمران و معماری] چدن خام - آهن خام - شمش چدن
[نفت] موشک جداسازی
[نفت] توپک تمیزکاری
[نفت] توپک سنجش
[نفت] توپک علامت
[نفت] موشک گیریایی

معنی کلمه pig به انگلیسی

pig
• hog, swine; cast iron; police officer, cop (derogatory slang)
• give birth to piglets
• a pig is a farm animal which is bred for its meat.
• if you call someone a pig, you mean that you think they are greedy, unkind, or unpleasant in some way; an offensive use.
• if you make a pig of yourself, you eat too much; an informal expression.
pig headed
• someone who is pig-headed refuses to change their mind about things; used showing disapproval.
pig in a poke
• something that is offered in such a way that its true value is hidden (particularly its lack of value)
pig iron
• raw iron, unrefined iron
pig out
• (slang) overeat, eat too much
ate like a pig
• overate, ate greedily, gluttonized, gorged
fat as a pig
• very fat
guinea pig
• type of small rodent; subject of an experiment
• a guinea pig is a small furry animal without a tail which is often kept as a pet.
• a guinea pig is also a person that is used in an experiment; an informal use.
like a pig
• greedy, sloppy, piggish
male chauvinist pig
• man who thinks of women as inferior and discriminates against them by applying to them stereotyped ideas of female inadequacy

pig را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
هم معنی خوک میده و هم یک اصطلاح هست به معنی (چاق ، کسی که زیاد غذا میخوره)
فرتاش راوش
[عامیانه] پلیس، پاسبان
لیندا
کثیف
Pedram
جعبه
zahra
خوک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pig
کلمه : pig
املای فارسی : پیگ
اشتباه تایپی : حهل
عکس pig : در گوگل

آیا معنی pig مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )