انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 892 100 1

واژه pincers در جمله های نمونه

1. Crabs normally catch food with their pincers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما معمولا غذا را با pincers صید می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خرچنگ ها به طور معمول غذا ها را با پوست صورت خود می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He worked with a pair of pincers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با یک جفت چنگک کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با یک جفت گیره کار میکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Hunger feels like pincers, like the bite of crabs, it burns, burns and has no fire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گرسنگی است، مانند نیش خرچنگ، میسوزه، میسوزه و آتش هم ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرسنگی مانند تلخی ها مانند نیش خرچنگ احساس می کند، آن را می سوزد، می سوزاند و آتش ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Don't struggle: take a grip with pincers or pliers and remove the sucker as though pulling out a nail.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تقلا نکنید: چنگال را بردارید و یا انبردست سوزنی را بردارید و ماهی را بیرون بیاورید، انگار که میخ را بیرون بکشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مبارزه نکنید با قلاب و یا انبردست را ببندید و مچ پا را به طوری که کشیدن یک ناخن را بردارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Suddenly he grabs her pincers with his.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان چنگال او را می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناگهان او با تیغه های خود را با خود می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They crush their victim in their pincers, but feed by injecting digestive juices and sucking the prey dry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها قربانی خود را در چنگال خود له می‌کنند، اما با تزریق اسید گوارش غذا می‌خورند و خود را خشک می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها قربانی خود را در پلاکاردهای خود می کشند، اما با تزریق آب گوارشی و مکیدن طعمه خشک می خورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Many sea-urchins of temperate waters have tiny pronged pincers, often provided with poison glands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از این کودکان دریایی آب‌های معتدل گاز مختلفی دارند که اغلب با غدد سمی تامین می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از ماهیان دریایی آب های معتدل دارای گیره های کوچک هستند که اغلب با غدد سمی تامین می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Quick - adjustment Hydraulic System: Quick regulations on pincers & fingers, maximizing machine performance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم هیدرولیکی با تنظیم سریع: مقررات سریع بر روی گاز انبر، به حداکثر رساندن عملکرد ماشین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنظیم سریع سیستم هیدرولیک مقررات سریع در انگشتان دست و پا زدن، به حداکثر رساندن عملکرد دستگاه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Special quick pincers can be settled on wheel rim quickly and easily. Alignment angles as camber, toe-in etc. can be detected without lifting the vehicles and making compensation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک گاز انبر سریع می‌تواند به سرعت و به راحتی روی لبه چرخ قرار بگیرد زاویه‌های Alignment مثل camber، پنجه - در و غیره را می توان بدون برداشتن وسایل نقلیه و جبران خسارت تشخیص داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گیره های ویژه سریع می توانند به سرعت و به راحتی بر روی چرخ چرخان نصب شوند زاویه تقاربی را به عنوان زاویه، پا و غیره می توان بدون بلند کردن وسایل نقلیه و جبران خسارت تشخیص داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Pincers poised and eyes gleaming, a bulldog ant surveys its surroundings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مورچه بولداگ نزدیک بود و چشمانش برق می‌زد، یک مورچه بولداگ به اطراف خود نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Pincers و چشم gleaming، موز بولداگ بررسی محیط اطراف آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A pair of pincers used in medical treatment; especially for the delivery of babies .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک جفت of که در درمان پزشکی به کار می‌روند، به خصوص برای زایمان نوزادان
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک جفت مچ دست در درمان پزشکی استفاده می شود؛ به ویژه برای تحویل نوزادان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It was within the claws of the Warsaw pincers that the Polish Army fought and died.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در میان پنجه‌های of ورشو بود که ارتش لهستان جنگید و مرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این درون پنجه پلنگهای ورشو بود که ارتش لهستان جنگید و درگذشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His surgical instruments were a knife and a pair of pincers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ابزار جراحی او چاقو و یک جفت چنگک بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابزار جراحی او یک چاقو و یک جفت گیره بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Some grew to a length of two metres and were armed with immense pincers with which they seized smaller creatures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضیها به طول دو متر رشد کردند و مسلح به pincers عظیمی بودند که موجودات کوچک‌تری آن را توقیف کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از آنها دو متر طول کشیدند و با پرچم های عظیم مسلح شده بودند که آنها موجودات کوچکتر را کشف کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pincers

انبر (اسم)
barnacle , pliers , pincers

معنی عبارات مرتبط با pincers به فارسی

(ارتش) حرکت گاز انبری، حمله ی گاز انبری

معنی کلمه pincers به انگلیسی

pincers
• pliers, tongs; tweezers, forceps

pincers را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی pincers

ebitaheri@gmail.com ١٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
اَنبرک
|

پیشنهاد شما درباره معنی pincers



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی pincers
کلمه : pincers
املای فارسی : پینکرس
اشتباه تایپی : حهدزثقس
عکس pincers : در گوگل


آیا معنی pincers مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )