برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1222 100 1

piss off


(خودمانی - زننده) 1- دلخور کردن، عصبانی کردن 2- رفتن، گور خود را گم کردن

معنی کلمه piss off به انگلیسی

piss off
• go away, leave, depart; annoy, make angry (slang)

piss off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arisan
گور تو گم کن
Hannah
گمشو
fri
گورتو‌ گم کن
یاور منصوری
to piss someone off= to grieve somone= to sadden someone
مثال: she really pisses me off او مرا واقعا ناراحت میکنند عصبی میکند
یاور منصوری
piss off= fuck off = get lost= گم شو
امین
piss off=fuck off=bugger off=sod off=get lost:گمشو،برو گمشو،گورت را گم کن.
Asal
شاشیدن ب کسی ،کسی رو عصبی کردن،بهم ریختن کسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی piss off
کلمه : piss off
املای فارسی : پیس آاف
اشتباه تایپی : حهسس خبب
عکس piss off : در گوگل

آیا معنی piss off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )