انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1104 100 1

pith

تلفظ pith
تلفظ pith به آمریکایی/ˈpɪθ/ تلفظ pith به انگلیسی/pɪθ/

معنی: قوت، مغز، اهمیت، مغز میوه، مغز حرام، مغز تیره، مخ استخوان
معانی دیگر: بخش اصلی، قسمت اساسی هر چیز، جان کلام، لب مطلب، اس، اساس، چکیده، (ساقه ی برخی گیاهان) مغز، مغز استخوان (بیشتر می گویند: marrow)، (پرتقال و نارنج و غیره) پوسته یا لایه ی سفیدی که زیر پوست خارجی قرار دارد، نیرو، بنیه، طراوت، (ساقه ی گیاه) مغز درآوردن، مغز تیره ی جانور را قطع کردن، م  استخوان، پر معنی و عمیق

واژه pith در جمله های نمونه

1. of great pith and moment
ترجمه بسیار مهم و خطیر،حیاتی

2. freedom of speech is the very pith of liberty
ترجمه آزادی بیان هسته‌ی مرکزی آزادی است.

3. his style is flowery but lacks pith
ترجمه سبک او پر رنگ و آب ولی عاری از معانی عمیق است.

4. The pith of his speech was focused on the importance of education.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عمق کلام او بر اهمیت آموزش و پرورش متمرکز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سخنان او از اهمیت آموزش و پرورش متمرکز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. That was the pith of his argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این معنی واقعی استدلال او بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حقیقت استدلال اوست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Using a sharp knife, cut away the pith and peel from both fruits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از یک چاقوی تیز، مغز و پوست هر دو میوه‌ها را ببرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از یک چاقوی تیز، ساقه و پوست را از هر دو میوه برش دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Remove the skin and white pith and eat as it is for a simple, refreshing dessert.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پوست و مغز سفید را بردارید و همان طور که برای یک دسر ساده و با طراوت است غذا بخورید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پوست و اسفناج سفید را از بین ببرید و به عنوان یک دسر ساده و طراوت بخورید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The pith helmet with an attentive elephant in waiting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلاه ایمنی در سر دارد با یک فیل دقیق که در انتظار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلاه سرباز با توجه به فیل در حال انتظار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Cut the peel and pith from the remaining two oranges and cut out the segments from each orange.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پوست و پوست خود را از دو پرتقال باقیمانده ببرید و بخش‌هایی از هر پرتقال را ببرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برش پوست و صخره ها را از دو آپارتمان باقی مانده و بخش هایی از هر پرتقال را برش دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Peel 3 more oranges, cutting away all the pith and membrane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سه پرتقال دیگر را کنار بگذارید و تمام مغز و غشا را از بین ببرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]3 آپالئین دیگر را پوست کن، برش تمام اسفنج و غشا را بردارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Digital Signal Process is the spirit and pith of all the software radio.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پردازش سیگنال دیجیتال روح و مغز تمام برنامه‌های رادیویی نرم‌افزار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرایند سیگنال دیجیتال روح و قوای تمام رادیو نرم افزاری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The characteristics of the size of pith, the ratio of pith and the ratio of tegument vs. xylem have drastic variation among the three hybrid combinations of Dongzao seedlings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویژگی‌های عمق مغز، نسبت عمق مغز و نسبت tegument در مقابل بافت چوبی دارای تغییرات شدید در میان سه ترکیب هیبرید از نهال‌های Dongzao می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ويژگي هاي اندازه ذرت، نسبت سيره و نسبت عناب در مقابل زايلم، در ميان سه ترکيب هيبريدي گياهچه هاي Dongzao تفاوت زيادي دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The pith of this stemlike stele appears rather strongly like collenchyma tissue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عمق مغز این ستون سنگی به شدت شبیه بافت collenchyma به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستون از این ستون ساقه به نظر می رسد به شدت مانند بافت کولونچیما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Tangerine pith is good for one's health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مغز Tangerine برای سلامتی فرد خوب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سنگ مرمریت برای سلامت خود مفید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pith

قوت (اسم)
strength , food , accent , emphasis , stress , intensity , bread , nutrition , nourishment , pith , punch , maintenance , vis
مغز (اسم)
brain , nucleus , kernel , marrow , pith , pate , encephalon , pericranium , gray matter
اهمیت (اسم)
matter , significance , emphasis , stress , circumstance , gravity , magnitude , moment , pith , valor , importance , dimension , notability
مغز میوه (اسم)
flesh , pith
مغز حرام (اسم)
pith , medulla , spinal cord
مغز تیره (اسم)
pith , spinal cord
مخ استخوان (اسم)
pith

معنی کلمه pith به انگلیسی

pith
• vital part, essence; core, central part; strength; spongy material in the center of plants; spinal cord (archaic)
• remove the pith from plants; pierce the spinal cord of an animal
• the pith of a citrus fruit such as an orange is the white substance underneath the peel.
pith helmet
• sun hat made of dried pith

pith را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pith
کلمه : pith
املای فارسی : پیته
اشتباه تایپی : حهفا
عکس pith : در گوگل


آیا معنی pith مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )