برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1281 100 1

pizzeria

/ˌpitsəˈriːə/ /ˌpiːtsəˈriːə/

(دکان) پیتزا فروشی

واژه pizzeria در جمله های نمونه

1. We ate at a pizzeria in town.
[ترجمه مهدی صباغ] ما در یک پیتزافروشی در شهر غذا خوردیم.
|
[ترجمه ترگمان] تو شهر \"pizzeria\" غذا خوردیم
[ترجمه گوگل]ما در یک شهر پیتزا فروشی خوردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An adjoining pizzeria and restaurant under the same management offer indoor or alfresco dining.
[ترجمه ترگمان]یک رستوران و رستوران مجاور در زیر همان پیشنهاد مدیریت داخلی یا داخلی را پیشنهاد می‌کند
[ترجمه گوگل]یک پیتزای مجاور و رستوران تحت مدیریت مشابه، غذا در محیط داخلی و یا در فضای باز ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The hotel has two main restaurants, pizzeria, pool snack bar.
[ترجمه ترگمان]این هتل دو رستوران اصلی دارد: pizzeria، نوار میان وعده
[ترجمه گوگل]این هتل دارای دو رستوران اصلی، پیتزا فروشی، استخر اسنک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه pizzeria به انگلیسی

pizzeria
• place where pizzas are made and sold, italian restaurant that serves pizza

pizzeria را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

@mahhdi2004
پیتزا فروشی
The restaurant that serves pizza
متین خدایی
پیتزا فروشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pizzeria
کلمه : pizzeria
املای فارسی : پیززریا
اشتباه تایپی : حهظظثقهش
عکس pizzeria : در گوگل

آیا معنی pizzeria مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )