برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1281 100 1

plaid

/ˈplæd/ /plæd/

معنی: پارچه پیچازی، شطرنجی
معانی دیگر: (شمال اسکاتلند) شال گردن پشمی (با طرح خطوط متقاطع)، پارچه ی پیچازی

بررسی کلمه plaid

اسم ( noun )
(1) تعریف: a fabric bearing a pattern of stripes of various widths and colors, intersecting at right angles.

- The kilts are made of plaid.
[ترجمه ترگمان] دامن kilts از پارچه پیچ شده‌اند
[ترجمه گوگل] کتیبه ها ساخته شده از کراوات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the pattern itself.
صفت ( adjective )
• : تعریف: bearing a pattern like that of a plaid.

- He likes to wear his plaid flannel shirts on the weekends.
[ترجمه ترگمان] اون دوست داره که لباس plaid رو روی آخر هفته بپوشه
[ترجمه گوگل] او دوست دارد پیراهن فلانلای کراوات خود را در تعطیلات آخر هفته بپوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه plaid در جمله های نمونه

1. Jack's plaid shirt didn't mix well with his striped trousers.
[ترجمه ترگمان]پیراهن شطرنجی جک با شلوار راه‌راه او سازگار نبود
[ترجمه گوگل]تی شرت جک را با شلوار راه راه خود مخلوط نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Eddie wore blue jeans and a plaid shirt.
[ترجمه ترگمان]ادی یک شلوار جین آبی و یک پیراهن شطرنجی به تن داشت
[ترجمه گوگل]ادی شلوار آبی و یک پیراهن شلوار جین را پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Jack's plaid skirt didn't mix well with his striped trousers.
[ترجمه ترگمان]دامن plaid جک با شلوار راه‌راه او خوب نشده بود
[ترجمه گوگل]دامن دامن جک با شلوار راه راهش هماهنگ نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mary affects plaid coats.
[ترجمه ترگمان]مری کت plaid را آلوده می‌کند
[ترجمه گوگل]مریم روی کتهای کتانی تاثیر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف plaid

پارچه پیچازی (اسم)
plaid , tartan
شطرنجی (صفت)
checked , checkered , plaid , chequered

معنی عبارات مرتبط با plaid به فارسی

(از منسوجات اسکاتلند) پارچه شطرنجی سیاه و سفید، پیچازی (دارای راه راه های سیاه و سفید عمود بر هم) (glenurquhart هم می گویند)

معنی plaid در دیکشنری تخصصی

[نساجی] پارچه چهارخانه رنگی - پارچه شطرنجی - طرح چهاخانه رنگی - طرح شطرنجی
[ریاضیات] پیچازی
[آمار] چهارخانه ای
[آمار] مربعهای چهارخانه ای و نیم چهارخانه ای
[ریاضیات] مربع پیچازی
[ریاضیات] طرح مربع پیچازی
[ریاضیات] نیمه پیچازی
[آمار] نیم چهارخانه ای

معنی کلمه plaid به انگلیسی

plaid
• colorful fabric with a pattern of squares and crossbars
• plaid is material with a tartan or other check design on it, or the design itself; used in american english.
• a plaid is a long piece of tartan material which is worn over the shoulder as part of scottish highland national dress.

plaid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رقیه
چهار خونه درشت
خشایار نوروزی
پارچه چهارخانه(چارخانه)
معین
پارچه چار خانه
Reyhaneh
چارخونه
hasti
دارای نوار های متقاطع ، چهار خونه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی plaid
کلمه : plaid
املای فارسی : پلید
اشتباه تایپی : حمشهی
عکس plaid : در گوگل

آیا معنی plaid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )