برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1330 100 1

planning

/ˈplænɪŋ/ /ˈplænɪŋ/

معنی: برنامه ریزی، طرح ریزی

بررسی کلمه planning

اسم ( noun )
• : تعریف: the act of figuring out how to do something ahead of time.

- A wedding requires a lot of planning.
[ترجمه سید امیرحسین اسلامی] یک عروسی به برنامه ریزی فراوانی نیاز دارد
|
[ترجمه ترگمان] یک عروسی مستلزم برنامه‌ریزی زیادی است
[ترجمه گوگل] عروسی نیاز به برنامه ریزی زیادی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه planning در جمله های نمونه

1. pinpoint planning
برنامه‌ریزی مو به مو (دقیق)

2. short-run planning
برنامه‌ریزی کوتاه مدت

3. sound planning is crucial to economic development
برنامه‌ریزی معقول برای پیشرفت اقتصادی اهمیت حیاتی دارد.

4. a family planning clinic
اندرزگاه تنظیم خانواده

5. he is planning to make a complaint against the police
او خیال دارد از پلیس شکایت کند.

6. he is planning to perfect his education right here at home
او می‌خواهد همین جا در وطن تحصیلات خود را کامل کند.

7. i am planning to discontinue my subscription
خیال دارم آبونمان خود را قطع کنم.

8. they are planning to turn bushehr into the main entrepôt of the persian gulf
آنها می‌خواهند بوشهر را تبدیل به شاه‌بندر اصلی خلیج فارس بکنند.

9. hossein is apparently planning to go on a trip
حسین ظاهرا قصد سفر دارد.

10. merchants who are planning to vend abroad
بازرگانانی که در نظر دارند در برون‌مرز دست به فروش بزنند

11. the communists were planning to penetrate labor unions
کمونیست‌ها می‌خواستند در اتحادیه‌های کارگری نفوذ کنند.

...

مترادف planning

برنامه ریزی (اسم)
schematization , planning
طرح ریزی (اسم)
skeleton , sketching , scheming , planning , projecting

معنی عبارات مرتبط با planning به فارسی

تنظیم خانواده
برنامه ریزی محصولات
طرح ریزی سیستم
طراحی شهر، شهر سازی

معنی planning در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] برنامه ریزی
[عمران و معماری] برنامه ریزی - طراحی
[صنعت] برنامه ریزی، طرح ریزی - برنامه ریزی عبارتست از تعیین هدف و یافتن و ساختن راه وصول به آن.
[ریاضیات] برنامه ریزی، تنظیم برنامه، طرحریزی، طراحی، نقشه کشی
[معدن] طراحی (عمومی استخراج)
[آمار] برنامه ریزی
[صنعت] طرح و برنامه
[صنعت] سیستم بودجه بندی طرح و برنامه
[عمران و معماری] برنامه ریزی و طراحی
[صنعت] افق برنامه ریزی
[ریاضیات] افق برنامه ریزی
[عمران و معماری] عامل برنامه ریزی - عامل طراحی
[عمران و معماری] روش برنامه ریزی - روش طراحی
[عمران و معماری] مقیاس برنامه ریزی - مقیاس طراحی
[عمران و معماری] متغیر برنامه ریزی - متغیر طراحی
[عمران و معماری] برنامه ریزی پیشرفت کار
[عمران و معماری] برنامه ریزی فرودگاه
...

معنی کلمه planning به انگلیسی

planning
• programming, scheming, scheduling
• planning is the process of deciding in detail how to do something before you actually start to do it.
• planning is also control by the local government of the way that land is used and of what new buildings are built.
• see also family planning, plan.
planning ahead
• advance planning, devising ahead of time, advance designing
planning branch
• military branch that deals with planning and researching issues related to military structure and combat strategy
planning branch ghq
• branch of the military which is responsible for the planning the structure and infrastructure of the army
planning permission
• planning permission is official permission that you must get from the local authority before you can build a house or make an extension to an existing building.
planning scheme
• plan of action, method of planning
budgetary planning
• allocating of funds, drawing up of a budget
city planning
• designing the physical layout of cities, planning the infrastructure of an urban area
commercial planning
• making of strategic marketing or business plans
deliberate planning
• careful planning
economic planning
• careful planning which makes the best use of available resources
educational planning
• planning of an educational system
enterprise resource planning
• erp, integrated business management system (include ...

planning را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ع
نقشه کشیدن
Zahra
درصدد
Zahra
قصد داشتن
As
برنامه ریزی ،تنظیم، طراحی
Zahra,f
قصد داشتن
سما عرفان
برنامه ریزی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی planning
کلمه : planning
املای فارسی : پلنینگ
اشتباه تایپی : حمشددهدل
عکس planning : در گوگل

آیا معنی planning مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )