برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1288 100 1

play up

/ˈpleɪˈəp/ /pleɪʌp/

معنی: تاکید کردن، اطمینان دادن به
معانی دیگر: (عامیانه) مهم جلوه دادن، (کسی یا رویدادی را) بزرگ کردن

واژه play up در جمله های نمونه

1. In football, the players who play up front get the most goals.
[ترجمه ترگمان]در فوتبال، بازیکنان که جلو می‌روند بیش‌ترین گل را به دست می‌آورند
[ترجمه گوگل]در فوتبال، بازیکنان که به جلو بازی می کنند بیشترین اهداف را کسب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Don't let the pupils play up.
[ترجمه ترگمان]نذار شاگردها بازی کنن
[ترجمه گوگل]اجازه ندهید که دانش آموزان بازی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Julia knows how to play up to the supervisors - she can always get time off work when she wants it.
[ترجمه ترگمان]جولیا می‌داند چطور با سرپرستان بازی کند - او همیشه می‌تواند وقتی می‌خواهد کار کند
[ترجمه گوگل]جولیا می داند که چگونه می تواند به سرپرستان بازی کند - او می تواند زمانی که او می خواهد از کار خارج شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The car's engine is beginning to play up.
[ترجمه ترگمان]موتور اتومبیل شروع به نواختن می‌کند
[ترجمه گوگل]موتور ماشین شروع به بازی می کند
[ترجمه شما] ...

مترادف play up

تاکید کردن (فعل)
accent , stress , accentuate , underline , enforce , play up , punctuate
اطمینان دادن به (فعل)
play up

معنی عبارات مرتبط با play up به فارسی

(عامیانه) خود شیرینی کردن، تعریف بی جا کردن، چاپلوسی کردن، پشتیبانی کردن از

معنی کلمه play up به انگلیسی

play up
• advertise, publicize
play up to
• flatter, attempt to gain favor

play up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
به رخ كشيدن، اغراق كردن
Naddiiaaa
بد رفتاری کردن یا بی ادبی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی play up
کلمه : play up
املای فارسی : پلی آاپ
اشتباه تایپی : حمشغ عح
عکس play up : در گوگل

آیا معنی play up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )