برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

pleasance

/ˈplezns/ /ˈplezns/

معنی: شادی، خوشی، ادب، عیش، مطبوع بودن
معانی دیگر: (در اصل) خشنودی، خوش ایندی

واژه pleasance در جمله های نمونه

1. Youth is full of pleasance, age is full of care.
[ترجمه ترگمان]جوانی پر از pleasance، سن پر از مراقبت است
[ترجمه گوگل]جوانان پر از لذت است، سن پر از مراقبت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Anthony Alderson, director of the Pleasance theatre company in London is the first to admit his desk is a mess: "We can't all be neat, and my desk is a pigsty" he says.
[ترجمه ترگمان]آنتونی Alderson، مدیر شرکت تئاتر Pleasance در لندن، اولین کسی است که به پذیرش میز خود اعتراف می‌کند: \" همه ما نمی‌توانیم تمیز باشیم، و میز من یک pigsty است \"
[ترجمه گوگل]آنتونی آلدرسون، مدیر شرکت تئاتر Pleasance در لندن، اولین کسی است که میز خود را پذیرفته است، 'ما نمی توانیم همه شسته و رفته باشی و میز من چرمی است'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. During the pleasance for China's 50th Anniversary, Tongliang Dragon has drawn a beautiful picture and performed the imaginable culture symbols.
[ترجمه ترگمان]اژدها دراگون در طی the برای پنجاهمین سالگرد چین تصویری زیبا ترسیم کرد و نمادهای فرهنگی قابل‌تصور را به نمایش گذاشت
[ترجمه گوگل]در خلال سالگرد 50 ساله چین، Tongliang اژدها یک تصویر زیبا را به تصویر کشیده و نمادهای فرهنگ قابل تصور را انجام داده است
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف pleasance

شادی (اسم)
airiness , happiness , rejoicing , jubilation , gaiety , glee , mirth , caper , curvet , exultation , gala , pleasance , joyance
خوشی (اسم)
fun , rejoicing , gaiety , glee , exhilaration , mirth , merriment , spree , solace , pleasure , delight , joy , enjoyment , gust , ball , frolic , festivity , gasser , jollification , consolation , joyfulness , gladness , jollity , merrymaking , lark , hilarity , jamboree , jocundity , pleasance , joyance , laverock
ادب (اسم)
manner , politeness , complaisance , curtsey , curtsy , gentilesse , decorum , politesse , pleasance
عیش (اسم)
mirth , pleasure , luxury , jollity , living in pleasure , pleasance
مطبوع بودن (اسم)
pleasance

معنی کلمه pleasance به انگلیسی

pleasance
• pleasurable place, amusement park; pleasure, enjoyment, contentment (archaic)

pleasance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
خوشايندي
ستاره كريمي وند
خوش ايندي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pleasance
کلمه : pleasance
املای فارسی : پلیسنک
اشتباه تایپی : حمثشسشدزث
عکس pleasance : در گوگل

آیا معنی pleasance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )