برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1324 100 1

polygon

/ˈpɑːlɪˌɡɑːn/ /ˈpɒlɪɡən/

معنی: چند گوشه
معانی دیگر: (هندسه) چند ضلعی، چند بر، کثیر الاضلاع، چند گوش، بسیار پهلو

بررسی کلمه polygon

اسم ( noun )
مشتقات: polygonal (adj.), polygonally (adv.)
• : تعریف: a closed, two-dimensional figure with three or more sides bounded by straight lines.

واژه polygon در جمله های نمونه

1. this polygon has twelve faces
این کثیرالاضلاع دوازده بر دارد.

2. an irregular polygon
چندوجهی نامنظم

3. to inscribe a polygon in a circle
چند وجهی را در دایره محاط کردن

4. The polygon definitions are written to the file whose unit number is
[ترجمه ترگمان]تعاریف چند ضلعی به پرونده‌ای نوشته می‌شوند که شماره واحد آن
[ترجمه گوگل]تعاریف چند ضلعی به پرونده ای که شماره واحد آن است، نوشته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The error can spread over the polygon by altering the positions of the boundary points appropriately.
[ترجمه ترگمان]خطا می‌تواند با تغییر موضع نقاط مرزی به طور مناسب روی چند ضلعی پخش شود
[ترجمه گوگل]خطا می تواند با تغییر موقعیت نقاط مرزی به درستی بر چند ضلعی گسترش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Positive form can be introduced into any polygon or polyhedron by regarding it as a closed skin subjected to internal expansion.
[ترجمه ترگمان]فرم مثبت را می توان به هر چند ضلعی یا polyhedron با توجه به آن به عنوان یک پوست بسته در معرض انبساط داخلی معرفی کرد
...

مترادف polygon

چند گوشه (اسم)
polygon

معنی عبارات مرتبط با polygon به فارسی

(هندسه) چاوله ی چندبر، چند ضلعی نامتقارن، کثیرالاضلاع نامنظم، چند ضلعی بی قرینه
چند ضلعی کروی، چند بر کروی، کثیر الاضلاع کروی

معنی polygon در دیکشنری تخصصی

polygon
[علوم دامی] سیستم پلی گان ؛ نوعی سیستم شیر دوشی که گاوها در چهار طرف گودالی ، به شکل لوزی قرار می گیرند .
[عمران و معماری] چند ضلعی - کثیرالاضلاع - بس گوشه
[کامپیوتر] چند ضلعی - شکل بسته ی هندسی با تعدادی اظلاع مستقیم . مستطیل ،مربع، پنج ضلعی، شش ضلعی، هفت ضلعی و هشت ضلعی نمونه های چند ضلعی هستند .
[زمین شناسی] چند ضلعی ،کثیرالاضلاع - پوششی دارای اطلاعاتی بر موجودیتهای مستقل جغرافیایی که توسط پلیگونها و خصوصیتهای وابسته عرضه می شود.
[ریاضیات] چندضلعی، چندبر
[آمار] چندبَر
[معدن] روشچند ضلعی (ارزیابی ذخیره)
[عمران و معماری] کثیرالاضلاع نیرو - بس گوشه نیرو
[ریاضیات] توزیع احتمال چندگوش
[زمین شناسی] عملکرد سیستمهای اطلاعات فضایی که به کمک آن پلیگونها داخل پنجره جستجو قرار میگیرند یا مجموعه ویژهای از شرایط جستجو را انتخاب می کنند
[برق و الکترونیک] خط تاخیر نوع چند ضلعی خط تاخیر ساخته شده از سیلیکا نازک شده بدون تنش که به شکل چند ضلعی در آورده می شود و سطوح آن طوری طراحی می شوند که باریکه های مافوق صوت را چندین بار بازتابش دهند.
[عمران و معماری] کثیرالاضلاع شتاب
[ریاضیات] چندضلعی کوشی
circumscribed circle of a po ...

معنی کلمه polygon به انگلیسی

polygon
• figure with three or more sides, type of geometric figure
• a polygon is a shape made by three or more straight lines or sides; a technical term in mathematics.
regular polygon
• multiple sided figure in which all sides and angles are equal

polygon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن
چندضلعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی polygon
کلمه : polygon
املای فارسی : پلیگان
اشتباه تایپی : حخمغلخد
عکس polygon : در گوگل

آیا معنی polygon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )