انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

بررسی کلمه porky

صفت ( adjective )
حالات: porkier, porkiest
(1) تعریف: of, pertaining to, or similar to pork.

(2) تعریف: overweight; obese.

واژه porky در جمله های نمونه

1. Have you been telling porkies again?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوباره به \"porkies\" گفتی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا دوباره گوشت خوک را گفته اید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He's been looking a bit porky since he gave up smoking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از موقعی که سیگار را ترک می‌کرد اندکی فربه شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از زمانی که سیگار کشیدن را ترک کرده است، کمی گرسنه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Was he telling porkies again?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوباره به \"porkies\" گفته بود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا او دوباره گوشت خوک را گفت؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A moment later Posh Porky marched into the middle of the room and stood right in front of him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لحظه‌ای بعد Posh Porky به وسط اتاق رفت و درست جلوی او ایستاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک لحظه بعد Posh Porky به وسط اتاق حرکت کرد و در مقابل او ایستاده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Murphy. . . looked lethargic at a porky 206 pounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مورفی \"به ۴۵ کیلو چاقالو به\" بی‌حال \"نگاه می‌کرد\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفی پری دریایی 206 پوند را نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The fleshy and porky figure of the actor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهره چاق و porky بازیگر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهره گوشتی و گوشت خوار بازیگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Not to mention the rather porky fool cells.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این معنی نیست که از این سلول‌های کج و معوج خوشت می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای اشاره به سلول احمق به جای خوک نه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There is no question here. The porc in porcelain is the same porc as pork, like porky pig.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ سوالی اینجا نیست The چینی مثل خوک چاق شبیه گوشت خوک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد جنس در پرسلن همان جنس گوشت خوک مانند گوشت خوک خوک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Speak with an accent ( French, German, Porky Pig, etc. ) during a very important conference call.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در طی کنفرانس بسیار مهمی با لهجه فرانسوی، آلمانی، porky خوک و غیره صحبت کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک کنفرانس بسیار مهم با لهجه (فرانسه، آلمانی، خوک خوار و غیره) صحبت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه porky به انگلیسی

porky
• (slang) porcupine
• fat, chubby; like a pig, resembling a pig

porky را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی porky

ebitaheri@gmail.com ١٠:١٠ - ١٣٩٦/١١/٠٣
گوشتالو ، چاقالو ، خپل
|

پیشنهاد شما درباره معنی porky



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی porky
کلمه : porky
املای فارسی : پرکی
اشتباه تایپی : حخقنغ
عکس porky : در گوگل


آیا معنی porky مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )