برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1282 100 1

positive

/ˈpɑːzətɪv/ /ˈpɒzətɪv/

معنی: قطعی، مثبت، محقق، یقین
معانی دیگر: بیشند، مطمئن، بی شبهه، بی چون و چرا، کامل، دقیق، صریح، قاطع، سازنده، خوش بینانه، مفید، قراردادی، سنتی، عرفی، (دستور زبان) صفت مطلق، قید مطلق (در برابر: تفضیلی comparative و عالی superlative)

بررسی کلمه positive

صفت ( adjective )
(1) تعریف: definite; certain.
مترادف: certain, definite, sure
متضاد: doubtful, uncertain
مشابه: assured, clear, cocksure, confident, tangible

- He's positive that this is the right place.
[ترجمه ^_^] او یقین دارد که این مکان درست است.
|
[ترجمه ارشان] او مطمئن است که جایی که هست آدرس درستی میباشد
|
[ترجمه ترگمان] او مثبت است که اینجا مکان مناسبی است
[ترجمه گوگل] او مثبت است که این درست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: marked by or showing affirmation.
مترادف: affirmative, confirmatory
متضاد: negative
مشابه: clear, conclusive, decisive, definite, favorable, firm, unequivocal, unreserved

- I didn't really expect a positive answer, so I was surprised when she said "yes."
...

واژه positive در جمله های نمونه

1. positive advice
پند سازنده

2. positive charge
(برق) بار مثبت

3. positive criticism
انتقاد سازنده

4. positive electricity
برق مثبت

5. positive instructions
دستورات صریح

6. positive tropism
(زیست شناسی) گرایش مثبت

7. a positive answer
پاسخ مثبت

8. a positive law
قانون سنتی

9. a positive number
(ریاضی) عدد مثبت

10. accentuate the positive
روی نکات مثبت هرچیز تکیه کن.

11. are you positive he won't come?
یقین داری که نخواهد آمد؟

12. we have positive proof that he is guilty
ما دلایل قطعی در دست داریم که او گناهکار است.

13. he is a positive fool
او یک احمق به تمام معنی است.

14. it was a positive delight to meet you
ملاقات شما کاملا محظوظ کننده بود.

15. she has a positiv ...

مترادف positive

قطعی (صفت)
absolute , decisive , definite , definitive , certain , final , unconditional , critical , decretive , decretory , positive , categorical , sure , last , categoric , conclusive , deterministic , trenchant , decided , magistral , terminative , peremptory , uncompromising , irrevocable
مثبت (صفت)
affirmative , positive , established
محقق (صفت)
right , certain , unquestioning , positive , sure , ascertained , unquestionable , incontestable
یقین (صفت)
positive , sure , surefire

معنی عبارات مرتبط با positive به فارسی

الکتریسیته ی مثبت، بار مثبت
بازخورد مثبت
فیلم مثبت
عدد صحیح مثبت
قانون مورد اجرای دولت در مقابل قانون طبیعت
منطق مثبت
قطب مثبت درزمین قطب جنوب
مرور زمان مملک
(ریاضی) علامت مثبت، نشان بیشند، علامت جمع (این نشان: +)
(ترکیزه شناسی) وابسته به ترکیزه ی گرم مثبت (باکتری های گرم مثبت رنگ بنفش کریستال را به خود گرفته و در اثر الکل آن را از دست نمی دهند و از این رو بنفش دیده می شوند) (رجوع شود به: gram's method)
(پزشکی) دارای عامل ار-هاش، ار- هاش مثبت

معنی positive در دیکشنری تخصصی

[سینما] فیلم مثبت - نسخه مثبت فیلم - کپیه مثبت - نسخه مثبت
[برق و الکترونیک] مثبت
[زمین شناسی] مثبت، قطب مثبت، مرتفع - (زمین ساخت):ناحیه ای از یک کراتون که به محلی بلندتر از ناحیه پیرامونی ختم می شود؛ یک عنصر مثبت.
[حقوق] مثبت، موضوعه، اثباتی، محقق، مطمئن، مسلم، متیقن
[ریاضیات] مثبت
[حسابداری] تحقیقات مثبت حسابداری
[ریاضیات] شرط مثبت و محدود بودن
[ریاضیات] زاویه ی مثبت
[حسابداری] روش مثبت
[برق و الکترونیک] بایاس مثبت بایاسی روی بیس یا گیت ترانزیستور که نسبت به امیتر یا سورس آن مثبت است .
[پلیمر] دوخطی مثبت
[زمین شناسی] دوشکستی مثبت - دوشکستی ای که در آن سرعت پرتو عادی بیشتر از پرتو غیر عادی است.
[آمار] فروریزش مثبت
[برق و الکترونیک] بار مثبت بار موجود روی جسمی که الکترونهای آن کمتر از حد عادی است . - بار مثبت
...

معنی کلمه positive به انگلیسی

positive
• photograph having true colors; pole with a positive electrical charge (electricity); first degree of comparison (grammar)
• not negative; favorable, beneficially; explicit, clear; practical, not based on theory
• people who are positive are hopeful and confident.
• a positive action is done in very deliberate or forceful way that is likely to have good results.
• a positive development or achievement is considered to be good or useful.
• a positive response shows agreement, approval, or encouragement.
• you can use positive to emphasize that something is the case.
• if you are positive about something, you are completely sure about it.
• positive evidence gives definite proof of something.
• if a scientific test is positive, it shows that something has happened or is present.
• a positive number is greater than zero.
positive analysis
• analysis of the existing situation
positive answer
• agreement, confirmation, endorsement, approval, saying "yes"
positive approach
• confident attitude, looking at the good side
positive aspect
• positive side, good element within the bad
positive attitude
• good attitude or outlook, optimism
positive commandment
• commandment to do something (as opposed to being prohibited from doing something)
positive current
• particle in the nucleus of an atom which has a positive electrical charge
positive degree
• condition of an adjective or adverb which symbolizes simple quality without comparison or relation to increase or diminution (grammar)
positive disc ...

positive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر مهدی رشید
حتمی
علی
مطمعن
فاطمه
در جملات مثبت استفاده میشود
بهار
مثبت
...
مطمئن بودن
*Sahel*
مطمئن بودن،یقین داشتن
*Sahel*
مطمئن بودن،یقین داشتن
مهر زینب
I liked you and love you
The love answer is positive
من تو رو پسندیدم و دوستت دارم
جواب عشق مثبت
يار دلواري
faithful )My love answer is positive to you )
پاسخ عشق من به شما مثبت است
يار دلواري
I said that I have a great positive image
But the most important thing is the beauty of being in the human being that attracts you
من كه گفتم چهره مثبت فوق العاده ي دارم
اما مهم زيبايي سيرت درون انسان هست كه جذابيت ميبخشد
Arian
positive law :حقوق موضوعه/نوشته
tinabailari
مثبت ، فکر مثبت ، امیدوار کننده👯‍♀️
you've got to be more positive about your work
باید در مورد کارت مثبت نگر تر باشی
زبان 91
امیرحسین
ایجابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی positive
کلمه : positive
املای فارسی : پازیتیو
اشتباه تایپی : حخسهفهرث
عکس positive : در گوگل

آیا معنی positive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )