برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

positively

/ˈpɑːzətɪvli/ /ˈpɒzətɪvli/

مسلما، قطعا، یقینا، محققا، بطور مثبت، بطور مطلق

بررسی کلمه positively

قید ( adverb )
(1) تعریف: in a positive way.
مترادف: affirmatively, favorably
مشابه: highly

(2) تعریف: without a doubt; definitely.
مترادف: certainly, definitely, indeed, really, surely, truly, unquestionably
مشابه: absolutely, all right, clearly, just, of course
حرف ندا ( interjection )
• : تعریف: used to indicate strong or absolute affirmation.
مترادف: definitely
مشابه: indeed, of course, really

- Yes, I will go--positively!
[ترجمه ترگمان] ! بله، من میرم - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل] بله، من خواهم رفت - مثبت!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه positively در جمله های نمونه

1. Sugar is positively detrimental to bodybuilding.
[ترجمه 🌠MM93🌠] قند قطعاً برای بدن‌سازی مضر است.
|
[ترجمه ترگمان]قند به طور مثبت برای بدن‌سازی مضر است
[ترجمه گوگل]شکر به بدن سازی زیان آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That skirt of hers is positively indecent.
[ترجمه ترگمان]دامن او به کلی زشت است
[ترجمه گوگل]این دامن از آن ها مثبت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This is positively the worst thing that I can even imagine.
[ترجمه ترگمان]این بدترین چیزی است که حتی تصورش را هم نمی‌توانم بکنم
[ترجمه گوگل]این بدترین چیزی است که حتی می توانم تصور کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some diets may be positively dangerous.
[ترجمه ترگم ...

معنی positively در دیکشنری تخصصی

positively
[ریاضیات] به طور مثبت، مثبتا
[ریاضیات] مسیر با جهت مثبت، گذر جهت دار با جهت مثبت
[ریاضیات] کجی مثبت

معنی کلمه positively به انگلیسی

positively
• in a positive manner; favorably, beneficially; certainly, surely; explicitly, clearly
• you use positively to emphasize that something is the case.

positively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
with certainty; absolutely; definitely; in a positive manner
SuperSU
قاعدتان

معلومه که-("هیچوقت اون آدم قبل نمیشه!")
yazdan
بطور جدی
مسعود دشتبانی
بطور مستقیم * وجود رابطه مستقیم
يار دلواري
I responded positively with the knowledge I had
Because after returning from the road, I still remember your words beautifully
با شناختي كه از تو داشتم ،مثبت جواب دادم
زيرا بعد از برگشت از جاده ، حرف تو هنوز هم قشنگ يادمه
یوسف صابری
به نحوی ایجابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی positively
کلمه : positively
املای فارسی : پسیتیولی
اشتباه تایپی : حخسهفهرثمغ
عکس positively : در گوگل

آیا معنی positively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )