انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 896 100 1

possess

تلفظ possess
تلفظ possess به آمریکایی/pəˈzes/ تلفظ possess به انگلیسی/pəˈzes/

معنی: داشتن، دارا بودن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن
معانی دیگر: مالک بودن، در تملک داشتن، برخوردار بودن، واجد بودن، دانستن، مستولی شدن، تحت نفوذ گرفتن، تحت تاثیر قرار دادن، (معمولا با: of) در اختیار کسی گذاشتن، (با زن) جماع کردن، (زن را) تصرف کردن

بررسی کلمه possess

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: possesses, possessing, possessed
مشتقات: possessor (n.)
(1) تعریف: to have as one's own property.
مترادف: have, own
متضاد: lack
مشابه: grasp, hold, keep

- They lost everything that they possessed during the war.
ترجمه کاربر [ترجمه امیر] آنها هر آنچه که داشتند در طول جنگ از دست دادند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] همه چیزهایی را که در زمان جنگ تصرف کرده بودند از دست دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها همه چیز را که در طول جنگ داشتند از دست دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He now possesses two cars and a boat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون الان دوتا ماشین و یه قایق داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او اکنون دارای دو اتومبیل و قایق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to have as a characteristic or quality.
مترادف: have
متضاد: lack
مشابه: embody, enjoy

- They believe that their elders possess great wisdom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها بر این باورند که ریش سفیدان آن‌ها دارای عقل و درایت خوبی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها بر این باورند که بزرگانشان دارای حکمت بزرگ هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to have knowledge of.
مترادف: have, hold, know

- Only she possesses the secret.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فقط او راز را در دست دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تنها او راز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: of ideas or emotions, to control or dominate the actions of.
مترادف: consume, obsess, preoccupy
مشابه: control, dominate, engross, rule, seize

- He was possessed by the idea that he would fail.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به این فکر افتاده بود که شکست خواهد خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او با این ایده که او شکست خورده بود، تسلط داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(5) تعریف: of an evil spirit, to take control of or inhabit as an irresistible force.
مشابه: bedevil, bewitch, haunt

- They claimed that an evil spirit had possessed their daughter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ادعا می‌کردند که روح شیطانی دختر آن‌ها را تسخیر کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها ادعا کردند که روح شرارت دخترشان را داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه possess در جمله های نمونه

1. they possess physical strength consonant with their great bodies
ترجمه آنان دارای نیروی بدنی متناسب با اندام درشت خود هستند.

2. to possess knowledge and wisdom
ترجمه از دانش و عقل برخوردار بودن

3. he does not possess the necessary courage
ترجمه شجاعت لازم را ندارد.

4. a deep desperation began to possess him
ترجمه نومیدی ژرفی بر او مستولی شد.

5. the groom's passionate desire to possess the bride
ترجمه میل شدید داماد نسبت به تصاحب عروس

6. he is a fake and doesn't possess a grain of truth
ترجمه او آدم دغلکاری است و یک جو درستی در وجودش نیست.

7. Mercury was believed to possess magical properties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اعتقاد بر این بود که عطارد دارای خواص جادویی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اعتقاد بر این بود که جیوه خواص جادویی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We possess ten acres of plow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ده جریب زمین شخم می‌زنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ده هکتار شخم دار داریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I'm afraid this is the only suitcase I possess.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه این تنها چمدانی است که دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می ترسم این تنها چمدان من است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Not all of us possess earthshaking talent. Just common sense and love will do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه ما استعداد earthshaking در اختیار نداریم فقط عقل سلیم و عشق انجام میده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه ما از استعداد زمینی نمی ترسیم فقط حس مشترک و عشق انجام خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She pretends to various abilities she doesn't possess.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون به توانایی‌های مختلفی که نداره تظاهر می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او وانمود می کند که توانایی های گوناگونی ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They possess property all over the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام دنیا ملک و دارایی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها دارای املاک در سراسر جهان هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The students possess the conviction that they can make a difference to their community.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانش آموزان این اعتقاد را دارند که می‌توانند با جامعه خود تفاوت ایجاد کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانش آموزان اعتقاد دارند که می توانند جامعه خود را تغییر دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The proletariat must possess the truth of Marxism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرولتاریا باید حقیقت مارکسیسم را داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرولتاریا باید حقیقت مارکسیسم داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Students need to possess certain basic skills by the time they finish school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانش آموزان باید تا زمانی که مدرسه را تمام کنند، مهارت‌های اولیه ویژه‌ای داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانش آموزان نیاز به داشتن مهارت های اساسی خاصی را تا زمانی که مدرسه را به پایان برسانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Vowels possess greater sonority than consonants.
ترجمه کاربر [ترجمه sanam] صداها (فریاد)پرطنین تر از سکوت است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Vowels دارای رساتر از حروف صامت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صداهای واضحی بیشتر از همخوانها دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف possess

داشتن (فعل)
relieve , bear , have , own , possess
دارا بودن (فعل)
have , own , possess , contain , encompass , enjoy , owe
متصرف بودن (فعل)
possess , tenant
در تصرف داشتن (فعل)
possess
دارا شدن (فعل)
possess
متصرف شدن (فعل)
possess

معنی possess در دیکشنری تخصصی

possess
[ریاضیات] باشد، دارا بودن، متصرف بودن، متصرف شدن، دارا شدن، داشتن

معنی کلمه possess به انگلیسی

possess
• control, dominate; hold; have as a quality; own, have as property
• if you possess something, you have it or own it; a formal word.
• to possess a quality, ability, or feature means to have it; a formal word.
possess a language
• be fluent in a language, have command of a language (outdated)
possess a woman
• "have" a woman, have sex with a woman
possess one's soul in patience
• control oneself, be patient
possess wealth
• be rich, have a fortune

possess را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی possess

سحر ٠٧:٣٠ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥
تسخیر کردن (مثل آدمی که تسخیر جن شده باشه)
|

amin ١٨:٥١ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
(در علوم زیستی) غشاءسلولی،غشاء
|

حسینی ٢١:١٣ - ١٣٩٨/٠١/١٢
داشتن، دارا بودن
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٨:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/١١
استاد/متبحر (كاري) بودن، در (كاري) استاد/متبحر بودن
|

پیشنهاد شما درباره معنی possess



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی possess
کلمه : possess
املای فارسی : پسس
اشتباه تایپی : حخسسثسس
عکس possess : در گوگل


آیا معنی possess مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )