برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

posterity

/paˈsterəti/ /pɒˈsterɪti/

معنی: اعقاب، اولاد، زادگان، ایندگان، اخلاف
معانی دیگر: نسل های آینده، آیندگان، نوادگان، پسینیان (در برابر: پیشینیان یا نیاکان)

بررسی کلمه posterity

اسم ( noun )
(1) تعریف: all generations to come.
مشابه: eternity, future

- The monument was to last for posterity.
[ترجمه ترگمان] این بنای یادبود برای آیندگان به یادگار مانده بود
[ترجمه گوگل] این بنای تاریخی برای آیندگان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Their subhuman living conditions would have remained unknown had not one photographer recorded them for posterity.
[ترجمه ترگمان] اگر یک عکاس آن‌ها را برای آیندگان ثبت نکرده بود، شرایط زندگی subhuman برای آن‌ها ناشناخته باقی می‌ماند
[ترجمه گوگل] شرایط زندگی غیر انسانی آنها ناشناخته باقی نخواهد ماند اگر یک عکاس وجود نداشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: all of one person's descendants.
مترادف: descendants
متضاد: ancestry
مشابه: family, issue, offspring, progeny

- The deceased woman had never married and left no posterity.
[ترجمه ترگمان] زن مرحوم هرگز ازدواج‌نکرده بود و بعد از آن هیچ نسلی را ترک نکرده بود
[ترجمه گوگل] زن مرحوم هرگز ازدواج نکرده و هیچ پسری را ترک نکرده است
...

واژه posterity در جمله های نمونه

1. posterity will execrate his name
آیندگان نام او را مورد لعن و طعن قرار خواهند داد.

2. we commit his fame to posterity
ما شهرت او را به آیندگان می‌سپاریم.

3. we want to leave a better world for our posterity
می‌خواهیم دنیای بهتری را تحویل نسل‌های آینده‌ی خود بدهیم.

4. Few of his works will go down to posterity.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از آثار او به سوی آیندگان خواهد رفت
[ترجمه گوگل]تعداد اندکی از آثار او به نسلهای بعدی میرسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His work must be preserved for posterity.
[ترجمه ترگمان]کار او باید برای آیندگان حفظ شود
[ترجمه گوگل]کار او باید برای آیندگان حفظ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Their music has been preserved for posterity.
[ترجمه ترگمان]موسیقی آن‌ها برای آیندگان حفظ شده‌است
[ترجمه گوگل]موسیقی آنها برای آیندگان حفظ شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف posterity

اعقاب (اسم)
breed , lineage , posterity
اولاد (اسم)
slip , breed , issue , posterity , offsprings , progenies , seeds
زادگان (اسم)
posterity , descendants , descendents
ایندگان (اسم)
posterity
اخلاف (اسم)
progeny , posterity

معنی posterity در دیکشنری تخصصی

posterity
[حقوق] اولاد، اعقاب، اخلاف، آیندگان

معنی کلمه posterity به انگلیسی

posterity
• offspring, descendants; future generations
• you can refer to everyone who will be alive in the future as posterity; a formal word.
leave behind for posterity
• leave for the coming generations, leave a legacy for the future

posterity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن❤️رضوي❤️ستاره
Descendants اولاد
The posteritys of the love of our children
دانه های عشق فرزندانمان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی posterity
کلمه : posterity
املای فارسی : پستریتی
اشتباه تایپی : حخسفثقهفغ
عکس posterity : در گوگل

آیا معنی posterity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )