برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1176 100 1

posthumously


پس از مرگ

واژه posthumously در جمله های نمونه

1. Her last book was published posthumously in 194
[ترجمه ترگمان]آخرین کتاب او پس از مرگش در ۱۹۴ به چاپ رسید
[ترجمه گوگل]آخرین کتاب او در سال 194 بعد از مرگ منتشر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was confirmed posthumously as a member of the Chinese Communist Party.
[ترجمه ترگمان]او پس از مرگش به عنوان عضوی از حزب کمونیست چین تایید شد
[ترجمه گوگل]او بعدا به عنوان عضو حزب کمونیست چینی تأیید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His last novel was published posthumously.
[ترجمه ترگمان]آخرین رمان او پس از مرگش منتشر شد
[ترجمه گوگل]آخرین رمان او بعد از مرگ منتشر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was posthumously awarded the Military Cross.
[ترجمه ترگمان]او پس از مرگش به مدال صلیب نظامی اهدا شد
[ترجمه گوگل]او پس از مرگ به صلیب نظامی اهدا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه posthumously به انگلیسی

posthumously
• after the death

posthumously را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nooshin
بدنیاآمدن پس ازمرگ کسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی posthumously
کلمه : posthumously
املای فارسی : پستهوموسلی
اشتباه تایپی : حخسفاعئخعسمغ
عکس posthumously : در گوگل

آیا معنی posthumously مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )