برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

powerless

/ˈpaʊərləs/ /ˈpaʊəlɪs/

معنی: ضعیف، بی زور
معانی دیگر: بی نیرو، ناتوان، عاجز

بررسی کلمه powerless

صفت ( adjective )
مشتقات: powerlessly (adv.), powerlessness (n.)
(1) تعریف: lacking strength, power, or vitality; ineffectual.
مترادف: feeble, helpless, impotent, weak
متضاد: almighty, powerful
مشابه: downtrodden, effete, emasculated, fruitless, incapacitated, ineffectual, insufficient, nugatory, resourceless, vulnerable

- I am powerless against his charm.
[ترجمه ترگمان] من در برابر جذابیت او ناتوان هستم
[ترجمه گوگل] من نسبت به جذابیت آن ناتوانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: without authority; helpless.
متضاد: powerful
مشابه: weak

- We feel powerless against the state.
[ترجمه ترگمان] ما احساس ناتوانی در برابر دولت داریم
[ترجمه گوگل] ما نسبت به دولت احساس قدرت می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه powerless در جمله های نمونه

1. I am powerless to intervene in the matter.
[ترجمه ترگمان]من قدرت مداخله در این موضوع را ندارم
[ترجمه گوگل]من ناتوانم در این زمینه دخالت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. As children we all feel powerless.
[ترجمه سونیا] مثل کودکان ما همه احساس ناتوانی میکنیم
|
[ترجمه ترگمان]مثل کودکانی که همه ما احساس ناتوانی می‌کنیم
[ترجمه گوگل]به عنوان کودکان ما همه احساس بی نیروی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If you don't have money, you're powerless.
[ترجمه ترگمان]اگر پول نداری، ضعیف هستی
[ترجمه گوگل]اگر شما پول ندارید، شما بی قدرت هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When the enemy attacked, we were completely powerless against them.
[ترجمه ...

مترادف powerless

ضعیف (صفت)
light , lean , anemic , weak , faint , weakly , feeble , flagging , anile , asthenic , slack , atonic , infirm , fragile , pusillanimous , sappy , puny , feeblish , languid , shaky , rickety , languorous , weakish , wonky , powerless
بی زور (صفت)
powerless

معنی کلمه powerless به انگلیسی

powerless
• helpless, unable to act, impotent, incapacitated; unable to produce a result, ineffective, ineffectual
• someone who is powerless is unable to control or influence events.
• if you are powerless to do something, you are unable to do it.

powerless را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی powerless
کلمه : powerless
املای فارسی : پورلس
اشتباه تایپی : حخصثقمثسس
عکس powerless : در گوگل

آیا معنی powerless مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )