برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1321 100 1

powerlessness


بی نیرویی، بی زوری، بی قوتی، ضعف، عدم توانایی، بی نفوذی

واژه powerlessness در جمله های نمونه

1. Dread is produced by a powerlessness.
[ترجمه ترگمان]این ترس توسط یک ناتوانی ایجاد می‌شود
[ترجمه گوگل]نزاع توسط یک بی ثباتی تولید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I listened to many tales of powerlessness, of personal degradation, hopelessness and unhappiness.
[ترجمه ترگمان]به داستان‌های بسیاری از درماندگی و بیچارگی و بیچارگی و بیچارگی گوش می‌دادم
[ترجمه گوگل]من به داستان های بسیاری از بیثباتی، انحطاط شخصی، ناامیدی و ناامیدی گوش فرا دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Perhaps there is no greater feeling of powerlessness, and despair, than seeing a home fill up with water.
[ترجمه ترگمان]شاید احساس عدم قدرت و نومیدی بیشتری نسبت به دیدن خانه پر از آب وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]شاید احساس عدم قدرت و ناامیدی بیشتری نسبت به دیدن یک خانه با آب داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Certainly, one of the prime reasons for powerlessness is lack of obedience.
[ترجمه ترگمان]بدیهی است که یکی از دلایل اصلی ناتوانی، عدم اطاعت ...

معنی کلمه powerlessness به انگلیسی

powerlessness
• weakness, impotence, helplessness

powerlessness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
عجز، ناتواني، ضعف، انفعال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی powerlessness
کلمه : powerlessness
املای فارسی : پورلسنس
اشتباه تایپی : حخصثقمثسسدثسس
عکس powerlessness : در گوگل

آیا معنی powerlessness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )