انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1065 100 1

powerlessness

تلفظ powerlessness
تلفظ powerlessness به آمریکایی تلفظ powerlessness به انگلیسی

بی نیرویی، بی زوری، بی قوتی، ضعف، عدم توانایی، بی نفوذی

واژه powerlessness در جمله های نمونه

1. Dread is produced by a powerlessness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ترس توسط یک ناتوانی ایجاد می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نزاع توسط یک بی ثباتی تولید می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I listened to many tales of powerlessness, of personal degradation, hopelessness and unhappiness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به داستان‌های بسیاری از درماندگی و بیچارگی و بیچارگی و بیچارگی گوش می‌دادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به داستان های بسیاری از بیثباتی، انحطاط شخصی، ناامیدی و ناامیدی گوش فرا دادم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Perhaps there is no greater feeling of powerlessness, and despair, than seeing a home fill up with water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید احساس عدم قدرت و نومیدی بیشتری نسبت به دیدن خانه پر از آب وجود داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید احساس عدم قدرت و ناامیدی بیشتری نسبت به دیدن یک خانه با آب داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Certainly, one of the prime reasons for powerlessness is lack of obedience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدیهی است که یکی از دلایل اصلی ناتوانی، عدم اطاعت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا یکی از دلایل اصلی بیسوادی کمبود اطاعت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. But I to starboard and I am so powerlessness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما من به سمت راست منحرف شدم و خیلی powerlessness
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما من به سمت راست سوار می شوم و من خیلی بی نیرویی هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Her past unresolved feelings of anger and powerlessness were projected onto Harris's watching TV.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گذشته او از احساسات حل‌نشده خشم و ناتوانی در تلویزیون تماشای تلویزیون هریس پیش‌بینی شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احساسات خنده و ناتوانی گذشته خود را که در گذشته حل نشده بود بر روی تلویزیون تماشای هریس پیش بینی شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Powerlessness is a state of mind. If you think you are powerless, you are.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]powerlessness ذهنی است اگر فکر می‌کنی ضعیف هستی، هستی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناتوانی حالت ذهن است اگر فکر می کنید که شما بی قدرت هستید، شما هستی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Women's representation helps keep them inplace of relative powerlessness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش زنان به حفظ ناتوانی نسبی آن‌ها کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمایندگی زنان کمک می کند تا آنها را به جای ناتوانی نسبی حفظ کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Letting go is to admit powerlessness; Which means the outcome is not in my hands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجازه دادن به ناتوانی، عدم پذیرش ناتوانی است؛ که به این معنی است که نتیجه در دست من نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیرون رفتن این است که بیثباتی را بپذیریم؛ به این معنی نیست که نتیجه در دست من نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A significant cause of stress in the workplace is a sense of powerlessness and lack of control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دلیل مهم استرس در محیط کار، احساس ناتوانی و عدم کنترل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علت قابل توجهی از استرس در محل کار یک احساس بیثباتی و عدم کنترل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. If we can't bring our problems under control, feelings of powerlessness and despair often ensue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر نتوانیم مشکلات خود را تحت کنترل، احساس ناتوانی و ناامیدی مطرح کنیم اغلب در پی آن هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر ما نمیتوانیم مشکلاتمان را تحت کنترل بگیریم، احساسات بیثباتی و ناامیدی اغلب اتفاق میافتد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We are moving into an era when frailty, fragility and powerlessness are simply not enough.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حال حرکت به دورانی هستیم که ضعف، شکنندگی و ضعف به سادگی کافی نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در حال گذار به دوره ای هستیم که ضعف، شکنندگی و بیثباتی به اندازه کافی کافی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Gadaffi first floated the idea in 199 arguing that it offered the best chance of escaping poverty and powerlessness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قذافی ابتدا این ایده را در ۱۹۹ مورد بحث قرار داد و مدعی شد که بهترین شانس فرار از فقر و ناتوانی را ارائه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گدافی اولین بار در سال 199 این ایده را در ذهن داشت که در آن استدلال می کند بهترین فرصت برای فرار از فقر و ناتوانی را ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The revelations of evil that I had experienced had brought me only to confusion and powerlessness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نکات شیطانی که من تجربه کرده بودم فقط موجب سردرگمی و ناتوانی من شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آشکارا بدی که تجربه کردم فقط به سردرگمی و بیثباتی من را به ارمغان آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه powerlessness به انگلیسی

powerlessness
• weakness, impotence, helplessness

powerlessness را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی powerlessness
کلمه : powerlessness
املای فارسی : پورلسنس
اشتباه تایپی : حخصثقمثسسدثسس
عکس powerlessness : در گوگل


آیا معنی powerlessness مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )