انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 989 100 1

prattle

تلفظ prattle
تلفظ prattle به آمریکایی/ˈprætl̩/ تلفظ prattle به انگلیسی/ˈprætl̩/

معنی: ورور، ور زدن، حرف مفت زدن، پرگویی کردن
معانی دیگر: رجوع شود به: prate، کودک وار حرف زدن، غان و غون کردن، حرف کودکانه، په په

بررسی کلمه prattle

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: prattles, prattling, prattled
• : تعریف: to talk in a foolish and childish way; chatter meaninglessly.
مترادف: blabber, blather, drivel, prate
مشابه: babble, chatter, gibber, jabber

- He can prattle on for hours about nothing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ساعت‌ها درباره هیچ چیز وراجی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او می تواند برای ساعت ها در مورد هیچ چیزی نپسندد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to utter in a foolish or babbling manner.
مترادف: blabber, blather, chatter, drivel
مشابه: babble, jabber, prate
اسم ( noun )
مشتقات: prattlingly (adv.), prattler (n.)
• : تعریف: silly, childish babble; chatter.
مترادف: babble, blather, chatter
مشابه: drivel, gibber, gossip, jabber, prate

- We were annoyed by her constant prattle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از حرف زدن her ناراحت شده بودیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما با حرف مفت زدن ثابت او اذیت شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه prattle در جمله های نمونه

1. Don't prattle about your theory. You must practise it and prove it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راجع به تئوری تو حرف نزن تو باید آن را تمرین کنی و آن را ثابت کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد نظریه خود نگران نباشید شما باید آن را تمرین کنید و آن را ثابت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Whatever else you do, please avoid musicianly prattle about your favourite brand of guitar strings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر کار دیگری که می‌کنید، لطفا از وراجی کردن درباره برند مورد علاقه خود از سیم‌های گیتار اجتناب کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر آنچه را که انجام می دهید، لطفا در مورد مارک مورد علاقه خود از رشته های گیتار اجتناب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. To gossip: to natter, to prattle, to chatter, to tittle-tattle, to jabber, to jaw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گپ زدن، حرف زدن، وراجی کردن، وراجی کردن، وراجی کردن، وراجی کردن، وراجی کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای شنیده شدن به سرزنش کردن، ترساندن، گریه کردن، عصبانی کردن، جلب کردن، فریاد زدن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The lawmakers prattle on about wanting greater continuity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانونگذاران در مورد نیاز به تداوم بیشتر صحبت می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانونگذاران در مورد تمایل به پیوستگی بیشتر می خواهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. That is whu I prattle and chatter lightly and hide my heart behind words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرف زدن و گپ زدن و پنهان کردن قلب من در پشت کلمات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این چیزی است که من به زحمت می اندیشم و پشیمان می شوم و قلبم را در پشت کلمات پنهان می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. You really shouldn't prattle on about something so trivial.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو واقعا نباید راجع به یه چیز پیش‌پاافتاده حرف می‌زدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما واقعا نباید در مورد چیز بسیار بی اهمیت صحبت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. And after all, dear, what is idle prattle for?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و بعد از همه این‌ها، عزیزم، prattle چیست؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و بعد از همه، عزیزم، چه چیزی برای بیداری است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. But ever and anon his childish prattle recurred to what impressed his imagination even more deeply than the wonders of creation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما گاه گاه گاه و بیگاه سخنان کودکانه او را بیشتر از عجایب خلقت تصور می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما هرگز و به هر حال دلایل کودکی خود را به آنچه که تصوراتش را تحت تأثیر قرار داده بود، حتی عمیق تر از شگفتی های خلقت تأیید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Just be sure not to prattle on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط مواظب باش حرف نزنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط مطمئن شوید که در مورد نبرد نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We prattle about scientific discoveries, but we have made scant use of them for our benefit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما درباره کشفیات علمی با هم‌صحبت کردیم، اما به نفع ما از آن‌ها استفاده کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما درباره اکتشافات علمی صحبت می کنیم، اما از مزایای آنها استفاده نادرست از آنها را انجام داده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Don't prattle with this woman, he cautioned himself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خودش هشدار داد: با این زن حرف نزن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این زن نگران نباشید، او خودش را هشدار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. That is way I prattle and chatter lightly and hide my heart behind words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طوری حرف می‌زنم و آهسته حرف می‌زنم و قلبم را پشت کلمات پنهان می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این راهی است که من به راحتی می ترسم و پشیمان می شوم و قلبم را پشت سر کلمات پنهان می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Just as Tarentino's characters in Pulp Fiction prattle relentlessly, Oshii's constantly philosophize in Innocence, addressing questions of individuality, humanity and the nature of mind and soul.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درست به عنوان شخصیت Tarentino در گروه پالپ، بی‌وقفه درباره بی‌گناهی، پرداختن به سوالات فردیت، انسانیت و ماهیت ذهن و روح صحبت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که شخصیت های تارانتینو در داستان خلقت پالپ فریب خورده است، بی تردید Oshii به طور پیوسته در بی گناهی فلسفه می کند و به سوالاتی درباره فردیت، بشریت و ماهیت ذهن و روح می پردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. That is why I prattle and chatter lightly and hide my heat behind words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خاطر همین حرف می‌زنم و آرام حرف می‌زنم و گرما را پشت کلمات پنهان می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همین دلیل است که من به زحمت می اندیشم و پشیمان می شوم و گرمای خود را پشت کلمات می پندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Enough. You prattle on like a child reciting bits of meaningless trivialities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بس است تو داری مثل یه بچه حرف می‌زنی مثل یه بچه که داره چرت و پرت میگه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کافی شما مانند یک فرزند می خوانید که بیت های بی اهمیت را بیاموزید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف prattle

ورور (اسم)
buzz , prate , prattle
ور زدن (فعل)
prattle , gibber
حرف مفت زدن (فعل)
prattle
پرگویی کردن (فعل)
prattle

معنی کلمه prattle به انگلیسی

prattle
• chatter, babble, foolish talk, trivial chit-chat
• chatter, babble, talk about trivial matters, speak foolishly
• if someone prattles on about something, they talk a great deal without saying anything important; an informal word. verb here but can also be used as an uncount noun. e.g. he was impervious to her laughter and prattle.

prattle را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی prattle



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی prattle
کلمه : prattle
املای فارسی : پرتل
اشتباه تایپی : حقشففمث
عکس prattle : در گوگل


آیا معنی prattle مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )