برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

precede

/prəˈsiːd/ /prɪˈsiːd/

معنی: جلوتر بودن از، مقدم بودن، اسبق بودن بر
معانی دیگر: (از نظر زمان یا مکان یا رتبه یا اهمیت) مقدم بودن، جلوتر واقع شدن، اسبق بودن، پیشتر بودن، مقدمتا ذکر کردن، ابتدا معرفی کردن

بررسی کلمه precede

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: precedes, preceding, preceded
(1) تعریف: to come before in time.
مترادف: antecede, antedate
متضاد: follow, succeed
مشابه: predate

- January precedes February.
[ترجمه ترگمان] ژانویه قبل از فوریه است
[ترجمه گوگل] ژانویه پیش از فوریه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Our flight preceded theirs by two hours.
[ترجمه بهادرخان] پرواز ما دو ساعت از پرواز آنها جلوتر بود .
|
[ترجمه ترگمان] پرواز ما دو ساعت زودتر از اونا بود
[ترجمه گوگل] پرواز ما به مدت دو ساعت ادامه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Baseball games are usually preceded by the singing of the national anthem.
[ترجمه علی] معمولا پیش از مسابقات بیسبال سرود ملی خوانده می شود.
...

واژه precede در جمله های نمونه

1. Lyndon Johnson preceded Richard Nixon as President.
لیندون جانسون قبل از "ریچارد نیکسون" ریس جمهور بود

2. In a gallant gesture, Ronnie allowed Amanda's name to precede his in the program listing.
رونی با حالتی جوانمردانه اجازه داد که اسم "آماندا" قبل از اسم او، در فهرست برنامه قرار گیرد

3. A prominent speaker preceded the ceremony of the granting of the diplomas.
سخنران برجسته ای، قبل از مراسم اعطاء مدارک تحصیلی (دیپلم)، نطقی ایراد کرد

4. Agricultural development simply must precede economic development.
[ترجمه ترگمان]توسعه کشاورزی به سادگی باید مقدم توسعه اقتصادی باشد
[ترجمه گوگل]توسعه کشاورزی به سادگی باید پیش از توسعه اقتصادی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It would be helpful if you were to precede the report with an introduction.
[ترجمه سجاد] اگر قبل از شروع گزارش یک مقدمه بکار ببری خیلی میتونه بهتر باشه(فهم بیشتری داره)|
[ترجمه ترگمان]اگر قرار بود با معرفی از این گزارش استفاده کنید مفید خواهد بود
[ترجمه گوگل]اگر پیش از این گزارش با مقدمه ای ...

مترادف precede

جلوتر بودن از (فعل)
precede
مقدم بودن (فعل)
precede
اسبق بودن بر (فعل)
precede

معنی precede در دیکشنری تخصصی

precede
[برق و الکترونیک] قبل از ، سبقت گرفتن
[ریاضیات] مقدم بودن، جلو بودن، قبل از، پیش از، قبل از ... قراردادن

معنی کلمه precede به انگلیسی

precede
• go before, come before; be in front, be ahead of; predate, happen before
• if one event or period of time precedes another, it happens before it; a formal word.
• if you precede someone somewhere, you go in front of them; a formal word.

precede را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mobina
قبل از .... آمدن
سامان نصیری
ارجحیت داشتن
مسعود زهدی
قبل ازموقع انجام شدن(مانند پرداخت پیش از موعد,یا پیش پرداخت ها /پیش دریافت ها),زودتراز موعدرخ دادن
مقداد
جلوتر بودن از، مقدم بودن، اسبق بودن بر
محدثه فرومدی
پیش از چیزی بودن/قرار داشتن
عباس نعمتی فر
جلوتر رفتن
The guard preceded them down the corridor.
She preceded him out of the room.
Naddiiaaa
Precede=Come before
پیش از کسی کاری را انجام دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی precede
کلمه : precede
املای فارسی : پرکد
اشتباه تایپی : حقثزثیث
عکس precede : در گوگل

آیا معنی precede مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )