برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1333 100 1

preen

/ˈpriːn/ /priːn/

معنی: سنجاق سینه، خود را اراستن، بخود بالیدن، بامنقار و زبان خود را اراستن، بالیدن
معانی دیگر: (پرنده) با نوک زدن خود را تمیز کردن، پر و بال آراستن، (حیوان) با لیسیدن خود را تمیز کردن، تن آرایی کردن، (با دقت زیاد یا بطور افراط آمیز) خود را آراستن، خودآرایی کردن، آرایش کردن، به خود بالیدن

بررسی کلمه preen

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: preens, preening, preened
(1) تعریف: to trim and clean (feathers), as a bird does.

(2) تعریف: to dress or groom (oneself) with great attention and self-admiration; primp.

(3) تعریف: to show or have great pride and satisfaction in (oneself).
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to dress and groom oneself with great care and satisfaction; primp.

- How long has he been in the bathroom now, preening in front of the mirror?
[ترجمه ترگمان] چند وقته تو دستشویی هست، جلوی آینه نشسته؟
[ترجمه گوگل] در حال حاضر او در حمام بوده است، پیشانی در جلو آینه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to exult in one's own appearance or accomplishments.

واژه preen در جمله های نمونه

1. Rare birds preen themselves right in front of your camera.
[ترجمه ترگمان]پرندگان نادر خود را در مقابل دوربین خود preen می‌کنند
[ترجمه گوگل]پرندگان نادر خود را در مقابل دوربین خود قرار می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The ratbird climbed on and began to preen its fur unconcernedly.
[ترجمه ترگمان]The بالا رفت و با بی‌قیدی موهای خود را پوشاند
[ترجمه گوگل]موش خرطومی بر روی زمین افتاد و بدون هیچ مشکلی از خزه بیرون آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In other ducks courting males may also preen themselves in certain phases of their displays.
[ترجمه ترگمان]در دیگر اردک‌ها، مردان ممکن است خود را در مراحل خاصی از نمایش خود preen کنند
[ترجمه گوگل]در سایر جوجه های اردک نیز ممکن است در مراحل خاصی از نمایش خود، خود را تحمل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The private swans arch out their feathers and preen and nourish themselves.
[ترجمه ترگمان]قوها private خود را arch و خود را preen و خود را nourish
[ترجمه گوگل]قوها خصوصی قوها را ...

مترادف preen

سنجاق سینه (اسم)
brooch , preen , scatter pin
خود را اراستن (فعل)
preen , doll up
بخود بالیدن (فعل)
preen
بامنقار و زبان خود را اراستن (فعل)
preen
بالیدن (فعل)
pique , brave , pride , magnify , grow , glory , boast , flaunt , brag , preen , plume , set up

معنی کلمه preen به انگلیسی

preen
• clean one's feathers (of birds); groom with the beak (of birds); make oneself beautiful; be proud, take pride in oneself
• when people preen themselves, they spend time making themselves look neat and attractive; often used humorously.
• when birds preen their feathers, they clean and arrange them with their beaks.

preen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
به خود باليدن
Shirinbahari
صاف کردن پرها با نوک
آرایش کردن. افتخار به کاری که کرده باشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preen
کلمه : preen
املای فارسی : پرین
اشتباه تایپی : حقثثد
عکس preen : در گوگل

آیا معنی preen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )