انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 891 100 1

prejudice

تلفظ prejudice
تلفظ prejudice به آمریکایی/ˈpredʒədəs/ تلفظ prejudice به انگلیسی/ˈpredʒʊdɪs/

معنی: ضرر، تبعیض، غرض، پیش داوری، غرض ورزی، قضاوت تبعیض امیز، خسارت وضرر، تعصب، تبعیض کردن
معانی دیگر: پیشداوری (معمولا پیشداوری منفی)، نظر منفی، صدمه، آسیب (ناشی از عمل یا قضاوت)، خلل، لطمه، آسیب رساندن، صدمه زدن، لطمه زدن، پیشداوری کردن، دچار تعصب کردن، تبعی­، غر­ ورزی، قضاوت تبعی­ امیز، تبعی­ کردن

بررسی کلمه prejudice

اسم ( noun )
عبارات: without prejudice
(1) تعریف: an opinion, judgment, preference, or conception formed without knowing or examining the facts.
مترادف: prejudgment
مشابه: bias, opinion, preconception

- He was surprised to see the high level of technology being used and produced in these countries as his prejudice had been that these were backward nations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او از مشاهده سطح بالای فن‌آوری مورد استفاده و تولید در این کشورها شگفت‌زده شده بود چرا که تعصب او این بود که این کشورها ملت‌های عقب‌مانده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او شگفت زده شد که سطح بالایی از تکنولوژی که در این کشورها استفاده می شود و تولید می شود، به دلیل تعصبش این بود که این کشور ها عقب مانده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the act or state of holding or being influenced by preconceived opinions, as opposed to opinions based on an objective examination of the facts.
مترادف: bias, narrow-mindedness
متضاد: objectivity
مشابه: discrimination, jaundice, partiality

- The court considered the facts and made its decision without prejudice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دادگاه حقایق را در نظر گرفت و تصمیم خود را بدون تعصب اتخاذ کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دادگاه حقایق را بررسی کرد و تصمیم خود را بدون تعصب به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Prejudice and hatred have kept the two groups apart for centuries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تعصب و نفرت این دو گروه را برای قرن‌ها جدا کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تعصب و نفرت دو قرن را برای دو قرن حفظ کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: irrational hostility or negativity toward a person or group, esp. on the basis of race, religion, or ethnicity.
مترادف: intolerance
مشابه: bias, chauvinism, discrimination, ethnocentrism, homophobia, hostility, intolerance, jingoism, misogyny, race, racism, sexism, xenophobia

- Prejudice against American citizens of Japanese descent was strong in the U.S. during World War II.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تعصب در برابر شهروندان آمریکایی تبار ژاپنی در آمریکا در طول جنگ جهانی دوم قوی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تعصب علیه شهروندان آمریکایی تبار ژاپنی در ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم قوی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: disadvantage or harm caused by the adverse preconceptions of others.
مترادف: detriment
مشابه: damage, disadvantage, harm

- The court's decision operated to the prejudice of the defendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تصمیم دادگاه برای پیش‌داوری متهم فعال بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تصمیم دادگاه به تعصب متهم متوسل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: prejudices, prejudicing, prejudiced
مشتقات: prejudiced (adj.)
(1) تعریف: to bias or cause prejudice in.
مترادف: bias
مشابه: influence, jaundice, predispose, sway

- Wearing a highly provocative dress may have prejudiced the jury against her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پوشیدن لباس‌های تحریک‌کننده می‌تواند هیات‌منصفه را به پیش‌داوری متهم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پوشیدن لباس های بسیار تحریک آمیز ممکن است جلوی هیئت منصفه را بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to cause damage or detriment to.
مترادف: damage, harm, hurt
مشابه: disadvantage, impair, mar

واژه prejudice در جمله های نمونه

1. Prejudice against minority groups will linger on as long as people ignore the facts.
ترجمه تبعیض نسبت به گروه های اقلیت تا زمانی که مردم حقیقت را نادیده می گیرند، باقی خواهد ماند

2. Eliminating prejudice should be among the first concerns of a democracy.
ترجمه از بین بردن تبعیض بایستی از جمله اولین وظایف یک حکومت دموکراسی باشد

3. The witness's weird behavior prejudiced Nancy's case.
ترجمه رفتار غیر عادی شاهد، پرونده نانسی را تحت تاثیر قرار داد

4. prejudice against those of a different race or religion
ترجمه پیشداوری نسبت به کسانی که از نژاد یا مذهب دیگری هستند

5. prejudice somebody against (or in favor of) somebody (or something)
ترجمه کسی را دچار پیش‌داوری بر علیه (یا برله) کسی (یا چیزی) کردن

6. a prejudice against modern art
ترجمه نظر منفی نسبت به هنر امروزی

7. racial prejudice
ترجمه تعصب نژادی

8. without prejudice (to)
ترجمه 1- بی‌آسیب،بدون صدمه 2- (حقوق) بدون نفی کردن (حقی دیگر)

9. ignorance breeds prejudice
ترجمه جهل موجب پیش داوری می‌گردد.

10. ignorance leads to prejudice
ترجمه نادانی منجر به پیشداوری می‌شود.

11. the man of prejudice is, afortiori, a man of limited mental vision
ترجمه پر واضح است که آدم متعصب،بینش ذهنی محدودی نیز دارد.

12. we accept this settlement without prejudice to our claim for a better settlement later on
ترجمه این مصالحه را به شرطی می‌پذیریم که به حق ما نسبت به یک مصالحه‌ی بهتر در آینده صدمه نزند.

13. she continued to drink to the prejudice of her health
ترجمه با ادامه‌ی به میخوارگی به سلامتی خود صدمه زد.

14. a judge should not allow his own feelings to prejudice him
ترجمه قاضی نباید اجازه بدهد که احساساتش او را دچار تعصب کند.

15. Prejudice sometimes hampers a person from doing the right thing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعصب گاهی مانع از انجام کار درست می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعصب گاهی اوقات فرد را از انجام کارهای درست جلوگیری می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. He continued to smoke, to the prejudice of his health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسیده بود که آقای نای تلی به حرف زدن ادامه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به خاطر سلامتی او به سیگار ادامه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Your bad spelling may prejudice your chances of getting the job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]املای نادرست شما ممکن است به شانس شما برای رسیدن به شغل لطمه بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]املای بد شما ممکن است احتمال شانس گرفتن کار شما را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. They accused him of having a prejudice against his women employees.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها او را به داشتن تبعیض علیه کارکنان زن متهم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها او را متهم به داشتن تعصب در برابر کارکنان زنشان کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. Laws against racial prejudice must be strictly enforced.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قوانین علیه تعصب نژادی باید به شدت اجرا شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قوانین علیه تعصبات نژادی باید به شدت اجرا شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. A judge must be free from prejudice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قاضی باید از تعصب آزاد باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قاضی باید از تعصب آزاد باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. Women still face prejudice in the workplace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زنان هنوز هم در محل کار تعصب دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زنان هنوز در محل کار تعصب دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. Prejudice remains deeply ingrained in many organizations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعصب در بسیاری از سازمان‌ها ریشه دوانیده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعصب عمیقا در بسیاری از سازمان ها ادامه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. Racism is a deeply rooted prejudice which has existed for thousands of years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نژادپرستی یک تعصب ریشه‌دار است که هزاران سال وجود داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نژاد پرستی تعصب عمیق ریشه دار است که برای هزاران سال وجود داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف prejudice

ضرر (اسم)
loss , evil , forfeiture , hurt , damage , harm , prejudice , disadvantage , injury , detriment , wound
تبعیض (اسم)
prejudice , discrimination
غرض (اسم)
gain , motive , partiality , purpose , intention , grudge , spite , prejudice , lucre , peeve , private interest
پیش داوری (اسم)
prejudice
غرض ورزی (اسم)
prejudice
قضاوت تبعیض امیز (اسم)
prejudice
خسارت وضرر (اسم)
prejudice
تعصب (اسم)
partiality , zealotry , zeal , bias , prejudice , bigotry , fanaticism , intolerance , intolerancy , preconception , prepossession
تبعیض کردن (فعل)
bias , prejudice

معنی عبارات مرتبط با prejudice به فارسی

غر­ نسبت بکسی از روی تعصب، بیزاری و تنفر بی جهت از کسی
کسی را دچار پیش داوری بر علیه (یا برله) کسی (یا چیزی) کردن
1- بی آسیب، بدون صدمه 2- (حقوق) بدون نفی کردن (حقی دیگر)

معنی prejudice در دیکشنری تخصصی

prejudice
[حقوق] لطمه زدن، تضییع کردن، تبعیض، پیش داوری، زیان، لطمه، صدمه، تضییع
[حقوق] به طور قطعی (مانع طرح مجدد دعوی یا موضوع)
[حقوق] بدون انکه موجب تضییع حق گردد، بدون آنکه تأثیر گذارد، با امکان طرح مجد دعوی یا موضوع

معنی کلمه prejudice به انگلیسی

prejudice
• preconceived opinion, bias; prejudgment, sentence passed before proper examination of the circumstances
• express a preconceived opinion, express one's biases; infringe on someone's rights, injure the rights of another
• prejudice is an unreasonable dislike of someone or something.
• if you show prejudice in favour of someone, you treat them better than other people. if you show prejudice against someone, you treat them worse than other people.
prejudice the rights
• subtract from rights, take away from rights
without prejudice
• without bias, impartially

prejudice را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی prejudice

فاطمه فاطمه ٢٣:٤٣ - ١٣٩٦/١٠/٣٠
without prejudice=without admitting guilt
|

پریسا فرح بخش ١٨:٥١ - ١٣٩٧/٠٤/١٨
تعصب
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤
سلسله‌مراتب
|

پیشنهاد شما درباره معنی prejudice



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی prejudice
کلمه : prejudice
املای فارسی : پرجودیک
اشتباه تایپی : حقثتعیهزث
عکس prejudice : در گوگل


آیا معنی prejudice مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )