برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

premiere

/preˈmɪr/ /ˈpremieə/

معنی: رئیس، رهبر، نخست وزیر، هنرپیشه برجسته، نخستین نمایش یک نمایشنامه، برتر، نخستین، والاتر
معانی دیگر: premier مقدم، مهمتر

بررسی کلمه premiere

اسم ( noun )
• : تعریف: a first public performance or showing, as of a film or stage production.
مترادف: debut, opening

- The movie's premiere was an exciting event, but the audience was disappointed with the film itself.
[ترجمه ترگمان] اکران فیلم یک رویداد هیجان‌انگیز بود، اما تماشاگران از خود فیلم ناامید شدند
[ترجمه گوگل] اولین فیلم این فیلم یک رویداد هیجان انگیز بود، اما تماشاگران با فیلم خود ناامید شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: premieres, premiering, premiered
• : تعریف: to have or give the first public performance or showing of.
مترادف: debut
مشابه: open

- They decided to premiere the film in December.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها تصمیم گرفتند تا این فیلم را در ماه دسامبر به نمایش بگذارند
[ترجمه گوگل] آنها تصمیم گرفتند فیلم را در ماه دسامبر برگزار کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to give or have the first public performance.
مترادف: debut
مشابه: open
...

واژه premiere در جمله های نمونه

1. the premiere danseuse of the paris ballet
رقاصه‌ی اول باله‌ی پاریس

2. during the movie's premiere
در شب اول نمایش فیلم

3. Rossini's work had its premiere at the Paris Opera.
[ترجمه ترگمان]اثر روسینی در اپرای پاریس به نمایش در آمد
[ترجمه گوگل]کارهای او در اپرای پاریس نخستین بار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A new Czechoslovak film has had its premiere at the Karlovy Vary film festival.
[ترجمه ترگمان]فیلم جدید Czechoslovak در جشنواره فیلم \"Karlovy Vary\" اکران شد
[ترجمه گوگل]یک فیلم جدید چکسلواک در جشنواره فیلم کارلووی واری برگزار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Lots of celebrities were at the film premiere.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد مشهور در نمایش این فیلم حضور داشتند
[ترجمه گوگل]بسیاری از افراد مشهور در این فیلم حضور داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The world premiere took place in August 195
...

مترادف premiere

رئیس (اسم)
provost , principal , superior , head , master , manager , director , superintendent , warden , commander , chief , leader , prefect , premier , headman , premiere , boss , chairman , president , ruler , sheik , sheikh , regent , dean , head master , higher-up , syndic
رهبر (اسم)
head , pilot , leader , guide , bellwether , rector , premier , premiere , steerer , fuehrer , fuhrer , skipper
نخست وزیر (اسم)
premier , premiere , prime minister
هنرپیشه برجسته (اسم)
premier , premiere
نخستین نمایش یک نمایشنامه (اسم)
premiere
برتر (صفت)
superior , better , premier , preferable , higher , premiere , pre-eminent , dominant , prevalent , preponderant , paramount , uppermost , overriding , superempirical , top-dog
نخستین (صفت)
primary , initial , prime , premier , premiere , incipient
والاتر (صفت)
premier , premiere

معنی کلمه premiere به انگلیسی

premiere
• first performance of a play (or show, movie, etc.); first presentation
• appear in a first performance; appear in a first presentation
• the premiere of a new play or film is its first public performance.
• when a new production of something such as a play or film is premiered, it is shown to an audience for the first time.
premiere concert
• first concert, debut musical performance
world premiere
• first public presentation around the world

premiere را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

madii
اکران، اکران فیلم
Pouria
نخستین اکران (یک فیلم) یا نخستین اجرای یک قطعه موسیقی
خشایار نوروزی
(بگونه ی فعل): نخستین اجرا را به نمایش درآوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی premiere
کلمه : premiere
املای فارسی : پرمیر
اشتباه تایپی : حقثئهثقث
عکس premiere : در گوگل

آیا معنی premiere مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )