انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 988 100 1

prescribe

تلفظ prescribe
تلفظ prescribe به آمریکایی/prəˈskraɪb/ تلفظ prescribe به انگلیسی/prɪˈskraɪb/

معنی: تعیین کردن، مقرر داشتن، تجویز کردن، نسخه نوشتن
معانی دیگر: (پزشکی) تجویز کردن، توصیه کردن، روا داشتن، دستور دادن، فرمودن، امر کردن، (در اصل) از پیش نگاشتن، پیش نویس کردن

بررسی کلمه prescribe

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: prescribes, prescribing, prescribed
(1) تعریف: to lay down as a rule or guide.
مترادف: dictate
مشابه: demand, enjoin, formulate, impose, require, set

- This book on etiquette prescribes the manner in which silverware should be placed on the dinner table.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این کتاب مربوط به آداب و رسوم است که برای صرف غذا باید روی میز غذاخوری گذاشته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این کتاب در مورد اخلاق نشان می دهد نحوه قرار دادن وسایل نقره در میز شام را مشخص می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The school prescribed a strict code of conduct for its students.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مدرسه اصول رفتاری مخصوص دانشجویان خود را تجویز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مدرسه یک دستورالعمل سختگیرانه برای دانش آموزان خود صادر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to order or recommend (a drug or the like) as a medical remedy.
مترادف: recommend
مشابه: order

- The doctor prescribed a new drug for the patient's skin condition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دکتر داروی جدیدی را برای بیماری پوستی بیمار تجویز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دکتر یک داروی جدید برای وضعیت پوست بیمار تجویز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This medicine is frequently prescribed to treat the disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این دارو اغلب برای درمان این بیماری تجویز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این دارو اغلب برای درمان بیماری تجویز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- For patients with colds, the doctor prescribes only rest and drinking plenty of fluids.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برای بیماران مبتلا به سرماخوردگی، پزشک فقط استراحت می‌کند و مقدار زیادی مایعات بنوشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برای بیماران مبتلا به سرماخوردگی، پزشک فقط استراحت می کند و مقدار زیادی مایعات را مصرف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: prescribable (adj.), prescriber (n.)
(1) تعریف: to set down rules; direct; ordain.
مترادف: command, decree, ordain
مشابه: dictate, direct

- As a stepfather, I can give advice, but I don't try to prescribe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به عنوان یک ناپدری، می‌توانم نصیحتی به شما بکنم، اما من سعی نمی‌کنم تجویز کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به عنوان یک پدربزرگ، می توانم مشاوره بدهم، اما سعی نمی کنم تجویز کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to give or write a medical prescription.

- I will research the various treatment options before I prescribe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من قبل از اینکه prescribe را تجویز کنم، درباره گزینه‌های مختلف درمانی تحقیق خواهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] قبل از تجویز، گزینه های درمان مختلف را بررسی خواهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه prescribe در جمله های نمونه

1. when should one prescribe this medicine?
ترجمه در چه مواردی باید این دارو را تجویز کرد؟

2. The doctor prepared to prescribe a receipt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکتر برای تجویز یک رسید آماده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکتر آماده برای تایید رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He may be able to prescribe you something for that cough.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید بتواند چیزی برای این سرفه تجویز کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ممکن است بتواند چیزی را برای آن سرفه تجویز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. If these don't work I may have to prescribe you something stronger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه این کار جواب نده، ممکنه یه چیزی قوی‌تر برات تجویز کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر این کار نمی کند من ممکن است مجبور کنم چیزی قوی تر را تجویز کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The law allows doctors to prescribe contraception to the under 16s.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قانون به پزشکان اجازه می‌دهد که پیش‌گیری از بارداری را به زیر ۱۶ سال تجویز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانون اجازه می دهد تا پزشکان تجویز پیشگیری از بارداری به زیر 16 سال
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Regulations prescribe certain standards for building materials.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقررات استانداردهای خاص برای مصالح ساختمانی را تجویز می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقررات استانداردهای خاصی را برای مصالح ساختمانی اعمال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Police regulations prescribe that an officer's number must be clearly visible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقررات پلیس تجویز می‌کند که شماره یک افسر باید به وضوح قابل‌مشاهده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقررات پلیس مجازات می کند که یک شماره افسر باید به وضوح قابل مشاهده باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They encourage doctors to prescribe cheaper generic drugs instead of more expensive brand names.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها پزشکان را تشویق می‌کنند که به جای نام‌های تجاری گران‌قیمت، داروهای عمومی ارزان‌تر را تجویز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها پزشکان را تشویق می کنند که داروهای عمومی ارزان تر را جایگزین نام های گران تر از نام تجاری کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Ask the doctor to prescribe something for that cough.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از پزشک بخواهید چیزی برای این سرفه تجویز کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از دکتر بخواهید چیزی برای آن سرفه تجویز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Various rights prescribe in twenty years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حقوق مختلفی در بیست سال تجویز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حقوق بشر در بیست سال پیش تجویز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Your doctor may prescribe a course of antibiotics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ممکنه دکترت یه مقدار آنتی‌بیوتیک تجویز کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پزشک ممکن است دوره ای از آنتی بیوتیک ها را تجویز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Army regulations prescribe how rifles must be carried.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقررات ارتش چگونگی حمل تفنگ را تجویز می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقررات ارتش نشان می دهد که تفنگ ها باید حمل شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Therapists cannot prescribe drugs as they are not necessarily medically qualified.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درمانگران نمی‌توانند داروها را تجویز کنند چون الزاما از لحاظ پزشکی واجد شرایط نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درمانگران نمیتوانند داروها را تجویز کنند، زیرا آنها لزوما پزشکی واجد شرایط نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. What punishment does the law prescribe for this crime?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون چه مجازاتی را برای این جرم تجویز می‌کند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کدام مجازات برای این جرم تجویز می شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The results can help doctors prescribe the most effective anti-viral drug regimen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نتایج می‌توانند به پزشکان کمک کنند که موثرترین روش مبارزه با مواد مخدر را تجویز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج به دست آمده می تواند به پزشکان کمک کند تا موثرترین داروهای ضد ویروسی را تجویز کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف prescribe

تعیین کردن (فعل)
assign , fix , specify , state , appoint , determine , define , assess , slate , locate , delimit , qualify , prescribe , tell off
مقرر داشتن (فعل)
assign , establish , fix , provide , ordain , appoint , resolve , enjoin , prescribe
تجویز کردن (فعل)
prescribe
نسخه نوشتن (فعل)
prescribe

معنی prescribe در دیکشنری تخصصی

prescribe
[فوتبال] تجویزکردنه
[حقوق] بر اثر مرور زمان مدعی مالکیت شدن، مشمول مرور زمان شدن، تجویز کردن، مقرر داشتن

معنی کلمه prescribe به انگلیسی

prescribe
• write an order form for medication; order remedies or treatment (about a doctor); recommend, advise
• if a doctor prescribes treatment or medicine for you when you are ill, they tell you what medicine or treatment you should have, and write a prescription for you if necessary.
• if someone prescribes an action or duty, they state formally that it must be done; a formal use.
prescribe for
• determine acquittal

prescribe را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی prescribe

dd ١١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
say what treatment or medicine a sick person should or must have

تجویز کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی prescribe



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی prescribe
کلمه : prescribe
املای فارسی : پرسکریب
اشتباه تایپی : حقثسزقهذث
عکس prescribe : در گوگل


آیا معنی prescribe مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )