برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1317 100 1

preservationist


طرفدار حفظ و حراست چیزی (مثلا ساختمان های تاریخی یا محیط زیست)، پاسارگر، نیکدارگر، ایمن دار

بررسی کلمه preservationist

اسم ( noun )
• : تعریف: a person advocating the preservation and restoration of historic buildings or wildlife environments.

واژه preservationist در جمله های نمونه

1. However, the preservationists soon appeared on the scene.
[ترجمه ترگمان]با این حال، preservationists بزودی در صحنه ظاهر شد
[ترجمه گوگل]با این حال، حفظ کنندگان به زودی در صحنه ظاهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The preservationists, over the years, had lost ground - quite literally.
[ترجمه ترگمان]The، در طول سال‌ها، زمین را از دست داده بودند
[ترجمه گوگل]حفاظت کنندگان، در طول سالها، زمین را از دست داده بودند - کاملا به معنای واقعی کلمه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The farmer therefore accuses the preservationist of hypocrisy.
[ترجمه ترگمان]بنابراین کشاورز این ریاکاری را به ریاکاری متهم می‌کند
[ترجمه گوگل]کشاورز بنابراین محافظت از ریاکاری را متهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The preservationists had been careful about nomenclature.
[ترجمه ترگمان]The در حدود nomenclature محتاط بودند
[ترجمه گوگل]نگهدارنده ها در مورد نام نویسی مراقب بودند
[ترجمه شما] ...

preservationist را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preservationist
کلمه : preservationist
املای فارسی : پرسروتینیست
اشتباه تایپی : حقثسثقرشفهخدهسف
عکس preservationist : در گوگل

آیا معنی preservationist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )