برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1320 100 1

preservative

/priˈzɝːvətɪv/ /prɪˈzɜːvətɪv/

معنی: نگاه دارنده، کاپوت
معانی دیگر: نگهدار، حفظ کننده، پاسار، پاسارگر، نیکدار، نیکدارگر، بر جای دار، محافظ

بررسی کلمه preservative

اسم ( noun )
• : تعریف: a natural or chemical agent used to preserve foods and the like.
صفت ( adjective )
• : تعریف: capable of or relating to preserving.

واژه preservative در جمله های نمونه

1. The wood is treated with preservative to prevent decay.
[ترجمه ترگمان]چوب با ماده نگهدارنده درمان می‌شود تا از فساد جلوگیری شود
[ترجمه گوگل]چوب برای جلوگیری از فرسایش چوب با مواد نگهدارنده مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He painted the posts with a preservative liquid.
[ترجمه ترگمان]او پست‌ها را با یک مایع نگهدارنده نقاشی کرد
[ترجمه گوگل]او پست ها را با یک مایع محافظ نقاشی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. New timber should be treated with a preservative.
[ترجمه ترگمان]درختان جدید باید با ماده نگهدارنده درمان شوند
[ترجمه گوگل]چوب جدید باید با نگهدارنده درمان شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Salt has a preservative effect on food.
[ترجمه ترگمان]نمک بر غذا تاثیر دارد
[ترجمه گوگل]نمک اثر محافظتی بر روی غذا دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف preservative

نگاه دارنده (اسم)
holder , handler , preservative , suspensor , maintainer
کاپوت (اسم)
hood , preservative

معنی preservative در دیکشنری تخصصی

[سینما] محافظت کننده
[صنایع غذایی] نگهدارنده : در صنایع غذایی به هر ماده ای که قادر باشد فساد را به تاخیر اندازد یا کنترل کند ماده نگهدارنده میگویند
[نساجی] ماده نگهدارنده از فساد - ماده ضد عفونی کننده - محافظت کننده - محافظ
[پلیمر] محافظت کننده، محافظ
[آب و خاک] محافظ
[نفت] ضد فساد گل

معنی کلمه preservative به انگلیسی

preservative
• substance that is used to guard against spoilage or decomposition; something that protects, safeguard
• a preservative is a chemical that prevents things from decaying. some preservatives are added to food, and others are used to treat wood or metal.

preservative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrab
ماده نگه دارنده ( برای جلوگیری از فاسد شدن غذا یا پوسیدگی وسیله)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preservative
کلمه : preservative
املای فارسی : پرسروتیو
اشتباه تایپی : حقثسثقرشفهرث
عکس preservative : در گوگل

آیا معنی preservative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )