انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 890 100 1

بررسی کلمه pretension

اسم ( noun )
(1) تعریف: a false or insincere show or claim; pretense.
مترادف: act, pretense
مشابه: fiction, imposture, masquerade, pose, sham, show

(2) تعریف: (often pl.) a claim to something not warranted or deserved, or the act of putting forth such a claim.
مشابه: pretense

- The king's cousin had pretensions to the throne.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پسر عموی پادشاه ادعای سلطنت را داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پسر عموی پادشاه تسلط بر تخت داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: affectation or exaggerated self-importance; pretentiousness.
مترادف: airs, pretense
مشابه: affectation, mannerism, portentousness, pride, self-importance, swank

واژه pretension در جمله های نمونه

1. pretension to the throne
ترجمه داعیه‌ی سلطنت

2. He makes no pretension ( s ) to skill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ ادعایی ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هیچ تعهدی به مهارت ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Intellectual pretension was never one of his vices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Intellectual ادعا می‌کرد که هرگز یکی از عیوب او نبوده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشگویی ذهنی هرگز از زحمات او نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The movie makes no pretension to reproduce life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم هیچ ادعایی برای تولید مثل ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلم هیچ تردیدی برای تولید زندگی ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She talks of her rich friends with great pretension.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از دوستان ثروتمند او با تظاهر فراوان سخن می‌گوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از دوستان غنی اش با تظاهرات بزرگ سخن می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Readers may find the pretension and arrogance of her style irritating.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوانندگان ممکن است the و نخوت سبک او را آزار دهنده پیدا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوانندگان ممکن است تظاهر و غرور از سبک خود را تحریک کننده پیدا کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Occasionally it comes across as absurd pretension.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاهی هم مثل ادعای پوچ و پوچ به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات آن را به عنوان تردید پوچ می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This pretension was to be dear to the heart of Philip Augustus.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این pretension برای قلب فیلیپ دوم عزیز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تظاهر به دل فیلیپ آگوستوس عزیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The band was tight, powerful and completely without pretension, and rallied through material from both albums.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه محکم، قدرتمند و کاملا بدون تظاهر بود و از طریق مواد هم از هر دو آلبوم جمع و جور می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گروه تنگ، قدرتمند و بدون هیچگونه پیش شرطی بود و از طریق هر دو آلبوم به هم ریخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. All that liberals can not tolerate is pretension to infallibility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر چیزی که لیبرال‌ها نمی‌توانند تحمل کنند مدعی لغزش ناپذیری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه چیزهایی که لیبرال ها نمی توانند تحمل کنند، تردید در مورد بی احترامی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. You know, it's either glitz or pretension.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌دانید، این یا glitz است یا ادعایی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می دانید، این یا گلچین یا تظاهر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Let's just say this: Pretension is thy middle name.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیا فقط این را بگوییم: Pretension اسم میانی تو است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیایید فقط می گویند این Pretension نام شماست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He has no pretension ( s ) to learning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ ادعایی برای یادگیری ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هیچ تدبیری برای یادگیری ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He was beyond any pretension. Although he corresponded with many of the world's most important people, his stationery carried only a watermark—W—for Woolworth 's.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ ادعایی نمی‌کرد اگرچه او با بسیاری از افراد مهم دنیا مکاتبه داشت، لوازم‌التحریر او تنها یک نشانه به نام W - W برای Woolworth داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فراتر از هرگونه تظاهرات بود اگر چه او با بسیاری از مهمترین افراد جهان مرتبط بود، لوازم التحریرش تنها یک علامت W-for-Woolworth بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The priggism of intellectual pretension is the one unpardonable sin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعصب عقلانی و عقلانی یک گناه غیرقابل بخششی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظهور ادعای فکری یک گناه غیر قابل توجیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pretension

مدعی (اسم)
assertion , claim , accuser , claimant , pretender , plaintiff , adversary , complainant , prosecutor , pretension , allegation , suitor
تظاهر (اسم)
display , feint , affectation , demonstration , pretense , pretension , ostentation , simulation , fakery , make-believe , semblance , preciosity , prudery , effusion , eyewash , grimace
وانمود (اسم)
feint , affectation , pretension , simulation , fakery , make-believe
ادعا (اسم)
assertion , claim , pretense , pretension , plea , allegation , purport , protestation , asseveration , averment , postulate
قصد (اسم)
resolution , will , assumption , pretension , purpose , intent , intention , animus , thought , purport , design , attempt , determination
دعوی (اسم)
quarrel , case , claim , pretension , lawsuit

معنی کلمه pretension به انگلیسی

pretension
• claim, assertion; act of pretending, act of feigning; arrogance, haughtiness
• someone with pretensions pretends that they are better or more important than they really are.

pretension را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی pretension

hossein fallahpour ١٠:٣٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٧
پیش کشش _ پیش کشنده _ در کمربند های ایمنی خودرو کاربرد دارد
|

zahra-ghalandari ٢٢:٣٩ - ١٣٩٦/٠٧/٢٨
کشش بیشتر
در تمرین دهی عضلات به کار می رود
|

ثریا ٢٠:٣٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٨
پیش کشیدگی
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٠٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
گزافه‌گويي
|

پیشنهاد شما درباره معنی pretension



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pretension
کلمه : pretension
املای فارسی : پرتنسین
اشتباه تایپی : حقثفثدسهخد
عکس pretension : در گوگل


آیا معنی pretension مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )