انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1070 100 1

primarily

تلفظ primarily
تلفظ primarily به آمریکایی/praɪˈmerəli/ تلفظ primarily به انگلیسی/ˈpraɪmərəli/

در درجه ی اول، عمدتا، بیشتر، اساسا، بدایه، مقدمه، اولا، اصولا، اصلا

بررسی کلمه primarily

قید ( adverb )
• : تعریف: mainly; mostly; chiefly.
مترادف: chiefly, mainly, mostly, principally
مشابه: especially, essentially, fundamentally, generally, in the main, largely

- She is primarily interested in the sciences.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او در درجه اول به علوم علاقه‌مند است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در درجه اول به علوم علاقه مند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه primarily در جمله های نمونه

1. he used color primarily for plastic purposes
ترجمه اصولا از رنگ برای مجسمه سازی استفاده می‌کرد.

2. success in teaching is primarily a matter of talent
ترجمه موفقیت در تدریس در درجه‌ی اول بستگی به استعداد دارد.

3. the eminence of new york is primarily due to natural advantages
ترجمه برتری نیویورک در درجه‌ی اول مدیون موهبت های طبیعی می‌باشد.

4. Every kind of peaceful cooperation among men is primarily based on mutual trust and only secondly on institutions such as courts of justice and police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر نوع هم‌کاری صلح‌آمیز در میان مردان اصولا مبتنی بر اعتماد متقابل و ثانیا در موسساتی مانند دادگاه‌ها دادگستری و پلیس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر نوع همکاری صلح آمیز میان مردمان عمدتا براساس اعتماد متقابل است و تنها در مورد نهادهای نظیر دادگاه های عدلی و پلیس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Her wardrobe consists primarily of huge cashmere sweaters and tiny Italian sandals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباس او در درجه اول از شال کشمیر بسیار بزرگ و صندل‌های نرم ایتالیایی تشکیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمد لباس او عمدتا از ژاکت های قیشر بزرگ و صندل های کوچک ایتالیایی تشکیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Tax cuts have been directed primarily at the better-off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاهش مالیات در درجه اول به سمت بهتر هدایت شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاهش مالیات در درجه اول به سمت بهبود بخشیدن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She sees exercise primarily as an unavoidable chore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ورزش را به عنوان یک کار روزمره غیرقابل‌اجتناب می‌داند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ورزش را عمدتا به عنوان کاری غیر قابل اجتناب می بیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The issue was not primarily a political one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مساله اصولا یک مساله سیاسی نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مسئله در درجه اول سیاسی نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The inves-tigation was undertaken primarily to mollify pressure groups.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The - tigation در درجه اول برای فرونشاندن گروه‌های فشار انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحقیق در ابتدا انجام شد تا گروه های فشار را تسویه کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Her interest in him is primarily sexual.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاقه او به او در درجه اول جنسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاقه او به او در درجه اول جنسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The person primarily responsible is the project manager.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فردی که در درجه اول مسئول پروژه است مدیر پروژه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شخص اصلی مسئول مدیریت پروژه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The purpose of the programme is primarily educational.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف از این برنامه در درجه اول آموزشی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف این برنامه در درجه اول آموزشی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We're primarily concerned with keeping expenditure down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در وهله اول نگران حفظ هزینه‌ها هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در ابتدا با نگه داشتن هزینه ها روبرو هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Public order is primarily an urban problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نظم عمومی در درجه اول یک مساله شهری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نظم عمومی عمدتا یک مشکل شهری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Poverty is primarily a cause of illness and only secondarily its effect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقر در درجه اول علت بیماری و تاثیر آن بر بیماری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقر در درجه اول علت بیماری است و تنها اثر دوم آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه primarily به انگلیسی

primarily
• chiefly, principally, mainly; in the first place, initially
• you use primarily to indicate the most important feature of something or the reason for something.

primarily را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ماری ١٧:٠٧ - ١٣٩٦/٠٣/٢٢
اصولا
|

عادل سوپک سیستان و بلوچستان دشتیاری - بنو ١٩:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٤
مقدمه، اولا، اصولا
|

مصطفا ١٧:١٦ - ١٣٩٧/١١/١٠
اول از همه
Category of mostly
|

منا ٠٨:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/٣١
در درجه اول، عمدتا، بیشتر
( به عنوان قید استفاده می شود.)
|

حامد رنجبر ١٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦
عمدتاً، بیشتر، اساساً، در درجه اول، اصولاً، اساساً
|

میلاد علی پور ٢٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٩
از همان ابتدا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی primarily
کلمه : primarily
املای فارسی : پریمریلی
اشتباه تایپی : حقهئشقهمغ
عکس primarily : در گوگل


آیا معنی primarily مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )