برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

primarily

/praɪˈmerəli/ /ˈpraɪmərəli/

در درجه ی اول، عمدتا، بیشتر، اساسا، بدایه، مقدمه، اولا، اصولا، اصلا

بررسی کلمه primarily

قید ( adverb )
• : تعریف: mainly; mostly; chiefly.
مترادف: chiefly, mainly, mostly, principally
مشابه: especially, essentially, fundamentally, generally, in the main, largely

- She is primarily interested in the sciences.
[ترجمه ترگمان] او در درجه اول به علوم علاقه‌مند است
[ترجمه گوگل] او در درجه اول به علوم علاقه مند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه primarily در جمله های نمونه

1. he used color primarily for plastic purposes
اصولا از رنگ برای مجسمه سازی استفاده می‌کرد.

2. success in teaching is primarily a matter of talent
موفقیت در تدریس در درجه‌ی اول بستگی به استعداد دارد.

3. the eminence of new york is primarily due to natural advantages
برتری نیویورک در درجه‌ی اول مدیون موهبت های طبیعی می‌باشد.

4. Every kind of peaceful cooperation among men is primarily based on mutual trust and only secondly on institutions such as courts of justice and police.
[ترجمه ترگمان]هر نوع هم‌کاری صلح‌آمیز در میان مردان اصولا مبتنی بر اعتماد متقابل و ثانیا در موسساتی مانند دادگاه‌ها دادگستری و پلیس است
[ترجمه گوگل]هر نوع همکاری صلح آمیز میان مردمان عمدتا براساس اعتماد متقابل است و تنها در مورد نهادهای نظیر دادگاه های عدلی و پلیس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her wardrobe consists primarily of huge cashmere sweaters and tiny Italian sandals.
[ترجمه ترگمان]لباس او در درجه اول از شال کشمیر بسیار بزرگ و صندل‌های نرم ایتالیایی تشکیل شده‌است
[ترجمه گوگل]کمد لباس او عمدتا از ژاکت های قیشر بزرگ و صندل های کوچک ایتالیایی تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه primarily به انگلیسی

primarily
• chiefly, principally, mainly; in the first place, initially
• you use primarily to indicate the most important feature of something or the reason for something.

primarily را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماری
اصولا
عادل سوپک سیستان و بلوچستان دشتیاری - بنو
مقدمه، اولا، اصولا
مصطفا
اول از همه
Category of mostly
منا
در درجه اول، عمدتا، بیشتر
( به عنوان قید استفاده می شود.)
حامد رنجبر
عمدتاً، بیشتر، اساساً، در درجه اول، اصولاً، اساساً
میلاد علی پور
از همان ابتدا
jahanaks.blog.ir
نخست، اول از همه
"ارجاع به کسی که کاری را برای اولین بار انجام داده"
زهره رجایی زاده
در وهله اول
سجاد
مخصوصا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی primarily
کلمه : primarily
املای فارسی : پریمریلی
اشتباه تایپی : حقهئشقهمغ
عکس primarily : در گوگل

آیا معنی primarily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )